کد خبر: 3632879
تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۹

تقویت حس مذهبی؛ بهترین راه زنده کردن امید در بیماران

گروه اجتماعی: بهترین راه زنده کردن امید در بیمار، تقویت حس مذهبی، توکل به خدا و اعتقاد به این حقیقت است که طبیب واقعی خدا است و درمان هیچ دردی برای خداوند متعال دشوار نیست و چه‌بسا دردهای بی‌درمان که با دعا شفا یافته؛ خداوند متعال چیزی جز خیر و صلاح و سود انسان نمی‌خواهد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، در تقویم جمهوری اسلامی ایران یکم شهریورماه به‌عنوان روز بزرگداشت ابوعلی‌سینا و به نام روز پزشک نام‌گذاری شده است. توجه به مبانی و احکام دین اسلام در تمام عرصه‌ها، ازجمله پزشکی، در پیمودن مسیر کمال علمی و اخلاقی بسیار مؤثر است؛ زیرا اسلام دین اخلاق است و هدف بعثت پیامبر اسلام نیز اکمال مکارم اخلاق بوده است. «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ مجلسی 382/68». نکات اخلاقی موجود در سوگندنامه پزشکی، محدود به مواردی است که حاصل افکار فلاسفه پیشین، ازجمله بقراط، بوده است. اما دستورالعمل‌ها و نکات اخلاقی به‌صورت جامع و کامل در احادیث پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) جلوه‌گر شده است که به‌عنوان مبانی اسلامی اخلاق پزشکی، می‌توان از آن به‌عنوان مکمل یا جایگزین مناسب مبانی موجود بهره‌مند شد.
از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: «موسی بن عمران به خدا عرض کرد: خداوندا! درد از کیست؟ فرمود: از من عرض کرد: دوا از کیست؟ فرمود: از من. عرض کرد: پس بندگان تو با معالجه چه کار دارند؟ فرمود: به‌وسیله آنها دل‌های بیماران را پاکیزه و خرسند می‌سازد و به همین خاطر معالج را طبیب نامیدند».
واژه طب به‌معنای وفق و مدارا در کار و لطف ورزیدن است و طبیب را از آن‌رو طبیب نامیده‌اند که با مدارا و با تدبیر لطیف خود، اندوه را از دل می‌گیرد، جالب آن‌که در این حدیث به مسئله درمان و شفای جسمی به اندازه آرام ساختن دل تأکید نشده است. بنابراین طبیب به‌معنی آرامش‌دهنده نفس‌ها و دل‌ها است.
بیماران در تمام مراحل درمان، نیاز به صحبت کردن با پزشک خود و آگاهی از وضعیت سلامتی خویش و نحوه درمان و طول مدت آن دارند و افزون بر بیماری، با مسئله بزرگ دیگری گریبانگیرند که عبارت از نگرانی و اضطراب خاطر است. توجه به این مسئله در جامعه پزشکی امروز بسیار دارای اهمیت است و پزشکان باید همواره به این نکته توجه کنند که در روند تشخیص و درمان بیماران، آیا در رفع مهمترین نیاز روحی بیماران و ایجاد آرامش و اطمینان در ایشان موفق بوده‌اند یا خیر؟ آیا در نحوه برخورد با بیماران و به‌کارگیری جملات و عبارات محبت‌آمیز و تسکین دهنده و پیگیری کار بیمار با صبر و حوصله، در تقویت روحیه بیماران و ایجاد امید در آنها توفیق داشته‌اند یا خیر؟ یأس و ناامیدی موجب تشدید بیماری است و بیشتر از بیماری برای بیمار رنج‌آور است.
امام علی(ع) فرمود: «اعظم البلاء انقطاء الرجاء؛ سخت‌ترین بلا، گسستن امید است»،قرآن کریم در آیه 82 سوره شعرا می‌فرماید: «و اذا مرضت فهو یشفین؛ او خدایی است که به هنگام بیماری مرا شفا می‌دهد» این آیه حاکی است که شفا و طبابت از خدای متعالی است و طبیب واقعی تنها اوست. در واقع خداوند است که خواص درمانی را در داروها نهاد و در نظام آفرینش، برای هردردی دارویی آفرید و به انسان، استعداد شناخت دردها و داروها و چگونگی درمان آن ها را عنایت کرد. بدین سان، او را مظهر نام‌های طبیب و شافی خود قرار داد. بنابراین از نگاه اسلام، طبیب و دارو، خواه برای روح و خواه برای جسم، تنها یک وسیله است و تأثیر بخشی آن به اراده خداوند است.
بهترین راه زنده کردن امید در بیمار، تقویت حس مذهبی، توکل به خدا و اعتقاد به این حقیقت است که طبیب واقعی خدا است و درمان هیچ دردی برای خداوند متعال دشوار نیست و چه‌بسا دردهای بی درمان که با دعا شفا یافته؛ خداوند متعال چیزی جز خیر و صلاح و سود انسان نمی‌خواهد.
بنابراین از عوامل اخلاق پزشکی، توجه به نقش واسطه بودن پزشک در شفا و درمان بیماری است. اعتقاد و باورهای مذهبی پزشک به یقین در نحوه درمان او مؤثر است. آثار و برکات دیدگاه توحیدی در موفقیت‌های پزشک مشهود است. توکل و امید به خدای متعال، که طبیب حقیقی است، نه تنها در فعالیت‌های درمانی پزشک، بلکه در روحیه بیماران و درمان‌پذیری و تسریع در بهبودی آنها نیز مؤثر است. زیرا میل و توجه و درخواست از خدای متعال در فطرت انسان سرشته شده است و بهره‌گیری از ابزار فطری انسان در تمام مراحل زندگی بهترین راه‌حل است.
مهمترین خصوصیت یک پزشک خوب این است که متوجه نیازهای بیمارش باشد.یک پزشک خوب پزشکی است که تواناست، همراه و مشاور بیمار است، صمیمی با بیمار و دارای مهارت‌های ارتباطی قوی است کمااینکه یک پزشک باید مهارت جلب اعتماد بیمارش را داشته باشد.
یک پزشک خوب پزشکی است که متعادل، با ایمان، با شهامت، شجاع و دل‌نگران بیمار و نسبت به بیمارش دلسوز باشد، خلاق، اطمینان دهنده به بیمار، دارای توانایی مباحثه و مناظره، حساس و دقیق، پیرو اصول اخلاقی، کارآمد، بردبار، مشتاق و پُرانرژی، صادق، خوش اخلاق، نوع‌دوست، فروتن، باوقار، محقق و منصف باشد کمااینکه قضاوت عادلانه و عاقلانه، خوش‌برخورد، شنونده و وظیفه‌شناس بودن و سخاوتمندی از دیگر ویژگی‎ها برای پزشک است یک پزشک خوب پزشکی است که پذیرای افکار نو باشد، صبور باشد، باگذشت و واقع‌بین باشد و از خودپسندی و تکبر به‌دور باشد.
نگاهی به زندگی‌نامه ابوعلی‎سینا
ابوعلی حسین بن عبدالله ابن سینا اعجوبه دهر و نادره روزگار، شناختنش یک عمر و شناساندنش کتاب قطور می‌خواهد، خودش گزارش زندگی خود را تا حدود سی و پنج سالگی که به گرگان آمده، به تقاضای یکی از شاگردانش املا کرده و شاگرد معروفش ابوعبید جوزجانی، بعد آن‌را تکمیل و تا آخرین روز زندگی‌اش، گزارش کرده است.
از این گزارش‌ها می‌توان تا حدی زندگی عادی و علمی و سیاسی او را به دست آورد، زندگی ناآرام و پرماجرایی داشته و عمری نسبتاً کوتاه. با این عمر کوتاه و این زندگی پرماجرا، این همه معلومات و خلق این همه آثار حقیقتاً حیرت‌انگیز است.
عجیب این است که با این‌که ابن ابی اصیبعه و ابن القفطی هر دو متن این دو گزارش را بدون اختلاف ضبط کرده‌اند، جمله آخر را که مدت عمر شیخ است به اختلاف ضبط کرده‌اند، بنابر نقل ابن ابی اصیبعه عمر شیخ 54 سال و بنا بر نقل ابن القفطی 58 سال بوده است.بعضی دیگر(نامه دانشوران) از روی بغض قرائن احتمال می‎دهند که عمر شیخ 63 سال بوده است.
شخصیت بوعلی همه حکمای اسلامی پیش از او را تحت‌الشعاع قرار داد بعد از بوعلی، چه در طب و چه در فلسفه، کتاب‌های او محور بحث و شرح بود.
نکته دیگر این‌که قبل از بوعلی، بغداد مرکز طب و فلسفه بود بوعلی به بغداد نرفت پدرش بلخی و مادرش بخارایی است، نیمه اول عمرش در آن حدود گذشته است به‌عللی به2سوی خراسان و گرگان رهسپار شد و در چند شهر توقف‌های کوتاهی کرد، عاقبت در اصفهان و همدان و بیشتر در همدان رحل اقامت افکند.
صبت شهرتش طالبان علم و حکمت را از هر سو به سوی او می‎کشید.شاگردان زیادی تربیت کرد.شخصیت بوعلی در زمان حیاتش و شهرت کتابهایش بعد از خودش که محور بحث میان اهل فضل بود و متخصصان آن کتب بیشتر در ایران یافت می‎شدند سبب شد که مرکز ثقل فلسفه و طب از بغداد به ایران منتقل گشت.
نویسنده کتاب «فلاسفه شیعه» درباره او گفته است: «به بوعلی سینا به‌خاطر سیطره علمی و فلسفی او بر افکار علما لقب ارسطو و بقراط اسلام داده‌اند، او اولین کسی است که التهاب قشر روی بدن را به‌طور بسیار صحیح توصیف کرده و میان این التهاب قشر دوم فرق گذاشت و همچنین آن‌را از بیماری‌های مشابهش جدا کرد و او نخستین کسی است که بین فلج صورت ناشی از عوامل داخلی در مغز و فلج ناشی از سبب خارجی فرق گذاشت.
هم‌چنین میان داءالجنب و درد اعصاب بین دنده‌ها و میان دمل کبدی و التهاب سینه فرق قائل شد.چنان‌که سکته مغزی را که در نتیجه زیادی خون عارض می‎شود را به‌خوبی توصیف کرده است و نظریه او در این زمینه برخلاف عقیده یونانیان بود.اوست که به سرایت سل ریوی اشاره کرده است و نخستین کسی است که معتقد شد بیماری‎ها به‌وسیله آب و خاک منتقل می‎شوند و اوست که به وجود کرمک که امروز آن‌را آنگلسوستم می‎نامند، پی برد.
گوستاولوبون درباره فعالیت‌های طبی ابوعلی سینا گفته است: «کتاب‌های ابوعلی سینا به تمام زبان‌های دنیا ترجمه شده و تا مدت شش قرن اصل و مبنای طب شناخته شد و مخصوصاً در دارالفنون‌های فرانسه و ایتالیا فقط کتاب‌های بوعلی سینا جزء کتب درسی در طب مقرر شده بود و در فرانسه پنجاه سال بیشتر نگذشته است که کتب مذکوره از برنامه‌های درسی خارج شده است».
همچنین فیلیپ خلیل در این رابطه می‎نویسد: «القانون فی الطب که فهرستی بسیار نیکو و مرتب از افکار طبی یونان و عرب است.متن عربی قانون در سال 1593 میلادی در روم منتشر شد و از جمله قدیمی‎ترین کتاب‌هایی بود که به چاپ رسید.
جراردکریمونی در قرن دوازدهم  قانون را به لاتین ترجمه کرد و مطالب علمی این کتاب و ترتیب و نظم و روش فلسفی که داشت آن‌را معروف‌ترین مرجع طبی آن عصر کرد و جای کتاب‌های جالینوس و رازی و مجوسی را گرفت و در مدارس اروپا برای تعلیم طب کتاب رسمی شد.در سی ساله آخر قرن پانزدهم، پانزده چاپ لاتین و یک چاپ عبری از قانون انتشار یافت، در سال‌های اخیر نیز قسمتی از آن به انگلیسی ترجمه شده است.
کتاب قانون، ورم حجاب حاجز را از بیماری ذات‌الجنب جدا می‎کند و هم از سرایت ذات‌الریه به‌وسیله تماس، سخن گفته و انتشار مرض را از راه آب و آلودگی دانسته و هم بیماری انگلستوم را از لحاظ علمی مشخص کرده می‎گوید که سبب آن کرمی است که به روده‌ها وارد می‎شود و رد قسمت ماده طبی از هفت‌صد دارو سخن می‎گوید.
این کتاب از قرن دوازدهم تا هفدهم، معروف‎ترین راهنمای طبی مغرب زمین بود و هنوز هم در بعضی موارد در ممالک شرقی اسلامی به‌کار می‌رود».
همچنین هونکه آلمانی درباره او می‎گوید: «تا سال 1500 میلادی پانزده بار در اروپا کتاب قانون ابن‌سینا چاپ شد در صد سال بعد چاپ قانون ابن‌سینا به بیست بار رسید و تا نیمه دوم قرن 17 میلادی همچنان مکرر چاپ می‎شد.
به این ترتیب کتاب ابن‌سینا در طول تاریخ جهان بشریت بیش‌از هر کتاب پزشکی دیگری مطالعه و تدریس شده است.چاپ شرح‌هایی که ب رآن نوشته‌اند اصلاض قابل شمارش نیستند پزشکی اروپا در قرن شانزدهم میلادی برای اولین بار در مقایسه خودش با پزشکی اسلامی به فکر فرو رفته و شروع به شرمندگی کرد.این موقعی بود که پزشکی اروپا دیگر مانند تفاله پزشکی اسلامی درآمده و یا چیزی شبیه کاریکاتور مسخ شده آن شده بود».
و در جای دیگر می‎گوید: «تمام آثار عالی پزشکان و حتی کتاب الملکی و همچنین بزرگ‌ترین اثار یونان و دانشمندان اسکندریه در مقابل کتاب قانون ابن‌سینا بی‌رنگ و رو می‎شوند.تاثیر عظیمی که این کتاب صدها سال در شرق و غرب باقی گذاشت در طول تاریخ علم طب بی‌نظیر است».
captcha