کد خبر: 3635543
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۷:۲۴

پاسخ به 4 شبهه درباره فلسفه ظهور منجی

گروه اندیشه: در فضای مجازی سوالات و بعضا شبهات زیادی درباره فلسفه غیبت و ظهور امام زمان(عج) مطرح می‌شود، به عنوان مثال آیا حضرت(عج) تنها مشغول هدایت جامعه شیعه است؟ و چرا خداوند خودش به‌تدریج هدایت نمی‌کند و در آخر منجی می‌فرستد؟

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، درباره امام زمان(عج) و زندگانی حضرت، سوالات و شبهاتی در فضای مجازی مطرح می‌شوند که فراگیر و همگانی هستند؛ برخی از این سوالات برآمده از ذهن معتقدان و بیشتر عوام مردم و برخی نیز بافته افکار منکران و خدعه منحرفان است. در این راستا با فرزانه روحانی، معاون پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی گفت‌وگویی انجام دادیم که بخش نخست گفت‌وگو در پاسخ به چهار پرسش درباره غیبت حضرت مهدی(عج) منتشر شد، در ادامه مشروح بخش دوم گفت‌وگو و پاسخ به برخی شبهات دیگر که بیشتر در فضای مجازی مطرح شده است، از نظر می‌گذرد:

- آیا فرشتگان نمی‌توانند همان کارهایی که امام زمان(عج) انجام خواهند داد را انجام دهند؟

هر چند چنین امکانی هم مطرح است اما در واقع تمام نقشه خداوند برای انسان و جهان این‌چنینی، رشد دادن انسان در بستر اختیار بوده است و الا که پیش از انسان‌ها فرشتگان به عنوان موجوداتی پاک و فرمانبردار ایجاد شده بودند. خداوند می‌خواهد فرصتی فراهم کند که انسان نه به مانند فرشتگان از پاکی موهبت شده برخوردار باشد؛ بلکه خود با اختیار پاکی را در وجود خود پرورش دهد. بنابراین بدون نقش‌آفرینی انسان‌ها در وقایع عالم هدف خلقت محقق نمی‌شود؛ یعنی خلفاء الهی، امام عصر(عج)، حضرت یوسف، حضرت خضر و ... و یاوران آنان امکان رشد و وصول به این مقام را نمی‌یافتند.

- آیا قومی صالح‌تر از اعراب بدوی نبود تا خداوند امامان و پیامبر خاتم را از میان آنها انتخاب کند؟

در این سوال فرضی نهفته است و آن اینکه باید یک قوم باشد که صالح باشد و این افتخار که پیامبری از میان آنها برگزیده شود به آنها تعلق گیرد که اصلا معلوم نیست که این فرض درست باشد. شاید بین صالح بودن قوم و اینکه از میان آنها پیامبر انتخاب شود، هیچ ارتباطی وجود نداشته باشد. همان‌طور که دقیقا خدا در قران می‌فرماید، ببینید من از میان امی‌ها ‌و از میان کسانی که سابقه آشنایی با کتاب آسمانی نداشتند و از میان جاهلان، چنین پیامبری را برانگیختم.

آن پیامبر حرف‌هایی می‌زند که بسیار فراتر از فرهنگ مردمانی است که با آنها زندگی می‌کرده است و این امر خود به‌عنوان نشانه حقانیت پیامبر مطرح شده است. اینکه در میان اعراب بدوی و جاهلی، یک انسان حرفهایی را ‌‌می‌زند که بعد 1400 سال هنوز دیدگاهی مخالف با علم در آن یافته نشده است. اصلا برنامه خدا این نبوده که از قوم صالح، پیامبر انتخاب کند. حتی به‌نظر برعکس است. ضمن آنکه اگر پیامبر در هر کجای دیگر مبعوث می‌شدند، جای این سوال بود که چرا از جای دیگری انتخاب نشد. به هرحال خدا حتما طرح یا نقشه‌ای داشته است که بر اساس آن مکان‌ها و افراد را انتخاب کرده است و خودش می‌فرماید: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ». خدا خودش بهتر می‌داند رسالتش را کجا قرار بدهد.

- آیا امام زمان اکنون فقط مشغول هدایت جامعه چند میلیونی شیعه است؟ ارتباط ایشان با هفت میلیارد انسان دیگر چیست؟ و آیا فقط موفقیت‌ها در کارنامه ایشان ثبت می‌شود و آیا آنجاهایی که ظلم و فساد هست به امام زمان ربطی ندارد؟

باز باید به داستان خضر و یوسف رجوع کنیم. همان‌طور که بیان شد، قطعا در حالت غیبت، اثرگذاری امام نسبت به حالت ظهورشان محدودتر است. در ماجرای داستان حضرت یوسف اثرگذاری اقتصادی مثبتی که ایشان برای تدبیر و مدیریت قحطی‌ها ‌ در آن دو تا هفت سال داشتند، موجب شد جامعه مصر که تحت تاثیر حضرت یوسف بود به چشم بیاید و مرجع دیگر شهرهای اطراف از جمله کنعان بشود که حضرت یعقوب برای تامین نیازهایشان از کنعان به مصر آنجا رجوع کنند و این ماجرا ختم شود به اینکه حضرت یوسف را بشناسند و ایشان ظاهر بشوند. در واقع وقتی ما به ماجرای آن هفت سال پرثمر شدن زمین و هفت سال قحطی نگاه کنیم، در می‌یابیم که دقیقا برنامه‌ریزی و تدبیر الهی بر این بود که برنامه ظهور یوسف مقدمه‌چینی شود و او بتواند اثر گذاری آشکارتری در سطح یک کشور داشته باشد.

اکنون ما نمی‌توانیم همه اتفاقات را قضاوت کنیم و بدانیم امام چقدر در آنها نقش دارد، اما اجمالا می‌دانیم که امام نقش‌هایی دارند و البته ایشان بر هفت میلیارد انسان مختار و غیرشیعه هم تاثیرگذار هستند. البته همه ماجرا تحت تدبیر خدا انجام می‌شود. همانطور که خود خدا در سوره یوسف می‌فرماید: «وَاللَّهُ غالِبٌ عَلىٰ أَمرِهِ وَلٰكِنَّ أَكثَرَ النّاسِ لا يَعلَمونَ». وقتی ماجراهای یوسف را مطالعه می‌کنیم در می‌یابیم که در تمام حلقه‌ها ‌و ماجراها، امر خدا مسلط بود و او می‌دانست چه می‌کند اگرچه اکثر مردم غافل بودند.

- مگر خدا هادی نیست پس چرا خودش ما را به تدریج هدایت نمی‌کند؟ چرا می‌خواهد ما را تا اوج فساد ببرد و امام زمان بیاید و در نقش یک هادی، مارا از فساد نجات بدهد؟

فکر می‌کنم با توضیحاتی که قبلا دادیم جواب این قسمت روشن هست. اولا اینطور نیست که خداوند ما را تا اوج فساد ببرد و بعد امام زمان در لباس یک ناجی ظاهر شود، بلکه به‌طور طبیعی وقتی انسان‌های مختار در یک جامعه نقش بازی می‌کنند و مختار رفتار می‌کنند و هم عقل دارند و هم هوای نفس دارند، فساد زیاد می‌شود.

به‌طور طبیعی قابل پیش‌بینی است که برخی که اهل تقوا هستند جانب عقل را در برابر هوا بگیرند و خودشان را رشد دهند. یعنی ما یک جریان غالب را نگاه می‌کنیم و می‌بینیم که فساد و ظلم غلبه کرده است، اما در دل این ظاهر توأم با فساد، جریانی هست که نرم نرم و بر مبنای عقل و خداخواهی، به سختی بر اساس آرمان‌های الهی رفتار می‌کند، با وجودی که تمام جهان علیه او هستند و این جریان همانی است که یاوران مهدی در بسترش تربیت می‌شوند.

این دوران غیبت همان فرصتی است که در آن انسان‌های ناب به‌طور اختیاری تربیت شوند و زمانی که ایشان به عنوان ناجی می‌آیند با تکیه بر قوای این نیروها که با وجود غلبه ظلم و فساد تربیت شدند و رشد کردند، سردمداران ظلم را از بین ببرند و کمک کنند شرایط طوری بشود که مستضعفان که نه از گروه هواپرستان و ظالمان بودند و نه شرایط آن را داشتند که بتوانند عقل‌شان را شکوفا کنند و شرایط رشدشان فراهم نبود، آنها را تحت حکومت خودشان رشد دهند و تربیت کنند.

captcha