یک پژوهشگر قرآن و حدیث، با بررسی روایات کتاب «علل الشرایع» اثر شیخ صدوق، تأکید کرد که آموزههای دینی بر پایه عقلانیت استوار است و تعبد در دین، در مقابل تعصب قرار دارد، نه در مقابل تعقل. وی با تحلیل فلسفه احکام شرعی و نقد دیدگاههایی که تعقل را در امور تعبدی نفی میکنند، تصریح کرد که حتی در مقام مدیریت و حکمرانی، ائمه(ع) بر اساس تعامل میان «آرمان» و «واقعیتهای اجتماعی» عمل کردهاند.
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین مهدی مهریزی، پژوهشگر قرآن و حدیث، شامگاه ۲۲ مردادماه در مؤسسه فهیم قم، به مناسبت ایام پایانی ماه صفر و سالگرد شهادت پیامبر اکرم(ص)، امام مجتبی(ع) و امام رضا(ع)، سخنانی درباره فلسفه احکام با تأمل در روایات رضوی کتاب «علل الشرایع» ایراد کرد.
وی با اشاره به اینکه در روایات کتاب «علل»، مباحث معرفتی فراوانی وجود دارد که در فقه مؤثرند اما کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند، اظهار داشت: رویکرد بنده در این زمینه، «فقهالحدیثی» با جنبههای معرفتی و فقهی است. یکی از زیباترین آثار در این راستا، نوشته شیخ صدوق است؛ ایشان اگرچه محدث هستند، اما فردی دنیادیده بودند که سفرهای بسیاری به کشورهای مختلف داشتند و همین موضوع باعث شد در انتخاب کتب و عناوین، سرآمد باشند. کتاب «علل الشرایع» اثر ایشان، شامل حدود ۱۵۰۰ روایت در این زمینه است.
مهریزی افزود: در کتاب «عیون اخبار الرضا(ع)» نیز در سه فصل به این روایات پرداخته شده است. ای کاش محققان قرآن و حدیث، فصلهای ۳۲ تا ۳۴ این اثر را بررسی کنند تا تفاوت روایات «محمد بن سنان» و «فضل بن شاذان» را دریابند؛ برای نمونه در روایات ابنسنان ۴۷ مورد و در روایات فضل ۹۷ مورد «علل» ذکر شده است. روایات ابنسنان عمدتاً فقهی است، اما روایات فضل، طیف گستردهتری از موارد فقهی و غیرفقهی را شامل میشود.
این پژوهشگر با بیان اینکه عللنویسی پیش از شیخ صدوق نیز در میان اصحاب ائمه(ع) رواج داشته و آثار متعددی درباره علل احکام نکاح، صوم، صلاة، وضو و زکات نوشته شده است، تصریح کرد: الگوی شیخ صدوق نیز بر اساس همین آثار بوده است که اکنون به دست ما نرسیدهاند و تنها آثار موجود، همان «عیون» و «علل الشرایع» صدوق است. واژه «علل» در روایات گاهی به معنای آفت و آسیب آمده، اما عمدتاً به معنای دلیل و فواید است.
مهریزی در ادامه با تأکید بر اینکه عللنویسی نشاندهنده عقلانیت آموزههای دینی است، افزود: باز بودن باب پرسش و پاسخ، ایجاد زمینه تعقل، فراهم کردن بستر گفتگو، روشنگری و اقناع از جمله فواید این رویکرد است. متأسفانه برخی بزرگان به اشتباه تصور میکنند چون احکام دینی تعبدی هستند، علل ندارند؛ در حالی که این نگاه، نوعی تعصب است که دلیل را نمیپذیرد. تعبد در برابر تعصب است، نه در برابر تعقل. در این راستا، آقای ملکیان بارها این سخن نادرست را تکرار کردهاند که در امور تعبدی، تعقل راهی ندارد؛ در حالی که احکام تعبدی با تعقل قابل جمع هستند.
این قرآنپژوه با اشاره به سه داستان حضرت ابراهیم(ع) در قرآن، افزود: دو مورد از این داستانها کاملاً تعقلی است؛ مانند ماجرای پرندگان که ایشان با وجود ایمان، برای اطمینان خاطر میخواهند دلیل بیابند، و یا احتجاج ایشان با خورشید و ماه. تنها مورد ذبح حضرت اسماعیل(ع) است که درک آن دشوارتر است و برخی همواره تنها به این مورد استناد میکنند.
مهریزی در ادامه با اشاره به اینکه کتاب «علل الشرایع» دارای ۱۴۵۷ حدیث در زمینههای تاریخ، فقه و اخلاق است، افزود: کتاب «عیون» نیز شامل روایات خاص امام رضا(ع) است که در اواخر عمر شیخ صدوق و در دوره صاحب بن عباد نوشته و به او هدیه شده است. وی در ذکر نمونهای از این مباحث اشاره کرد که طبق روایات، زن حائض باید روزههای خود را قضا کند اما نمازها قضا نمیشود؛ در حالی که نماز در ظاهر مهمتر است. شیخ صدوق در کتب خود عللی را در این باره آورده است؛ از جمله روایتی از امام صادق(ع) که فرمودند روزه سالی یک بار است، اما نماز هر شبانهروز تکرار میشود و تعدادش زیاد است، لذا قضای روزه واجب شد اما قضای نماز خیر. همچنین روایت مفصلی در این زمینه از امام رضا(ع) توسط «فضل» نقل شده است.
مهریزی در ادامه با تشریح روایتی درباره علت عدم وجوب قضای نماز برای زنان در ایام عادت ماهانه، بیان کردند: حضرت در این باره فرمودند که علل این حکم متعدد است؛ از جمله اینکه زن در هنگام روزه، همچنان قادر است به امور منزل، رسیدگی به همسر، پختوپز و خرید بپردازد، اما نماز (بهویژه اگر بخواهد نمازهای قضا را نیز به نمازهای واجب روزانه بیفزاید) زمانبر است و انجام همزمان آن با مسئولیتهای خانگی دشوار خواهد بود. ایشان افزودند: بر این اساس، قیاس ابوحنیفه که به دلیل اهمیت نماز، قضای آن را بر روزه مقدم دانسته است، قیاسی باطل است.
این حدیثپژوه با اشاره به موضوع قیاس در احکام دیگر، اظهار کرد: در بحث زنا و قتل نیز تفاوتهای بنیادین وجود دارد؛ به همین دلیل قرآن برای اثبات زنا، چهار شاهد طلب کرده است زیرا در این گناه، تلاش بر پنهان ماندن است، اما در قتل، هدف اصلی ادای حقالناس است.
وی همچنین در مورد معیار مسافت سفر اشاره کرد که در پاسخ به سؤالی درباره علت تعیین «هشت فرسخ» برای نماز و روزه مسافر، حضرت فرمودند: این مقدار، میانگین مسافتی بوده است که کاروانهای آن زمان در یک روز طی میکردند. یعنی ملاک اصلی، «راه» و سختی مسیر است. ایشان تأکید کردند که این موضوع باید در مباحث فقهی امروز لحاظ شود و به همین دلیل است که برخی فقها معتقدند با توجه به وسایل نقلیه تندرو، باید در مسئله قضای نماز در مسافتهای کوتاه تجدیدنظر شود.
این پژوهشگر در ادامه به بحث کفاره پرداخت و تصریح کرد: اگر کسی کفارهای بر عهده داشته باشد و نتواند برده آزاد کند، این کفاره به «روزه» تبدیل میشود و نه به «نماز». دلیل این امر نیز همان منطقی است که در مورد زنان حائض ذکر شد؛ بدین معنا که نماز و حج، وقت زیادی از انسان میگیرند، اما روزه با برنامهریزی جاری زندگی سازگارتر است و فرد میتواند در عین روزهداری، کارهای خود را به انجام برساند.
مهریزی در ادامه به موضوع «فدک» پرداخت و اشاره کرد که در روایتی، فردی از امام رضا(ع) سؤال میکند که چرا حضرت علی(ع) پس از رسیدن به خلافت، برای بازپسگیری فدک اقدام نکردند؟ ایشان در پاسخ فرمودند: هنگامی که مسئولیت و خلافت در دست ماست، دنبال منافع شخصی نیستیم، بلکه هدف ما رسیدگی به امور مؤمنان است. ایشان تأکید کردند که هدف از حکمرانی، تلافی کینههای پیشین، رسیدگی به مسائل حزبی و جناحی یا بهرهمندی اقوام و خویشاوندان نیست. این رویکرد، بیانگر یکی از اصول بنیادین در حکمرانی اسلامی است.
مهریزی در ادامه به موضوعی دیگر پرداخت و تصریح کرد: در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه چرا در یک زمان، دو امام قرار داده نمیشوند، حضرت(ع) فرمودند که این امر دلایلی دارد؛ از جمله اینکه اراده، مدل مدیریتی و روش اداره جامعه در هر امام متفاوت است. ایشان تأکید کردند که عبارت «کلهم نور واحد» مربوط به مقام ولایت و جنبههای معنوی است، اما در مقام دنیا، انبیاء و ائمه(ع) تفاوتهای فردی دارند. برای نمونه، خداوند به حضرت یونس(ع) فرمود که مانند یونس نباش و از صبر و بردباری سایر انبیاء چون ابراهیم، نوح، موسی و عیسی(ع) الگو بگیر؛ چرا که حضرت یونس زودرنج بودند اما حضرت نوح(ع) هزار سال تحمل کردند. همچنین تفاوتها را در واکنشهای عاطفی ذکر کردند؛ مانند حضرت یعقوب(ع) که از فراق فرزندش بینایی خود را از دست داد، در حالی که حضرت ابراهیم(ع) در برابر فرمان ذبح فرزندش، تسلیمی کامل داشتند.
این پژوهشگر با اشاره به زیارت عاشورا افزود: ما در این زیارت، «حیات و ممات» به شکل پیامبر(ص) و خاندان ایشان را از آنها طلب میکنیم و این درخواست تنها مختص امام حسین(ع) نیست؛ زیرا مدیریت جامعه نیازمند تعامل میان «آرمان» و «واقعیت» است. واقعیت نیز شاخصهای متعددی دارد، از جمله: تفاوتهای فردی رهبران، تفاوتهای اجتماعی مردم، شرایط طبیعی (مانند زلزله) و فشارهای بیرونی و تحمیلی توسط قدرتمندان جهان.
وی در پایان با تأکید بر وجود تفاوتهای فردی حتی در میان ائمه (ع)، به روایتی در روز عرفه اشاره کرد که در آن، امام حسین(ع) روزه بودند اما امام مجتبی(ع) خیر؛ و در پاسخ فرمودند که امام مجتبی(ع) به دلیل جایگاه امامت، رعایت حال و مصلحت جامعه را میکردند. صلح در دوره امام حسن مجتبی(ع) نیز به همین دلیل بود که جامعه در آن زمان صبر و تحمل لازم را نداشت.
انتهای پیام