به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، امام کاظم(ع) سخاوت عجیبی داشت و اگر ثروتی به دستش میآمد آنرا بهطور فراوان بین نیازمندان تقسیم میکرد، کیسههای پولی که به مستمندان میداد کمتر از 300 یا 400 دینار نبود، بهطوریکه کیسههای آن حضرت ضربالمثل در مورد سخاوت او گردید و بستگانش میگفتند: «شگفتا از کسیکه کیسه امام کاظم(ع) به او برسد و او از اندکی آن شکایت نماید».
حسن بن جهم میگوید: امام کاظم(ع) را دیدم که محاسنش را رنگ کرده بود، بسیار آراسته به نظر میرسید، پرسیدم: «فدایت شوم چرا محاسنت را رنگ کردهای؟» در پاسخ فرمود: «آری آراستگی و آمادگی، موجب تاکید بر حفظ عفت زن میشود، همانا بعضی از زنها بهخاطر آنکه شوهرانشان به مسئله نظافت و آرایش بیاعتنا هستند، از مرز عفت خارج میگردند» سپس فرمود: «آیا دوست داری که همسرت را آنگونه بنگری که او تو را آنگونه(ژولیده و نامنظم) بنگرد؟» عرض کردم: نه.فرمود: «زن نیز دوست ندارد، تو را ژولیده بنگرد» سپس فرمود: «از اخلاق پیامبران، پاکیزگی و خوشبویی و زدودن موهای اضافی بدن بود».
دعای امام کاظم(ع) در زندانهنگامیکه امام کاظم(ع) را، نخست به بصره در زندان عیسی بن جعفر زندانی کردند، فرازی از دعایش چنین بود: «خدایا! تو میدانی که من جای خلوتی را برای عبادت از تو خواسته بودم، و تو چنین جایی برایم آماده کردی، تو را سپاس میگویم و سپاس مخصوص تو است».
ولی سختی زندان سندی بن شاهک به قدری شدید بود که دعای آن حضرت عوض شد و چنین به خدا عرض میکرد: «ای خداوندی که گیاه را از بین آب و گل و ریگ نجات میدهی! ای خداییکه آتش را از بین آهن و سنگ رهایی میبخشی، ای خداییکه شیر را از بین غذاهای هضم شده و خون خلاص میکنی.ای خدایی که نوزاد را از بین جفت و رحم نجات میدهی! ای خداوندی که روح را از میان حجابهای جهاز هاضمه، آزاد میسازی، مرا از دست هارون خلاص کن».
یکیاز خصال و شیوه رفتاری امام کاظم(ع) حفظ صلابت و عزت اسلامی بود؛ او هرگز به خواری و ذلت تن درنداد، تا آنجا که مرگ با عزت را بر زندگی ذلتبار ترجیح داد.
در آن هنگام که امام کاظم(ع) در زندان، در شرایط سخت بود، هارون وزیرش یحیی بن خالد برمکی را طلبید و به او چنین دستور داد؛ «به زندان برو و موسی بن جعفر(ع) را از غُل و زنجیر آزاد کن و سلام مرا به او برسان و به او بگو: پسر عمویت هارون میگوید: «قبلاً سوگند یاد کردهام که تو را آزاد نسازم تا اقرار کنی که با من رفتار بد کردهای و از من درخواست عفو از گذشته نمایی، اقرار تو موجب ننگ برای تو نیست و درخواست تو از من، موجب نقص و عیب تو نخواهد بود، این پیامرسان من یحیی بن خالد، مورد اطمینان من و وزیر من است، از او درخواست عفو کن به مقداری که مرا از ذمه سوگند، برهاند، آنگاه به سلامت هر کجا خواهی برو».
امام کاظم(ع) به یحیی چنین گفت: «ای اباعلی! مرگ من فرا رسیده و بیشاز یک هفته، بیشتر در این دنیا نخواهم ماند... از جانب من به هارون بگو روز جمعه فرستاده من نزد تو میآید و آنچه را در مورد وفات من دیده، به تو خبر میدهد و تو بهزودی در فردای قیامت در پیشگاه عدل الهی زانو بر زمین میزنی و آنجا روشن میشود که ظالم و ستمگر کسیت؟». همانگونه که آن حضرت فرموده بود، روز جمعه به لقاءالله پیوست.
امام موسی کاظم(ع) همچون پدر و اجداد پاکش، قبل از هر چیز بنده خدا بود و شیوه بندگی در تمام رفتار و گفتار و حرکات او آشکارا دیده میشد.مناجاتها، دعاها، سجدهها، راز و نیازها و نمازهای او آنچنان در نهایت خضوع و در سطح عالی عرفانی انجام میشد که هر بیننده و شنونده را دگرگون میکرد، چنانکه کنیز هارون را در زندان آنچنان دگرگون کرد که در حالت عبادت و مناجات جان سپرد.
دانشمند معروف اهل تسنن خطیب بغدادی مینویسد: «از اینرو به موسی بن جعفر(ع) «عبد صالح» میگویند که کوشش فراوان در عبادت و اظهار بندگی در پیشگاه خدا داشت».
روایت شده: آن حضرت، نماز شب را میخواند و آنرا به نماز صبح متصل میکرد، سپس تا طلوع خورشید، به تعقیب نماز اشتغال داشت و بعد به سجده میرفت و سر از سجده برنمیداشت تا نزدیک ظهر فرا میرسید و بسیار دعا میکرد.
10 نمونه از گفتار امام کاظم(ع)کسیکه دو روز او از نظرمعنوی یکسان باشد، او ضرر کرده است و کسیکه روز دومش از روز قبلش بدتر باشد، او ملعون است و کسیکه در زندگی خود افزایش کمال نشناسد در سراشیبی نقصان و کمبود است و کسیکه چنین باشد، مرگ برای او بهتر از زندگی است.
مؤمن همچون دو کفه ترازو است، هر قدر در کفه ایمان او بیفزاید، در کفه بلا و آزمایشات او میافزاید.
کسیکه عاقل باشد، به آنچه از مال که زندگیش را کفایت کند، قناعت مینماید و کسیکه به همین اندازه قناعت کند، از دیگران بینیاز است.
عمل اندک از انسان عالم و آگاه، چند برابر پذیرفته شود و عمل بسیار از هواپرستان و نادانان پذیرفته نشود.
سندی بن شاهک زندانبان آن زندانی که امام کاظم(ع) در آن بود، هنگام شهادت امام(ع) به آن حضرت عرض کرد: اجازه دهید من شما را از مال خودم کفن کنم، امام کاظم به او فرمود: ما از خاندانی هستیم که هزینه نخستین حج، مهریه زنان و کفنهای ما باید از پاکترین اموال ما باشد.
کمک تو به نادان، از بهترین صدقههاست.
آن کس که خشم خود را از مردم بازدارد، خداوند عذاب قیامت را از او باز دارد.
کسیکه بریز و بپاش و اسراف کند، نعمت او از بین میرود.
هیچ چیزی را چشمانت نمینگرد مگر اینکه در آن پند و اندرز نهفته است.
هرکه به برادران و افراد خاندانش نیکی کند، عمرش دراز گردد.
برگرفته از کتاب سیره چهارده معصوم(ع) تالیف محمد محمدیاشتهاری