به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) تبیان نوشت: در اسلام، اهمیت به خانواده و به تبع آن احترام به بانوی خانه، از اهمت ویژه ای برخوردار است. در سیره ی اهل بیت (علیهم السلام) بر نیکو همسرداری تاکید شده است؛ اما مرز این موضوع تا جایی باید باشد که با دستورات خدای بزرگ مخالفت نشود. «اى اهل ايمان! به راستى برخى از همسران و فرزندانتان [به علت بازداشتن شما از اجراى فرمان های خدا و پيامبر] دشمن شمايند؛ بنابراين از [عمل به خواسته هاى بىجاى] آنان [كه مخالف احكام خداست] پرهیز کنید.»[1]
به مناسبت ایام سوگواری اباعبدالله الحسین علیه السلام و دمیدن شور حسینی در کشور، بر آن شدیم که نوشتار خود را به شیوه همسرداری حسینی اختصاص دهیم.
در سیره ی اهل بیت از جمله سالار شهیدان، علاقه به همسر و تکریم او، اهمیت زیادی دارد. ولی این علاقه تا جایی اهمیت دارد که با محبت به خداوند منافات نداشته باشد. امام حسین(علیه السلام) در کربلا با دل بریدن از همسر و فرزند و دیگر بستگان خود، محبت به خدا و یاری دین او را برگزید.
علاقه به همسر، یکی از آیات خدا
در کتاب کافی درباره شیوه همسرداری سالار شهیدان آمده است که عده ای وارد خانه امام حسین (علیه السلام) شدند. دیدند که خانه آن حضرت، دارای فرش ها و پشتی های زیبایی است. گفتند ای پسر پیامبر! ما در منزل شما وسایلی دیدیم که در شأن شما نیست، امام فرمود: ما مهر زنانمان را می دهیم تا هرچه دلشان بخواهد، بخرند. آن وسایل که دیدید، مال من نیست.[2]
در این حدیث، گویا گروهی که وارد خانه امام شده اند، با دیدن یک اتاق آراسته، تعجب کرده اند که این آراستگی و زیبایی، تطابقی با ساده زیستی حضرت ندارد، سپس حضرت آنها را متوجه کرد که این اتاق من نیست؛ بلکه اتاق همسر من است و ما به حس زیبایی گرایی زنان اهمیت داده و اجازه خریدن وسایل زیبا (در حد متعارف) را به آنها می دهیم.
امام حسین (علیه السلام) در شعری، علاقه و محبت خود را به رباب مادر علی اصغر نشان می دهد، که ترجمه آن چنین است: «من خانه ای که رباب و سکینه(دخترش) در آن باشند، دوست دارم.»[3]
این ابراز علاقه حضرت نسبت به همسر خویش، از جهت تکریمی است که اسلام نسبت به زنان روا داشته است. امام حسین(علیه السلام) نوه پیامبریست که می فرماید: «وَ مَنِ اتَّخَذَ زَوجَةً فَلْیکرِمْهَا[4] هر کس همسری برگزید، باید وی را تکریم کند.»
تکریم کردن زنان که قاعدتاً با تکریم متقابل همراه است، آرامشی را در محیط خانه ایجاد می کند که باید از دلِ این آرامش، توجه به معنویت و ارزش های اسلامی، نشأت بگیرد. «و از نشانه هاى او اين است كه براى شما از جنس خودتان همسرانى آفريد كه در كنار آنها آرامش يابيد، و ميان شما علاقه دوستى و مهر باطنى نهاد، همانا در اين امر نشانه هايى است (از توحيد و قدرت و حكمت خدا) براى گروهى كه مى انديشند.[5]
مطابق این آیه، مهر و محبت بین زوجین یکی از آیت ها و نشانه های خداست. نشانه ای که خدای بزرگ، آن را در فطرت هر انسانی نهاده است، و فقط صاحبان تعقل و اندیشه، این نکته را درک خواهند کرد. بنابراین اگر انسان در سیره اهل بیت (علیهم السلام) از جمله سرور و سالار شهیدان، مشاهده می کند که آنها به همسران خود احترام می گذاشتند و ابراز علاقه می کردند، از جهت تفکر و تعقل و معرفت بیشتر آنها در آیات و نشانه های خداوند است.
نکته:
اگر اهلبیت در جایی احساس می کردند که باید بین محبت زن و فرزند و محبت خدا یکی را برگزینند، بدون شک محبت به خدا و دین خدا را بر می گزیدند؛ امری که در کربلا، خود را به بهترین وجه نشان داد.
کربلا، صحنه دل بریدن از خانواده
چنانکه قبلا گفتیم امام حسین (علیه السلام) به رباب علقه و علاقه ای داشت و اتفاقا رباب نیز در کربلا حضور داشت (شاید از باب علاقه متقابل) ولی سرور و سالار شهیدان در روز عاشورا، با دل کندن از همسر، آنها را به خدا می سپارد و راهی میدان می شود و خطاب به زنان حرم از جمله رباب می فرماید: «خواهرم ام كلثوم، و تو اى زينب، و تو اى رقيه و تو اى فاطمه، و تو اى رباب بنگريد بعد از شهادتم مبادا گريبان را چاك زده يا چهره بخراشید، يا سخنانى ناروا بر زبان برانيد.»[6]
پیام حضرت در این حدیث به رباب این است که دوستی و علاقه ما تا اینجا ادامه داشت و از اینجا به بعد من به خاطر خدا از شما دل می کنم. تو ای رباب! نیز اینگونه باش و در مرگ من زیاد بی تابی نکن و راضی به رضای خدا باش.
امام حسین (علیه السلام) نوه پیامبریست که می فرماید: «وَ مَنِ اتَّخَذَ زَوجَةً فَلْیکرِمْهَا: هرکس همسری برگزید، باید وی را تکریم کند.»
تکریم کردن زنان که قاعدتاً با تکریم متقابل همراه است، آرامشی را در محیط خانه ایجاد می کند که باید از دلِ این آرامش، توجه به معنویت و ارزش های اسلامی، نشأت بگیرد. «و از نشانه هاى او اين است كه براى شما از جنس خودتان همسرانى آفريد كه در كنار آنها آرامش يابيد، و ميان شما علاقه دوستى و مهر باطنى نهاد، همانا در اين امر نشانه هايى است (از توحيد و قدرت و حكمت خدا) براى گروهى كه مى انديشند.
در کتاب لهوف آمده است که وقتی سالار شهیدان دید دیگر یاری برایش نمانده، با زنان حرم از جمله سکینه دختر رباب خداحافظی کرد، در این حال سکینه فریاد زد: «پدر جان! آيا تو نيز تسليم موت شده اى! فرمود: چگونه تسليم موت نشود كسى كه يار و معينى ندارد؟ گفت: پدر جان! پس ما را به سوى حرم جدمان پيامبر خدا باز گردان. فرمود: هيهات اگر مرغ قطا را گذاشته بودند كه مي خوابيد. ناگاه زنان صدا به گريه و ناله بلند كردند و امام حسين ايشان را ساكت كرد و بر آن گروه ستمكار حمله ور شد.»[7]
دل کندن از زن و بچه گر چه سخت است، اما حسین (علیه السلام) در روز عاشورا از زن و بچه دل برید و بعد از آرام کردن آنها به سوی میدان جنگ شتافت.
در زمانه ما نیز دیده می شود مدافعان حرم با دل بریدن از همسر و فرزند، به اباعبدالله الحسین (علیه السلام) اقتدا می کنند.
سخن آخر
در سیره ی اهل بیت از جمله سالار شهیدان، علاقه به همسر و تکریم او، اهمیت زیادی دارد. ولی این علاقه تا جایی اهمیت دارد که با محبت به خداوند منافات نداشته باشد. امام حسین (علیه السلام) در کربلا با دل بریدن از همسر و فرزند و دیگر بستگان خود، محبت به خدا و یاری دین او را برگزید.
پی نوشت ها:
1- آیه 14 تغابن
2- الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج6 ؛ ص476
3- زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام (ترجمه جلد 45 بحار الأنوار)، ص70
4- دعائم الاسلام، ج 2، ص 158
5- آیه 21 روم
6- لهوف، ترجمه مير ابوطالبى، ص123 و 124
7- زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام، ص70