به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، امام علی(ع) در نامه 31 خود در نهجالبلاغه در رابطه با «چگونگی آباد ساختن دل» به فرزندش امام حسنمجتبی(ع) فرموده است: «از پدر رو به فنا، معترف به غلیه زمان، که عمر را پشت سر گذاشته و تسلیم روزگار گشته و دنیا را نکوهش کرده، به فرزند آرزومند چیزهایی که به دست نمیآورد و در پیشگیرنده راه کسانیکه هلاک داشتهاند....
پس، ای پسرم! سفارش میکنم تو را به تقوای الهی و التزام به دستور او و آباد ساختن قلب خود به ذکر او و چنگ زدن به ریسمان نجات او و چه رابطهای مطمئنتر است از رابطه بین تو و خدا، اگر به آن ملزم شوی؟! قلب خود را با موعظه، زنده بدار و با زهد، بمیران و با یقین، نیرومند کن و به حکمت، نورانی بگردان و با یاد مرگ، رام نما و فانی شدن را به آن بقبولان و به حوادث ناگوار دنیا بینا کن و او را از حمله روزگار و تحولات ناخوشایند شبها و روزها برحذر دار و اختیار گذشتگان را بر او عرضه بدار و آنچه را بر گذشتگان اتفاق افتاده، به یادش آور و در دیار و آثار آنها بگرد و ببین که چه کارها کرده و از کجا منتقل شده و کجا اقامت کرده و منزل گزیدهاند».
این نامه توصیهای از امام علی(ع) است که تجربهای گسترده و عمیق از زندگی در دنیا دارد.آباد و زندهنگه داشتن قلب از توصیههای ایشان به فرزند خویش است.در این نامه امام علی(ع) به معرفی اوصاف خود پرداخته است که مقصود وی از بیان اوصاف توجه دادن به چند نکته است: اولاً اینکه گوینده سخن، سالخورده و سرد و گرم روزگار چشیده است و با کولهباری از تجربه، سخن میگوید، آخرین مرحله از دنیا با همه خوشیها و لذتها، تسلیم شدن به گذشت زمان است و مشکلات و سختیها، پیری و مرگ لازمه قطعی زندگی دنیا است که امام علی(ع) با این بیان، مخاطب خود را برای موعظه درباره رها کردن دنیا و توجه به آخرت آماده میکند.
هدف امام علی(ع) از عنوان کردن این ویژگیها، توجه دادن مخاطب خویش به این نکات است که هر انسانی به نصیحت و اگاهی نیاز دارد و بدون توجه به نصیحتِ صاحبان تجربه، نگرش صحیحی به دنیا نخواهد داشت و در دنیا دنبال آرزوهایی خواهد بود که به دست نخواهد آمد کمااینکه نگرش درست، خواستههای انسان را در مسیر سعادت حقیقی قرار میدهد و چنین نگرشی، جز با اندرز گرفتن از کسانیکه راهرفته و چاهشناساند، حاصل نمیشود و علاوهبر این هر انسانی در راهی قرار میگیرد که مردمی پیش از او در این راه قدم نهادند و چون به ارشادِ راهنمایان توجه نکردند به مقصد نرسیدند، پس او نیز بدون راهنمایی و ارشاد به مقصد نخواهد رسید.
تقوای الهی، آباد ساختن دل و اعتصام به حبلالله سه توصیه مهم امام علی(ع) در این بخش از نامه است کمااینکه امام علی(ع) در ادامه سخن، راهکارهای عملی برای آباد ساختن دل را ذکر میکند.
منظور از قلب در این روایت، همان نفس انسانی است که خوبیها و زشتیها به او الهام شده و اگر غبار غفلت و پرده گناه و شرک نباشد، روح انسانی به سمت خدا حرکت میکند؛ از اینرو مانند اشیای قیمتی باید از آن مواظبت کرد تا به خرابی نگراید و دستخوش آفات نشود.امام علی(ع) عوامل حیات دل و روشنی درون را در موعظه، زهد، یقین، حکمت، یاد مرگ، توجه به فناپذیری انسان، توجه به حقیقت دنیا، توجه به حوادث روزگار، توجه به تحولات زشت دنیا بیان میکند کمااینکه در آیه هشت سوره آلعمران میخوانیم: «رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ؛ پروردگارا! پس از آنکه هدایتمان کردی، قلبهای ما را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتی بر ما ارزانی دار؛ زیرا بسیار بخشندهای».
اهمیت موعظه آنقدر زیاد است که پیامبراکرم(ص) در ملاقات با جبرئیل از او تقاضای موعظه میکند و فرشته وحی جملاتی را برای پیامبر(ص) بیان میکند: «ای محمد! هرچه میخواهی زندگی کن اما بدان که روزی خواهی مرد و هر کس را میخواهی دوست بدار اما بدان که روزی از آن جدا خواهی شد و هرچه میخواهی انجام بده اما بدان که روزی خدا را ملاقات خواهی کرد، شرف مؤمن به نماز شب است و عزت او در اذیت نکردن مردم».
انسان در کشاکش هواهای نفسانی مَجاز را حقیقت میپندارد و از حقیقت انسانی خود دور میافتد.زهد و بیرغبتی به دنیا هواهای نفسانی انسان را میمیراند.انسان زاهد هرگز حقیقت خود را در پس پرده ظواهر گم نمیکند.بنابر این نامه امام علی(ع)، یاد مرگ انسان را از تکبر و خود بزرگبینی دور میکند و موجب میشود انسان به جای فخرفروشی، به دیگران کمک کند، حکمت باعث روشنگری و هدایت انسان میشود، تاریکیها را از بین میبرد و باعث میشود انسان در کمال آگاهی، قدم بردارد و حرکت صحیحی به سمت کمال داشته باشد کمااینکه توجه به حقیقت دنیا، انسان را در دو راهی انتخاب بین دنیا و آخرت یاری میرساند.کسیکه دنیا را به زودگذر بودن، خانه سختیها، سرزمین جداییها و ... میشناسد، در برزخ تصمیم، معطل نمیماند و آخرت را که سرای جاودان و پُرنعمت الهی است انتخاب میکند.
همچنین توجه به حوادث و پیشامدهای ناگوار و گردش ایام انسان را از خواب غفلت بیدار میکند.انسان باید بداند که روزگار همیشه به یک منوال پیش نخواهد رفت و سرد و گرم روزگار در انتظار انسان است.اگر آمادگی لازم برای برخورد صحیح با تحولات روزگار در انسان وجود نداشته باشد، در کوران روزگار از اهداف بلند خود عقبنشینی میکند لذا امام علی(ع) در این نامه میفرماید: «و او را از حمله روزگار و تحولات ناخوشایند شبها و روزها برحذر دار» کمااینکه در آیه 32 سوره انعام میخوانیم: «وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ؛ زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و خانه آخرت برای اهل تقوا بهتر است، آیا اندیشه نمیکنید؟!».
توجه به اخبار پیشینیانتوجه به سرگذشت پیشینیان، آخرین راهکاری است که امام در این کلام نورانی برای ابادی قلب بیان میکند.انسان با مطالعه سرگذشت پیشینیان، درسهای خوبی یاد میگیرد که با عمل به آنها میتواند زندیگ بهتری داشته باشد کمااینکه امام علی(ع) ذکر، سیر و تفکر را مراحل عملی کردن توجه به اخبار پیشینیان ذکر کرده است.
باید توجه داشت تفکر در اخبار و سرگذشتِ اقوام پیشین، به انسان میآموزد که راه سعادت و نجات یک امت چیست و چه عواملی باعث هلاکت امتها یا موجب سعادت و نجات ایشان بوده و عاقبت هر عملکردی چیست و نهایت هر دیدگاهی به کجا میانجامد.
پس نتیجه میگیریم، موعظه و اندرز، قلب مرده را زنده و قلب زنده را تداوم حیات میبخشد، ارتباط با خدا محکمترین دستگیره نجات است، یقین به باورهای درست، موجب نیرومند شدن روح است و باید همواره نفس خویش را به گذرا بودن دنیا و سختیهای آن تذکر دهیم کمااینکه در آیه 9 سوره روم در این رابطه میخوانیم: « أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ؛ آيا در زمين نگرديدهاند تا ببينند فرجام كسانىكه پيش از آنان بودند چگونه بوده است آنها بس نيرومندتر از ايشان بودند و زمين را زير و رو كردند و بيش از آنچه آنها آبادش كردند آن را آباد ساختند و پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان آوردند بنابراين خدا بر آن نبود كه بر ايشان ستم كند ليكن خودشان بر خود ستم میكردند».
».