محمد جانیپور، عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان با بیان اینکه سیر تاریخی پژوهشهای قرآنی به چند دوره تقسیم میشود، اظهار کرد: دسته اول پژوهشها از دوران ائمه اطهار(ع) تا قرن چهارم هجری مدون نشده، زیرا جوامع حدیثی کاملا شکل نگرفته بود و صرفا اصول اولیه و اصول چهارصدگانه معروف توسط صحابه و شاگردان اهلالبیت(ع) و شاگردان شاگردان ایشان نوشته شده بود که این اصول نهایتا در قرون چهارم و پنجم هجری قمری مرتب و منظم شد و تحت عنوان کتب اربعه حدیثی شیعه ظهور پیدا کرد و اینجا بود که اولین آثار پژوهشی شیعه در حوزه علوم قرآن و حدیث خود را نشان داد.
وی افزود: مرحله دوم پژوهشهای تاریخی به قرون پنجم تا هفتم هجری بازمیگردد، دورهای که کتب حدیثی در حال بازبینی اولیه بودند و تفاسیر قرآن با استفاده از احادیث مندرج در این کتب به رشته تحریر درمیآمد و موجی از جریانهای تفسیر روایی و تفسیر مأثور شکل گرفت.
جانیپور ادامه داد: در اواخر قرن هفتم به واسطه حمله مغول، کتابخانهسوزی، مبارزه با علم و منع علماء از انجام فعالیتهای علمی به مدت یک تا دو قرن، رخوت و سستی به وجود آمد تا اینکه در اواخر قرن نهم و سپس در قرن دهم هجری دوره جدیدی از پژوهشهای قرآنی و حدیثی شروع شد و امثال ملامحسن فیض کاشانی، علامهمجلسی، ملاصدرا و شیخ اشراق وارد این حوزه شده و کتابهای بسیار ارزشمندی از خود به جای گذاشتند.
وی اضافه کرد: در قرن یازدهم هجری اندیشمندانی مانند جلالالدین سیوطی دانشمند مصری و مسلمان اهل سنت و ابن حجر عسقلانی از علمای بزرگ حدیث و فقه شافعی پژوهشهای خوبی در حوزه علوم قرآن و حدیث انجام دادند و در قرون دوازدهم و سیزدهم هجری به علت ظلمی که به جهان اسلام رفت، پژوهشهای قرآنی با رکود مواجه شد تا اینکه در قرن چهاردهم هجری، با ظهور علامه طباطبایی و تألیف تفسیر المیزان، نقطه عطفی در پژوهشهای قرآنی و حدیثی در جهان اسلام و آثار مستشرقین به وجود آمد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه پژوهشهای قرآنی بعد از انقلاب اسلامی دچار تحول اساسی شده است، خاطر نشان کرد: در دهه اول انقلاب یکسری از کتابها صرفا به معرفی اعتقادات شیعه در قرآن و حدیث میپرداختند، اما در دهههای دوم و سوم، پژوهشهای قرآنی به سمت تبیین دقیقتر، عمیقتر و عقلانی اعتقادات مذهبی سوق پیدا کرد و اکنون در دهه چهارم انقلاب، موج پاسخگویی به شبهات دینی قرآنی و حدیثی شکل گرفته و کتابهای متعددی در این زمینه به رشته تحریر درآمده؛ در واقع به دلیل ضعف در تبیین اعتقادات، بخش اعظم پژوهشهای قرآنی ناظر بر پاسخگویی به شبهات مستشرقین، اهل سنت و مخالفین است.
وی تصریح کرد: فرآیند کاربردی کردن پژوهشهای قرآنی، یک ارتباط میانرشتهای است. برای کاربردی شدن آموزههای قرآن، علاوه بر آشنایی دانشآموختگان سایر رشتهها با علوم قرآنی، دانشجویان رشتههای علوم قرآنی نیز باید با محتوا و مفاهیم سایر رشتهها آشنا شوند تا از ترکیب و تلفیق این آشنایی و پژوهشهای میانرشتهای، شاهد کاربست معارف قرآنی در جامعه بوده و بتوانیم مسائل و مشکلات موجود در جامعه را حلوفصل کنیم.
جانیپور با بیان اینکه نقص بزرگ پژوهشهای قرآنی، عدم کاربردی شدن این پژوهشها به علت نقص موجود در دانشهای میانرشتهای است، گفت: در زمان حاضر افرادی که با دانشهای مختلف آشنایی داشته باشند، وجود ندارند، در حالی که در گذشته کسانی مانند ملاصدرا، شیخ طوسی و علامه مجلسی چون از علوم مختلف سررشته داشتند و توانستند قرآن را به متن جامعه آورده و اثرگذار باشند. اما بهطور مثال امروز، یک دانشجوی مقطع دکتری در رشته علوم قرآن و حدیث هیچگونه آشنایی با مباحث جامعهشناختی، اقتصادی، حقوقی و مدیریتی ندارد و متقابلا دانشجوی رشته مدیریت در حالی فارغالتحصیل میشود که ذرهای با معارف اسلامی آشنا نیست و این مهمترین نقص پژوهشهای قرآنی به شمار میآید.