گروه اندیشه: فردوسی مشهدی در یادداشتی به بررسی چهار گونه روایت درباره نسب و تبار مادر امام زمان(عج) در مجامع روایی پرداخته است.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) مصادفت امروز با سالگرد ولادت امام حسن عسکری(ع) بهانه مناسبی است برای طرح این پرسش تاریخی که آیا مادر امام زمان(عج) که از ایشان با نام «نرجس» یاد میشود کنیز رومی امام عسکری(ع) بوده است یا خیر. اقوال متعددی در این زمینه وجود دارد که مهدی فردوسی مشهدی با انتشار یادداشتی به بررسی آنها پرداخته است. متن یادداشت از نظر میگذرد؛
بر پایه روایات اساطیری یونان، نارسیس، پسر جوان زیبایی بود که همه دختران عاشقَش میشدند، اما نارسیس به آنان توجه نمیکرد. دختران از خدایان خواستند که او را تنبیه کنند. بنابراین، خدایان زمینهای فراهم آوردند تا او چهرهاش را در آینه چشمه ببیند. نارسیس عاشق خودش شد و بر اثر همین عشق، بیتاب و ناتوان گشت و جان داد و درست در جای جان دادن او، گلی رویید به نام «نرگس» که عربها آن را «نرجس» میخوانند.
پس نرگس ریشهای یونانی دارد و بسیار محتمَل است که بر اثر اختلاط مردمان روم باستان با یونانیان، پسران و دختران رومی، نرگس نامیده شده باشند. معروفترین نرگس نزد شیعیان اثناعشری، زنی است که گفتهاند با حسن بنعلی عسکری(ع) امام یازدهم شیعیان ازدواج کرد و آخرین امام شیعه، فرزند اوست. گفتهاند: نرگس دختر یشوع پسر قیصر روم بود که به شمعون (پطرس) حواری مسیح (ع) نسب میبُرد. مسلمانان در جنگی او را اسیر کردند. علی بنمحمد هادی (ع) امام دهم شیعیان کسی را فرستاد تا او را از بردهفروش بغدادی بخرد و به سامرا بفرستد و به همسری فرزندش (امام یازدهم) در آورَد.
باری، چهار گونه روایت درباره نسب و تبار مادر آخرین امام شیعه(ع)، در مجامیع روایی دیده میشود:
1. بر پایه کهنترین روایت در این منابع، او کنیز سیاهپوستی از سودان (نوبه) بود: «خِیرة الْامَاءِ ... النُوبیة الطّیبَة الفَمِ المنْتَجَبَةِ الرَّحِم» [1]؛
2. برخی از منابع بعدی بدون اشاره به خاستگاهَش، تنها روایت کردهاند که آخرین امام فرزند کنیزی سیاه بوده است: «ابْن امَةٍ سَودَاءَ یصْلِحُ اللّه له امْرهُ فِی لَیلَة» [2]؛
3. شماری از منابع پس از این، گزارش کردهاند که یکی از خواهران امام دهم کنیزی داشت به نام نرجس که از کودکی در خانهاش بود و پس از بلوغَش، امام یازدهم او را دید و پسندید: «كانت لها جاریة ولدت فی بیتها و ربّتها تسمّى نرجس فلما كبرت و عبلت دخل أبو محمّد (ع) فنظر إلیها فاَعجبته» [3]؛
4. پس از اینها، نخستین بار محمد بنعلی بنبابویه (شیخ صدوق) همان گزارش معروف یاد شده، را آورده است: «باب ما رُوی فی نرجس ام القائم (ع) و اسمُها ملیكة بنت یشوعا بنقیصر الملك» [4].
محدثان و مورخان پیش از صدوق نام ایشان را «خمط» یا «صقیل» یا «مریم» دانسته و عالمان پس از صدوق او را «نرجس» دختر شاه روم خواندهاند. درباره روایت صدوق یک مشکل محتوایی و یک مشکل سندی مطرح شده است:
از دید محتوایی، گفتهاند ماجرای خرید کنیز رومی پس از 242 قمری رخ داده، اما پس از این تاریخ جنگی میان مسلمانان و مسیحیان درنگرفته است تا آن زن اسیر شود و به کنیزی برود. البته کسانی که روایت صدوق را درست میدانند این مشکل را بدین شیوه رفع میکنند که به هر روی، درگیریهای مرزی میان مسلمانان و مسیحیان تعطیل نشده بود؛ چنانکه نقل کردهاند: «متوکل (عباسی) بغارا به غزای (جنگ) روم فرستاد و او ربیع الاخر 244 قمری صلمه را گشود» [5].
از دید سندی، گفتهاند: راوی؛ یعنی محمد بنبحر رهنی (شیبانی) از غالیان بوده؛ چنانکه محمد بنعمر کَشی از همروزگاران رهنی گواهی داده است: «کان من الغلاة» [6]. همچنین شماری از راویان این روایت مجهولَند [7]. نیز بشر بنسلیمان؛ یعنی کسی که به فرمان امام دهم، آن کنیز رومی را خرید در پایان همان داستان از امام عسکری نقل کرده است: «انتم ثقاتنا اهل البیت»؛ شما از معتمَدان مایید، اما بنابر قاعدهای رجالشناسانه اگر ناقل وثاقت راوی خود راوی باشد، چنین توثیقی پذیرفتنی و مسموع نیست [8].
پانوشتها:
[1] محمد بنیعقوب کلینی، الکافی، ج 1، ص 323.
[2] محمد بنابراهیم نعمانی، الغیبة، ص 163.
[3] علی بنحسین مسعودی، اثبات الوصیة، ص 257.
[4] محمد بنعلی بنبابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 417.
[5] محمد بنجریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج 14، ص 6059.
[6] به نقل از ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 16، ص 131-133.
[7] همان، ج 4، ص 224.
[8] همان.