کد خبر: 3676998
تاریخ انتشار : ۰۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۷
حکمت‌های امیر / برداشت 33

بخشندگی؛ پایداری پویا

گروه معارف: براساس حکمت 33 نهج‌البلاغه، در تبادل منابع و سرمایه‌های اجتماعی باید بخشنده بود، اما آنها را اتلاف نکرد و باید میانه روی داشت و حساب و اندازه‌ها را در نظر گرفت، اما به بسته بودن و اقتار دچار نشد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، در حکمت شماره 33 نهج‌البلاغه آمده است«كُنْ سَمْحاً وَ لَا تَكُنْ مُبَذِّراً وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَكُنْ مُقَتِّرا؛ بخشنده باش اما زياده روى نكن ، در زندگى حسابگر باش اما سخت گير مباش».

سمحا: سخی، بخشنده
مبذر: از تبذیر به معنای پراکنده کردن. اصل آن از پاشیدن بذر گرفته شده، کنایه از کسی که مالش را بی‌حساب ریخت و پاش می‌کند. با اسراف تفاوتش در این است که اسراف گذراندن از حد اعتدال است بی‌آن که چیزی ضایع شود، اما در مفهوم تبذیر اتلاف منابع و تضییع وجود دارد.
مقدرا: حسابگر بودن، قدر و اندازه نگاه داشتن، از ماده تقدیر و به معنای مدیریت صحیح اموال است .
مقترا: از ماده تقتیر به معنای تنگ گرفتن در مال به معنای بخیل و خسیس بودن.
شرح:
گویی امام با این کلمات درتفسیر این آیات قرآن سخن گفته است که : وَ الَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ کانَ بَيْنَ ذلِکَ قَواماً (فرقان 67)  وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى، عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا (اسری 29)
از امام صادق (ع) در تفسیر آیات فوق روایت زیبایی نقل شده است؛ روزی ایشان در جمع یاران و شاگردانشان مشتی شن در دست گرفتند، سپس مشت بسته شان را نشان دادند و گفتند «اقتار» یعنی این مشت بسته و بعد دستشان را باز کردند، به‌نحوی که همه آن سنگریزه‌ها ریخت و گفتند این یعنی اسراف و دوباره مشتی از شن برگرفتند و این بار طوری دستشان را آزاد کردند که از بین انگشتانشان مقداری شن بیرون ریخت و فرمودند این مفهوم قوام است.
امام علی (ع) در این کلام خویش همگان را به پرهیز از افراط و تفریط در بخشش و حسابگری در مال امر کرده است و باش‌ها و نباش‌هایی را مطرح نموده، چنان که با امرهای ایجابی‌اش می‌سازد و بوجود می‌آورد و سپس حرکت می‌دهد و با نهی‌های سلبی‌اش کنترل می‌کند و فرد را در راه نگاه می‌دارد؛ خطابش به انسان اجتماعی و تعابیرش در حوزه شکل‌دهیِ شخصیت‌های انسانی است.
ظاهر کلامش به اقتصاد و بخشش مال وعدم تجاوز یا تقصیر درحد مربوط می‌شود، اما می‌توان بنا به مقتضیات زمانه‌ای که در آن به سر می‌بریم (عصر سایبرنتیک) دایره‌ای بزرگ‌تر هم برای متعلق این کلام امام در نظر گرفت و اطلاعات را هم شامل این کلام برشمرد و یا حتی فراتر رفت و ابراز حالات و عواطف انسانی را هم در این دسته جای داد و البته شمولش را بیش از افراد به سازمان‌ها و سیستم‌ها نیز سرایت داد.
سیستم‌ها مجموعه‌ای از اجزاء وابسته به یکدیگرند که اصولی عمومی بر آن‌ها حاکم است؛ جوامع انسانی را نیز می‌توان با سیستم‌هایی واجد این اصول یافت، بنابراین شاید بد نباشد از دیدگاه تئوری سیستم‌ها نیز به این کلام امام نگاهی بیاندازیم :
آنچنان که گفته شده است، هدف مطالعه سیستمی کشف قوانین و نظم و روابط موجود بین پدیده‌هاست و اصول حاکم در سیستم‌ها عبارتند از کلیت و جامعیت-نظم سلسله مراتبی- همبستگی بین اجزا- تناسب بین اجزا- گردش دایره وار ورودی فرایند و خروجی – تولید مثل – هم پایانی – آنتروپی مثبت یا منفی – گرایش به تکامل و رشد و گرایش به تعادل و خود نگهداری پویا.
سیستم‌ها تلاش می‌کنند تا متغیرهای ضروری خود را در محدوده‌ای معین و به منظور ادامه حیاتشان حفظ کنند و از این موضوع به هوماستاسیس (قوام و پابرجایی) تعبیر می‌شود. سیستم‌ها را در یک دسته‌بندی در دو گروه سیستم‌های باز و سیستم‌های بسته قرار می‌دهند، سیستم‌های باز با محیط خود تبادل و داد و ستد دارند و مثلا در مورد سیستم‌های ترمودینامیکی به تبادل ماده و انرژی می‌پردازند، اما سیستم‌های منزوی یا بسته ارتباط‌شان با بیرون از محیط خود قطع است و با افزایش آنتروپی مثبت به سمت عدم تعادل و از دست رفتن خود حرکت می‌کنند.
برخلاف سیستم‌های بسته در سیستم‌های بازگرایشی به سمت ایجاد تعادل پویا (dynamic equilibrium ) و رشد و تکامل به چشم می‌خورد که این امر از طریق ارتباط دائم با محیط خارج و استمرارچرخه (ورودی- فرایند-خروجی) آن‌ها برقرار می‌ماند و بدین ترتیب خود را در مقابل سکون و نابودی و افزایش آنتروپی ویرانگر حفظ می‌کنند و نه تنها با محیط بیرون سازگار می‌شوند، بلکه دائما خود را نیز با عوامل متغیر درون سیستم هماهنگ می‌کنند.
حال با نگاهی به انسان و جامعه او به منزله یک سیستم بازِ مرتبط ِ جامعِ دارای همبستگی و تناسب بین اجزاء که دارای نظام سلسله مراتبی است و ورودی و خروجی‌هایی برایش وجود دارد و در آن تولید و گرایش به کمال باید وجود داشته باشد و تعادل و نظم اجتماعی آن دستخوش آنتروپی و بی نظمی و فروپاشی نگردد و بتواند تعادل و قوام و پایداری خود را حفظ کند باید چرخه تبادلی وحیاتبخش ورودی - خروجی - فرآیند در بین اجزای جامعه برقرار بماند و این نمی‌شود جز از طریق فرایندِ گردش آزاد ِ ثروت و قدرت و منزلت و اطلاعات و .... در تبادل این منابع و سرمایه‌های اجتماعی باید بخشنده بود، اما آنها را اتلاف نکرد و باید میانه روی داشت و حساب و اندازه‌ها را در نظر گرفت، اما به بسته بودن و اقتار دچار نشد.
بخشندگی و به قدر و اندازه خرج کردن به زبان سیستمی فرآیندهایی هستند که بر روی منابع ورودی ِ ثروت و ...عمل می‌کنند و آنتروپی منفی (کاهش دهنده آنتروپی) به‌شمار می‌آیند و لذا به تعادل پایدارِ سیستم خواهند انجامید، اما تبذیر آنتروپی مثبت سیستم باز است و اقتار بیانگر رخداد سیستمی منزوی و بسته.


یادداشت از داریوش اساعیلی/ معاون فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان

captcha