یاسر رستگار، جامعه شناس و عضو هیئتعلمی دانشگاه هرمزگان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، اظهار کرد: تعداد دانشگاههای ایران در مقایسه با دانشگاههای جهان بیشتر است، به عنوان مثال تعداد دانشگاههای کشور چین و هند که هرکدام تقریبا 10تا 15 برابر ایران جمعیت دارند، بسیار کمتر از دانشگاههای ایران است.
وی با بیان اینکه وقتی تعداد دانشگاهها افزایش مییابد، حکم کارخانه و کارگاه را پیدا کرده که صرفا مدرک تولید میکنند، افزود: مدرکگرایی یکی از معضلات اصلی نظام آموزش عالی در ایران است.
رستگار بیان کرد: ضعف عمدهای که نظام آموزش عالی با آن مواجه است، قوانین سیستمهای اداری حاکم بر فضای علم میباشد که موجب تاخیر در توسعه علم میشود که این بهنوعی خلاقیت و جسارت فرد در کسب علم را سلب میکند.
وی افزود: با افزایش دانشگاهها در ایران، طبیعتا نظام و قوانینی برای دانشگاه در ایران تعریف و باعث شد که خلاقیتها و جسارتها در کسب علم کاهش یابد، وقتی به تعداد دانشگاهها اضافه شود، یعنی در واقع به تعداد این قوانین دست وپا گیر برای اداره دانشگاهها هم اضافه و هرچه تعداد این قوانین افزایش یابد به همان اندازه سرعت گسترش علم نیز کند میشود.
وی گفت: کند شدن سرعت تولید علم به معنی کندشدن سرعت تولید مقاله نیست، در سالهای اخیر بیشترین تعداد مقالات تولید شده است، اما هیچکدام از این مقالات عملا در خدمت جامعه به کار گرفته نمیشود.
این جامعهشناس بیان کرد: تعریفی درخصوص دانشگاه در ایران به نام دانشگاه گلخانهای یا ایزوله وجود دارد که براساس آن دانشگاه گلخانهای یا ایزوله، دانشگاهی است که دور از جامعه و در فضایی در حاشیه جامعه رشد و تکثیر پیدا میکند، در نتیجه این روند، دانشگاه بیروح و بی خاصیت میشود که جامعه را نمیشناسد و فقط قوانین علمی دانشگاه را به نحواحسن اجرا میکند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: مجموعه سیاستگذاری حاکمیت در حوزه آموزش عالی مبتنی بر رشد و افزایش و تعدد دانشگاهها بود، به این معنا که صرفا تعداد دانشگاهها و مقالات افزایش یابد. وقتی این نگاه کمیگرایانه بر منطق دانشگاهها و آموزش عالی حاکم میشود، طبیعتا پیامدهایی منفی از جمله مدرکگرایی را به همراه دارد. بنابراین مشکل اصلی مسئله سیاستگذاری آموزش عالی در ایران بدین گونه بود و در این سالها تعداد زیادی دانشگاه به غلط توسعه پیدا کردند، در حالیکه کشور ما به نیروی کار و تکنسین نیاز داشت.
رستگار خاطر نشان کرد: رشتههای آسانتر برای توسعه دانشگاهها در نظر گرفته شد، مانند رشتههای علوم انسانی؛ زیرا این رشتهها نیاز به آزمایشگاه و کار سنگین و دائم ندارند، بنابراین رشتههای علوم انسانی بدون کیفیت و هدف در دانشگاهها افزایش یافت و به همین ترتیب رشتههای فنی، حسابداری، مدیریت و علوم بازرگانی با همین مشکل مواجه شدند.
این جامعهشناس با بیان اینکه در حال حاضر در کشور با بحران اقتصادی مواجه هستیم، گفت: نظام آموزش عالی قبل از تولید و سود داشتن، نهادی هزینهبر است و زودبازده نیست و نفع مادی سریع برای کشور به همراه ندارد. این بازاری نگاه کردن به دانشگاه و علم از دیگر مشکلات موجود است و به ساختار اقتصادی جامعه بازمیگردد. در واقع چون قبلا ساختار اقتصادی کشور دچار چالشی بود و توان پرداخت هزینهها و ساماندهی دانشگاه را نداشت، رشتههای شبانه و دانشگاههای پردیس، پیام نور و علمی کاربردی را اضافه کردند تا بتوانند آنها را اداره کنند.
وی گفت: وقتی دانشگاه پولی شد، ارزش تحصیل به مدرک کسب شده ختم، میشود. درواقع چون هزینه پرداخت میشود، دانشگاه نمیتواند سخت بگیرد یا ارزش علم را بالا ببرد و هرچه بیشتر دانشجو بپذیرد منافع مالی خود را بیشتر تامین میکند. بنابراین اولویت آن جذب دانشجو است و کیفیت علم برایش اهمیتی ندارد.
وی ادامه داد: چون در ایران با مسئله بیکاری جوانان مواجه هستیم، دولت توان اقتصادی لازم برای تولید کار برای این حجم از بیکاری را ندارد. یکی از راهکارها برای تعویق بیکاری، رفتن جوانها به دانشگاه بود. متاسفانه فرهنگ جامعه ایران به این صورت است که از فرد درحال تحصیل، انتظار برخورداری از اشتغال نمیرود.