به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، شهید حاج عباس پورش همدانی در سال 1335 در یکی از محلههای متوسط نشین شهر همدان دیده به جهان گشود.
حاج عباس پورش همدانی، انسان وارستهای بود که دوران کودکی را با عشق به اهل بیت علیهاسلام طی کرد و ایام جوانی خود را در کوره جنبش ملت در برابر طاغوت وجریانات انقلاب صیقل بخشید و نقش بسزائی در این مقوله ایفاء کرد و با تمسک به اصل ولایت، ضربات مهلک و کوبنده بر پیکره رژیم پهلوی وارد ساخت.
این شهید جهادگر پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حکم جهاد امام راحل جهت سازندگی کشور به تشکیلات نوپای جهاد سازندگی پیوست و با اعزام به مناطق محروم و تازه آزاد شده از قید طاغوت خونخوار، پیام امام و انقلاب را با عمل خالص خود ابلاغ کرد.
شهید پورش همدانی در بخش خنجین مشغول انجام وظیفه بود که شعلههای جنگ تحمیلی زبانه کشید و این بار خود را در محک بزرگتری یافت و به یاری دین خدا در میدان کارزار شتافت و با همت والا، پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی همدان را تشکیل داد و بعنوان یکی از اولین مسئولین این تشکیلات وارد میدان شد.
تشکیلاتی که در اندک زمان تکامل و توسعه یافت و به اقرار مسئولین و فرماندهان جنگ در اکثر عملیاتها نقش بسیار والایی درخلق پیروزی داشت و خلق این حماسهها در پرتو فداکاریهای ایثارگرانی عاشق و مخلص و سردارانی چون حاج عباس بود.
او مأموریتهای سنگین و غیر ممکن را با تقوایی که در درون خود پرورانده بود به نحو احسن به انجام میرساند و مسائل را با صبر و صلابت حلاجی میکرد ایشان در جبهه به اوج عظمت روحی رسید و به عنوان فرماندهی لایق و توانا زبانزد خاص و عام شد و سرانجام این کبوتر سبکبال میدان رزم و جهاد که راهی طولانی را برای وصال محبوب طی کرده بود در روز بیست و دوم اردیبهشت سال 67 در ارتفاعات شیخ محمد بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه پاها و شکم و سینه با زمینیان وداع نمود و به افلاکیان پیوست.
فرازهایی از وصیت نامه شهید «حاج عباس پورش همدانی»
اگر امت و امامت هر دو درکنار هم باشند و امت بی هیچ کاستی و کاهلی بدنبال امام حرکت کنند، طولی نخواهد کشید که بساط جور و استکبار در زمین بر چیده میشود، اما پایان مظلومیت انسان در گرو حرکت یکپارچه امت پشت سر امام است و این مشکل عمده و اساسی محرومیت انسان در همه تاریخ است.
زمین هیچ گاه بیحجت نبوده، اما تقریباً همیشه امام بی امت بوده و این مشکل بزرگ انسانیت است، وصیت من به همه اقشار اعم از کشاورز و کارگر، اداری، بازاری، روحانیون دانشگاهی این است که اولاً سعی کنند میزان تقوای عبادی، اجتماعی، سیاسی و… راحفظ کنند، ثانیاً بدانند که تنها راه خدمت به اسلام، اطاعت محض از ولایت فقیه است، نکند خدای نکرده، خواندن چند کتاب در حوزه و گذاردن چند واحد در دانشگاه حجابی شود که چراغ هدایت خدا در زمین (ولایت فقیه و نیابت ولایت فقیه ) را ندیده و با چشمانی نابینا درتاریکی و ضلالت با خیال خدمت، خیانت به دستمایه این انقلاب خونبار بکنیم.
برادر و خواهرم؛
امروز استکبار جهانی با همه قوا به میدان مبارزه با اسلام آمده و هر روز بیشتر از پیش خود را مجهز میکند و نفس وجود او در عدم ماست و تا صدای الله اکبر ما را خاموش نکند، از پای نمینشیند، پس بپای خیز و صدای خداوندان زر و زور و تزویر جهانی را در گلویشان خفه کنید و فرصت یک نفس راحت آنها را در برابر خون دیده و آه سرد مستضعفین به حقوق انسانهای محروم بشکنید.
پیروان علی (ع) بپا خیزید با صلاح تقوی و سلاح آتشین خود قلب استکبار شرق و غرب را از سینه بیرون آورده و زیر پا له کنید و فرصت گفتن آخ را به آنها ندهید.
ردائی سرخ گلگون داشت آن یار دلی عاشق چومجنون داشت آن یار
شفق بر سرخی او غبطه میخورد تو گوئی ریشه در خون داشت آن