
به گزارش ایکنا؛ ژان پل سارتر از جمله شخصیتهایی است که آرا و افکار او تا میزانی در میان قشر جوان و دانشجو رونق یافته است و از آنجا که برخی از این اندیشهها با مبانی فکری اسلامی همخوانی ندارد، بررسی تطبیقی و نقد این نظریات ضرورت دارد. حجتالاسلام سیدامینالله احمدیانیمقدم در یادداشتی به بررسی تطبیقی آرای سارترو آیتالله مصباح یزدی پرداخته است؛
برخی معتقدند مسئولیت منحصر به تکتک افراد نیست، بلکه گروهها، سازمانها، نهادها و شرکتها نیز میتوانند مسئول دانسته شوند؛ مثلاً، وقتی گفته میشود: «نظام آموزشی کشور مسئول پرورش متخصص است»، مسئولیت را به نهاد مربوطه نسبت داده، «کل» را پاسخگو میدانیم. بدينروي، ستایش یا نکوهشی که در نتیجه عمل کردن به وظیفه یا سرباز زدن از آن انجام میشود، متوجه «کل» است، نه تکتک اشخاص.
آیتالله مصباح میگوید: اگر منظور این است که شرکتها، نهادها و سازمانها نیز وجودی مستقل و عینی دارند، بهگونهایکه صرفنظر از اشخاص و اعضایشان، میتوان آنها را مسئول دانسته، مورد پرسش و پاسخ قرار داد، سخنی است باطل و نامقبول؛ زیرا اصولاً سرزنش و ستایش متفرع بر مسئولیت است، و مسئولیت متفرع بر تکلیف، و تکلیف متفرع بر اختیار و اختیار نیز از ویژگیهای انسان است و بههیچروی، نمیتوان شرکتها و سازمانها را با اختیار دانست.
از دیدگاه آیتالله مصباح، مسئولیت اخلاقی سه شرط دارد: قدرت و توانایی؛ علم و آگاهی؛ اختیار و اراده آزاد. اگر فعل مورد تکلیف، خارج از حیطه تواناییها و استعدادهای انسانی باشد، طبیعی است که اخلاقاً نمیتوان فرد را در قبال آن مسئول دانست. ازاینروست که ما معتقدیم: تکلیف به «ما لایطاق» قبیح است، و خدای حکیم نیز کاری را که از حدود تواناییهای آدمیان خارج باشد از آنان نمیخواهد. دومین شرط مسئولیت این است که انسان شیء مورد تکلیف را «بشناسد» و وظیفه خود را در قبال آن «بداند». یکی دیگر از شروط اساسی مسئولیت، وجود اختیار و اراده آزاد است. آنچه موجب ارزش کارهای آدمی میشود و او را در معرض ستایش و سرزنش قرار میدهد این است که کارهای خود را از میان راههای مختلفی که در پیشروی دارد، انتخاب میکند. انسان نیرویی دارد که میتواند با استمداد از آن، از انفعال در برابر غرایز و امیال سرکش حیوانی خارج شده، بر جاذبههای مختلف درونیاش فائق آید. به همین سبب است که میتوان او را نسبت به کارها و آثار و پیامدهای اعمالش مسئول دانست و او را مورد سؤال و جواب قرار داد
آیتالله مصباح به عنوان یک فیلسوف موحد، معتقد است: اولین کسی که شایسته است که انسان را مورد سؤال و بازخواست قراردهد خداوند متعال است: بدون شک، انسان در برابر خداوند مسئول است؛ زیرا همه چیز از آن اوست، مال اوست، و به سوی اوست. هیچ موجود دیگری در برابر او از خود استقلالی ندارد. وجود همه چیز قايم به او و وابسته به اوست، به گونهای که اگر آنی توجه خود را از عالم برگیرد «از هم فرو ریزند قالبها»؛ «لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ»(بقره/ 255). هیچیک از نعمتهایی که در اختیار انسان قرار میگیرد، مال خودش نیست. مالک حقیقی نعمتهای جسمی و روحی، و درونی و بیرونی انسان، ذات اقدس الهی است. با این وصف، روشن است که انسان به سبب تصرف در این نعمتها، در برابر مالک حقیقی آنها، خداوند، مسئول است و باید پاسخگو باشد؛ یعنی او حق دارد از ما سؤال کند که چرا فلان عمل را انجام دادی؟ چرا از چشم و گوش و زبان خود در برابر وسوسههای نفسانی و شیطانی مواظبت نکردی؟ چرا اوقات خویش را به بطالت گذراندی؟ و دهها و صدها سؤال دیگر.
در مرتبه بعد، انسان در برابر خود، دارای مسئولیت است؛ زیرا نفس آدمی ابعاد و شئون متفاوتي دارد که با یکدیگر ارتباطاتی دارند و هر کدام نسبت به دیگری حقوق، و بالتبع، مسئولیت خاصی دارند. بدينروي، انسان در خصوص اعضای جوارحی و جوانحی خود، مورد سؤال قرار خواهد گرفت: مثلاً، انسان حق ندارد هرگونه که میخواهد، از چشم و گوش، و دست و زبان، و سایر اعضا و جوارح استفاده کند: «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مسئولاً»(اسراء/ 36). هریک از اعضا و جوارح ظاهری و باطنی انسان حقوق خاصی نسبت به او دارند، و آنگونه که از آیات و روایات استفاده میشود، در روز قیامت مورد بازخواست قرار میگیرند و درباره نحوه عملکرد آدمی با آنها شهادت میدهند: «الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» (یس/ 65). به هر حال، آدمی نسبت به ورودیها و خروجیهای روح خود مسئولیت دارد، و یکی از وظایف روزانه او در قبال خودش، محاسبه و مراقبه است
از منظر آیتالله مصباح، در اسلام هر شخص علاوه بر اینکه به مصالح خودش میاندیشد و در برابر خود مسئول است، در برابر دیگر افراد جامعه و همنوعان خود نیز مسئولیت دارد. و این تکلیفی است که خداوند برعهده هر متدینی گذارده است: خداوند برای سایر افراد، حقوقی را بر عهده آدمی گذاشته است که از جمله آنها، این است که هر فرد متدینی باید دغدغه هدایت و رستگاری دیگران را نیز داشته باشد. دو وظیفه بزرگ «امر به معروف» و «نهی از منکر»، که در ردیف نماز و روزه و حج و جهاد قرار دارند، به خوبی این وظیفه و مسئولیت را نشان میدهند. البته مسائل حقیقی در این نوع از مسئولیت نیز خداوند است؛ زیرا اوست که وظایف را برای افراد نسبت به یکدیگر تعیین کرده است. به همین دلیل، این مسئولیت درعرض مسئولیت در برابر خداوند نیست، بلکه در راستا و در شعاع آن قرار دارد. در واقع، بر اساس بینش توحیدی اسلامی، ما معتقدیم که همه مسئولیتها، اعم از مسئولیت در برابر خود، دیگر افراد جامعه و حتی حیوانات و نباتات، از شئون و شاخههای مسئولیت در برابر خدا به حساب آمده، همگی در شعاع آن قرار دارند
چهارمین دسته از کسانی که از نظر آیتالله مصباح انسان در برابر آنها دارای مسئولیت است، طبیعت و سایر موجودات عالم است: یکی دیگر از مهمترین انواع مسئولیت اخلاقی انسان، که در اسلام بسیار بر آن تأکید شده، «مسئولیت در برابر طبیعت و سایر موجودات، اعم از گیاهان و حیوانات» است. انسان حق هرگونه تصرفی را در محیط زیست ندارد. همچنین نمیتواند هرگونه که بخواهد با حیوانات رفتار کند، بلکه حیوانات نیز حقوقی برعهده صاحبشان دارند که در روایات به خوبی بیان شده است
از دیدگاه سارتر، حال که وجود انسان بر ماهیتش مقدم است، پس او مسئول وجود و اعمال خود است: اگر به راستی، وجود مقدم بر ماهیت است، پس بشر مسئول وجود خویش است. بدین گونه، نخستین کوشش اگزیستانسیالیسم آن است که فرد بشری را مالک و صاحب اختیار آنچه هست قرار دهد و مسئولیت کامل وجود او را بر خود او مستقر کند. وی تأکید میکند که منظور این نیست که او فقط مسئول خویشتن است، بلکه وی مسئولیت کلی دارد. از دیدگاه سارتر، انسان مسئول همه امور است، حتی مسئول جنگ و صلحی است که در آن نقشی نداشته است: «اگراراده کنم، جنگ ویتنام تمام است».
یکی از جنبههای برجسته فلسفه اگزیستانسیالیسم و سارتر توجه دادن به قدرت فرد در انتخاب امور و نقش او در فعالیتهای فردی و جمعی و همچنین مسئولیتی است که فرد در زندگی اجتماعی دارد، این مطلب از لحاظ تربیتی حايز اهمیت فراوان است، اگرچه تقریر سارتر از «مسئولیت» با اشکالات و ابهاماتی همراه است: سارتر در مورد مسئولیت انسان میگوید: چون انسان آزاد است، مسئول رفتار و روش خود است؛ به این معنی که این کار را چون من با کمال آزادی انجام دادم، پس من خالق عواقب آن کار هستم... . نقد ما بر سارتر این است که مسئولیت بدون اصول حقوقی معنی ندارد. اگر کسی منکر حقوق طبیعی و اصول عقلی اخلاقی باشد، همچون سارتر نمیتواند کسی را که حقوق طبیعیاش را پایمال کرده مستحق مجازات بداند، و سارتر منکر (همان، ص64) حقوق عقلی شده است
از نظر سارتر، ساختن ماهیت خود، و معتبر تلقی شدن آنچه فرد درباره خود میسازد، نسبت به دیگران احساس مسئولیت را در فرد به وجود میآورد. گفتن اینکه «فرد مسئول وضع دیگران نیز هست» تا حدی مبهم است. ازیکسو، سارتر میگوید: آنچه فرد شخصاً انجام میدهد، معیار موجودیت اوست، و از سوي دیگر، مسئولیت را تعمیم میدهد. آیا میتوان هر کس را مسئول وضع دیگران دانست؟! انتقاد دیگر اینکه اگر فرد واقعاً مسئول است نسبت به آنچه انجام میدهد و آنچه انتخاب میکند چگونه ممکن است دیگری را مسئول کار وی فرض نمود؟
از دیدگاه آیتالله مصباح، مسئولیت در جایی معقول است که «مسئول» نسبت به امر مورد سؤال، وظیفه و تکلیفی داشته باشد؛ امری که سارتر از آن غفلت نموده است، که اگر مکلف به وظیفه خود عمل کرده باشد ستایش شود و احیاناً به او پاداش داده شود، و اگر از انجام وظیفه خویش سرپیچی نموده باشد، نکوهش و بعضا مجازات و کیفر گردد.
ژان پل سارتر «مسئولیت» انسان را تا آنجا سنگین جلوه میدهد که فرد مسئول تمام حوادثی است که در عالم رخ میدهد، حتی اگر این اتفاق جنگی باشد که هیچ نقشی در آن نداشته است. سارتر انسان را مسئول خود و تمام انسانها میداند و علت آن را آزادی انسان میداند. در عین حال، معتقد به اصول معیّن اخلاقی نیست. همچنین وظیفهای برای انسان تصور نمیکند. از نظر آیتالله مصباح، «مسئولیت» چهار شرط دارد که تنها یکی از آنها «اختیار» است. ایشان همچنین برای مسئولیت انواعی برشمرده است و البته «مسئولیت فوق توان انسان» را نمیپذیرد.
انتهای پیام