
به گزارش ایکنا از همدان، شهید غلامرضا خدری، در سال 1344 در همدان دیده به جهان گشود، در تنگنای دنیای دون، صلابت و پای مردی آموخت به هنگامه درس برترین بود و در رزم جنگآورترین.
شهید خدری در عین سادگی ظاهر، دنیایی از معرفت و عشق را در خود خلاصه کرده بود، آنچه در وصیت نامهاش بر میآید شاید آوایی از غوغای درونش بود که به نوک قلم سپرد و در اصل فروغی از دنیای نوریست که عشق به محبوبیت در او ایجاد کرده بود.
شهیدی که هیئت حلم و صبر بر بالای بلندش وجودش را جلوهای جاوید میبخشید به هنگامهای که همراه برادرش شهید محمدصادق خدری در دی ماه سال 65 در عملیات کربلای 4 به عنوان غواص حضور یافته بود همچنان که خود، از خالق خویش خواسته بود؛ بیغسل و کفن در مظلومیت با اقتدا به مولایش حیات فانی را برای همیشه بدرود گفت و پس از ده سال جسد پاک و مطهرش به آغوش خانوادهاش بازگشت.
غلامرضا خدری به نقاشی و خطاطی علاقه بسیاری داشت به گونهای که در حین درس خواندن در سه ماهه تابستان به کارهای متفاوتی دستی همچون نقاشی بروی سرامیک مشغول بود که کارهای او مورد پسند اساتید دینی و هنری نیز واقع میشد.
خدری در داروسازی شهید چمران اهواز، تربیت معلم شهید مقصودی، دامپزشکی ارومیه و قاضی قم قبول شد که از میان این رشتهها دبیری شیمی دانشگاه شهید رازی کرمانشاه را انتخاب نمود.
کتابخانهای مشتمل بر 400 جلد کتاب با موضوعات مختلف همچون شعر، مذهبی، اخلاقی و ... حاصل دسترنج این شهید والا قدر است که از ایشان به یادگار باقی مانده است.
شهید غلامرضا از صوت دلنشینی برخوردار بود به گونهای که همواره قرآن را با صوت زیبای خود تلاوت مینمود، ایشان به عنوان مربی قرآن نیز در خدمت نونهالان مسجد حضرت ابوالفضل(ع) بود.
فعالیت در انجمن اسلامی دبیرستان و دانشگاه رازی کرمانشاه، پخش اعلامیهها و عکسهای امام در بحبوحه انقلاب و شرکت در تظاهراتهای دوران انقلاب و پس از آن از دیگر فعالیتهای این شهید والا مقام است.
تقوا و امانت داری،صله رحم، پاکیزگی، نظافت و رعایت حدود افراد در معاشرت با کودکان و بزرگسالان و اهتمام به نماز جماعت، جمعه و شب از ویژگیهای بارز این شهید والا مقام است.
متانت و نجابت و حجب و حیای ایشان زبانزد خاص و عام بود، همواره لبخندی شیرین بر لب داشت که معمولا در عکسهایی که به یادگار گذاشته است این خصلت خوب و پسندیده نمایان است.
انجام واجبات و ترک محرمات از مواردی بود که با تمام خصوصیات پسندیده او را مورد محبوبیت قرار داده و الگو و نمونه ای برای سایر جوانان ساخته بود، پشتکار و اراده بسیار قوی و محکمی داشت طوری که دیپلم ریاضی و تجربی را همزمان در حوزه علمیه همدان طلبگی را نیز فرا گرفت.
فرازی از وصیت نامه شهید غلامرضا خدری
«خدایا تو بهتر میدانی که همواره چنین خواستهام که فقط تو را ببینم و لاغیر؛
مظلومانه زندگی کنم و غریبانه دل بسوزانم و هیچ کس نداند که چه دردی دارم و به چه عاشقم و از چه رنج میکشم.
مولایم تو خود میدانی و به بیماری روحم آگاهی...
و حال که به آخر راه رسیدهام باز این رنج عظیم عذابم میدهد و درونم را میآزارد اما امید بسیار دارم که درگاه شما درگاه یاس و ناامیدی نیست و همچون منی نیز در این درگاه به احترام آبرومندان درگاهت مورد عنایت قرار خواهد گرفت.
چه کنم انبوه گناه؛ شوق رفتن از من عاصی میستاند، اما امید به عفو و بخشش و عنایت ائمه علیهم السلام شوق بر رفتن را بیشتر میکند.
از شما عزیزان میخواهم پاسدار خون شهدا باشید، پاسدار خون شهدا یعنی به راه پاک آنها رفتن...
مردم! ادامه راه شهدا در این نیست که زیر جنازههای آنها برویم و فقط خود را موظف بر سر و سینه زدن برای آنهایی که بندها را گسسته اند و در عین سعادت و کامیابی به سر میبرند غمی ندارند که برای آنها بر سر و سینه بزنیم !!
این ماییم که محتاج به عنابت آنها میباشیم.»
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
انتهای پیام