کد خبر: 3751641
تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۷ - ۰۸:۳۶

اسلام اندیشه بدون منطق را نمی‌پذیرد

گروه معارف - عضو هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان گفت: به نظر نمی‌رسد که اسلام جلوی بیان اندیشه را گرفته باشد، بلکه اسلام با پذیرفتن اندیشه بدون منطق و فکر و صرف اینکه اندیشه شخصی دیگر است، مخالفت می‌کند.

اسلام اندیشه بدون منطق را نمی‌پذیرد

عصمت همتی، در گفت‌وگو با ایکنا از اصفهان، درباره معنای آزادی فکر و عقیده از منظر اسلام، اظهار کرد: فکر کردن یکی از ویژگی‌های انسان است و نمی‌توان برای آن قیدی قائل شد، چراکه امری اختیاری نیست. فکر اصلا شانیتی ندارد که بتوان آزادی را از آن سلب کرد. شاید حتی یک متفکر هم اختیاری درباره فکر کردن یا نکردن به موضوعات را نداشته باشد.
وی ادامه داد: آزادی فکر می‌تواند به معنای آزادی اندیشه باشد و آزادی اندیشه یعنی انسان برای مطالعه اندیشه‌ها و عقاید مختلف دیگران، محدودیتی نداشته و بتواند از میان آنها بهترین را انتخاب کند. آزادی بیان به صورت ضمنی، تلازمی با آزادی فکر دارد. مثلا انسانی را تصور کنید که اندیشه‌ای را به دلایلی پذیرفته است، اما باید دید آیا اسلام اجازه می‌دهد که او اندیشه خود را بیان کرده و گسترش دهد؟ آیا یا بیان اندیشه، هزینه‌ای را برای او در پی ندارد؟
اسلام اندیشه بدون منطق را نمی‌پذیرد
این استاد حوزه‌علمیه در خصوص آزادی بیان گفت: به نظر نمی‌رسد که اسلام جلوی بیان اندیشه را گرفته باشد، بلکه اسلام با پذیرفتن اندیشه بدون منطق و فکر و صرف اینکه اندیشه شخصی دیگر است، مخالفت می‌کند. تا اندیشه‌ای بیان نشود، نقد هم ممکن نیست، پس اگر اندیشه نقد نشود، حق و باطل بودن آن معلوم نمی‌شود و قابل مقایسه با سایر اندیشه‌ها نخواهد بود.
همتی ادامه داد: پس درآزادی بیان شرط این است که حقانیت مکتب خود را مشخص کنیم. اسلام دین حق و کامل‌ترین مکتب است، حال اگر اندیشه‌های دیگر مطرح نشده و اسلام نتواند با منطق و استدلال حقانیت خود را ثابت کند، چطور می‌توان حقانیت آن را پذیرفت؟ دعوت قرآن دعوت به تقلید و تبعیت بدون علم نیست. قرآن می‌فرماید: «از آنچه که به آن عمل ندارید، تبعیت نکنید».
رشد فکری مستلزم آزادی بیان است
وی خاطرنشان کرد: در زمان پیامبر (ص) هم قرآن، پیشقدم شده و اندیشه‌های باطل را بیان کرده، نقاط ضعف آنها را نشان داده و به مشرکین می‌فرماید که اگر حرفتان حق است برهان بیاورید. نام دیگر سوره انعام نیز به گفته علامه طباطبایی می‌تواند احتجاج باشد. احتجاج یعنی نقدی که به حرف طرف مقابل دارید. اگر به آزادی بیان قائل نباشیم، رشد فکری ممکن نیست. در جایی که امکان اظهار اندیشه‌ها وجود نداشته باشد فرقی میان حق و باطل نمی‌ماند.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به آزادی عقیده گفت: این عنوان کمی ابهام دارد. اگر من با اندیشه و منطق به عقیده‌ای رسیدم، آیا براساس منطق آزاد هستم که آن عقیده را برای خودم برگزینم؟ اگر شما چیزی را به عنوان عقیده، حق ببینید، آن را برمی‌گزینید، یعنی این یک مکانیزم طبیعی در انسان است.
همتی اضافه کرد: گاهی افرادی می‌گویند که آزادی عقیده یعنی همه عقاید، اعم از درست و غلط و اینکه از نظر معرفتی هم‌سنگ هم هستند و در آزادی عقیده فرقی نمی‌کند که شما مسلمان هستید یا مسیحی، یهودی و یا زرتشتی، در برگزیدن عقاید، از نظر حقانیت و عدم حقانیت همه با هم هم‌سنگ می‌باشند، پس انسان‌ها آزاد هستند هرکدام از این عقاید را قبول داشته باشند. اسلام با این معنای آزادی عقیده مخالف است.
توحید، عقیده حق است
وی با بیان اینکه تمام پیامبران مبعوث شدند تا توحید را به عنوان عقیده حق اثبات کنند، ادامه داد: راه مستقیم که کوتاه‌ترین و مستقیم‌ترین راه سعادت است، توسط پیامبران معرفی شده که این راه با راه شهوات و پرستش طاغوت متفاوت می‎باشد. پس اینکه بگوییم همه عقاید از نظر حقانیت و عدم حقانیت مانند یکدیگر هستند و همانطور که حق انسان است تا دینش را انتخاب کند، پس حقانیت حرف یک بت‌پرست نیز به اندازه حقانیت حرف ما است و ما موظفیم به عقاید بت پرستان نیز احترام بگذاریم و آن را حق بدانیم- با عقیده اسلامی همخوانی ندارد.
این استاد حوزه علمیه گفت: اینکه حقوق اقلیت‌ها یا کسانی که پیرو ادیان نیستند، چگونه باید رعایت شود، بحثی حقوقی و قابل تفکر و مباحثه است. اما این به این معنا نیست که ما عقیده آنها را به اندازه عقیده اسلامی خودمان حق می‌دانیم، بلکه می‌گوییم اگر آنها در مقام گفت‌وگو و احتجاج استدلال کرده و استدلال ما را بشنوند و بخواهند که با برهان چیزی را اثبات کنند، من مسلمان معتقدم حرف من برهانی‌تر است و اگر برای او هم این حق را قائل شوم، پس چرا اصلا من مسلمانم؟
همتی با اشاره به اینکه در زمان هجرت پیامبر (ص) به مدینه، یهودیان قدرت زیادی در آنجا داشتند، تصریح کرد: پیامبر (ص) با یهودیان پیمان‌نامه‌ای بستند که تا آخر هم آن را حفظ کردند که دلیل آن این بود که یهود در انجام مراسم عبادی دین خودش آزادی داشته باشد. البته یک بند این پیمان‌نامه هم این بود که یهودیان نباید با دشمنان پیامبر (ص) همکاری کنند و در صورت جنگ در مدینه، یهود هم مانند مسلمانان دفاع کرده و در صورت مسلمان شدن هم از حقوق مسلمانان برخوردار باشند.

در جامعه به حقوق اقلیت‌ها احترام بگذاریم
این استاد حوزه علمیه تاکید کرد: پس چیز عجیبی نیست که در جامعه به حقوق اقلیت‌ها احترام بگذاریم و از طرف دیگر حقانیت دین آنها بر اسلام را نپذیریم. پیامبر اکرم (ص) نیز فرمودند اگر اینها می‌خواهند بر دینشان بمانند و دعوت ما را نشنوند، بازهم تحت شرایطی می‌توانند از حقوق اجتماعی بهره‌مند باشند.
همتی گفت: مکتب شیعه، مکتبی عقل‌گرا است و ما به حجیت ذاتی عقل اعتقاد داریم، بنابراین معتقد هستیم عقل اگر از صورت درست براهین قیاسی و ماده صحیح استفاده کند، می‌تواند حق از باطل را تشخیص بدهد، به شرط اینکه از راه گفت‌وگو و استدلال بگذرد. در غرب معتقد هستند که انسان راهی برای دست یافتن به معرفت مطابق با واقع ندارد و یا نهایتا به بخشی از واقعیت می‌رسد.
وی در ادامه گفت: حتی اگر بگوییم قائل به این هستیم که انسان به بخشی از حقیقت دسترسی دارد، بر اساس آن حقیقت و با تکیه بر شواهد عقلی و استفاده از ماده و صورت صحیح برهانی، انسان می‌تواند حق از باطل را در حدی که بگوید این را می‌پذیرم و آن را نمی‌پذیرم، واقعیت را درک کند. در غیر این صورت اگر هرکسی که ادعای حقانیت کند، نظم دنیا به هم می‌ریزد.
همتی خاطرنشان کرد: متاسفانه اخیرا روشنفکران ناخواسته مطرح می‌کنند که انسان راهی برای تشخیص حق از باطل ندارد. اگر طرف مقابل ما مسلمان باشد با استناد به قرآن و احادیث صحیح می‌توانیم حقایق دینی را تبیین کنیم و اگر مسلمان نباشد با استناد به عقل و بدیهیات اصلی می‌توان حقانیت اصول اصلی را اثبات کرد. امور فرعی نیز قابل توافق است.

آزادی بیان را باید براساس چارچوب‌ها لحاظ کنیم
این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما هرگز نمی‌توانیم از آزادی مطلق دفاع کنیم، افزود: در جوامع غربی نیز چارچوب‌هایی برای آزادی وجود دارد. آزادی بیان را باید براساس چارچوب‌هایی لحاظ کنیم، به طور مثال این آزادی نباید باعث شود که به حدود اخلاقی خارج تجاوز شود، نمی‌توان هر حریمی را به نام آزادی بیان از بین برد. هر عقیده‌ای نزد صاحبش حداقل باید مبرهن به یک برهان حداقلی باشد.
وی گفت: آزادی بیان یعنی اگر کسی عقیده‌ای معقول دارد، آن را بیان کند تا به پیشنهاد یا انتقادی سازنده تبدیل شده و افکار جامعه را تبیین کند. در اسلام آزادی مطلوب است برای اینکه انسان را به رشد و کمال برساند و اگر در جایی آزادی به کمال انسان صدمه بزند، مطلوب نیست. به همین دلیل با اینکه غربی‎ها توجه خود را به آزادی‌های اجتماعی معطوف می‌کنند، در اسلام از آزادی‌های معنوی و بی‌نیاز شدن از تعلقاتی که مانع کمال انسان است، صحبت می‌شود. یعنی آزادی تنها در جهت کمال انسان مطلوب است.
انتهای پیام

captcha