
به گزارش ایکنا از همدان، شهید محمدحسین درفشی بیست و دوم بهمن ماه سال ۱۳۳۷ در شهرستان همدان به دنیا آمد. پدرش محمد ابراهیم نام داشت. سال ۱۳۴۴ تحصیلات خود را آغاز کرد و با توجه به هوش و استعداد سرشاری که داشت تا مقطع کارشناسی رشته حقوق ادامه تحصیل داد. کارمند عقیدتی سیاسی ارتش بود. سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد که از وی به یادگار مانده است.
با آغاز سالهای دفاع مقدس از سوی ارتش جمهوری اسلامی ایران در جبهه حضور یافت و در عملیاتهای متعدد شرکت کرد. سرانجام در بیست و یکم دی ماه ۱۳۶۵ با سمت کمک آرپی جی زن در منطقه عملیاتی شلمچه به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. پیکرش مدتها در منطقه باقی ماند تا اینکه توسط جستجوگران نور به آغوش خانواده و همرزمانش بازگشت و در گلزار شهدای باغ بهشت زادگاهش به خاک سپرده شد. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
در زیر متن وصیتنامه این شهید بزرگوار را میخوانیم؛
«بسم الله الرحمن الرحیم
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله(ص) و اشهد ان علیاً امیر المومنین حجة الله بعد رسوله
با سلام بر ارواح پاک شهدای اسلام و درود بر آقا و مولایمان امام زمان(ع) و با آرزوی پیروزی رزمندگان اسلام و سلامتی و طول عمربرای امام امت. مطالبی را چند به عنوان وصیتنامه مینگارم. پدر عزیزم، خدا انشاءالله توفقیت دهد چه زحماتی را در راه تربیت من کشیدی و چه رنجها متحمل شدی و هر چه توان داشتی در این راه به کار گرفتی تا آنکه من در راه اسلام و قرآن قرار گیرم. چه کلاسها مرا بردی چه درسها به من دادی چه شورها و چه علاقهها و...
اکنون میدانم که زحمات شما چقدر ارزشمند بود هر چند که نمیتوانم آنها را جبران کنم اکنون خوشحال باش که زحماتت هدر نرفت زیرا تا وقتی که زنده هستم سعی دارم همان خط را ادامه دهم.
دلم میخواست رضای خدا را جلب نمایم، نمیدانم چقدر موفق بودهام، روز حساب که اعمال را میسنجد معلوم خواهد شد.
دلم برای این انقلاب و این امام میتپد، دلم میخواست که انقلاب بتواند راه خودش را به روشنی و دقیق ادامه دهد، دلم میخواست همواره امام زنده باشد و بر سر این ملت پناه باشد، دلم میخواست لجبازان و بیتفاوتها و مخالفین و... که نمیخواهند واقعیت انقلاب را بفهمند، هوشیار شوند، قدر بشناسند، از فرصت باقیمانده استفاده کنند و از این سفره پهن شده بهره لازم را گیرند، آنقدر خرده نگیرند ناامید نشوید و صابر باشید. اگر داستانهای واقعی تاریخ اسلام و ائمه(ع) را شنیده و خوانده باشند میفهمند که باطل مبنایی ندارد و همیشه خداوند پیروز است و کسانی که به جنگ خدا رفتهاند جز خواری و خسران نداشتهاند، خلاصه خوشحالم چنین معنویاتی داشتهام و امیدوارم به سبب این نیات خداوند گناهانم را ببخشد.
پدر جان مرا ببخش و حلالم کن، عذر زحمات طاقتفرسایت را خواستارم و بدان پسرت در راه اسلام شهید شد. انتظار دارم همچنان که در وجودت هست سرت را بالا بگیری و افتخار کن که این مشت محکمی بر دهان مأیوسان، معاندان و عافیتطلبهایی است که فقط اعتراض کردن و خرده گرفتن را یاد گرفتند.
من شما را وصی قرار دادم انشاءالله همچنانکه نوشتهام عمل شود. مادر مهربانم تو چقدر مومن بودی. چقدر مخلص و ایثارگر، آری شیر پاک تو را خوردم که توانستم پیرو راه اباعبدالله(ع) باشم. چقدر تو را اذیت کردم امیدوارم مرا ببخشید. هرگاه به یاد من افتادی تمایل داشتی زیارت عاشورا بخوان و برای امام حسین(ع) و فرزندان مظلومش گریه کن هرگاه نماز شب که میخوانی دعایم کن. خداحافظ، انشاءالله در صحرای محشر تو را خواهم دید.
همسر عزیزم، تو چقدر خوب بودی و صبور. همواره رضای خدا را میطلبیدی، چقدر مهربان بودی خدا خیرت دهد، مبادا اجر خود را ضایع کنی. تو صاحب موهبت بزرگی شدهای هیچگاه بیتابی نکن. به خیالات واهی توجه نکن که روح شهید و شهدا و نیروی الهی حافظ خانواده اوست. نجمه را به سلامت بزرگ کن. مادر مهربانی برایش باش او را با فرائض و حجاب آشنا ساز و در راه تحصیلش کوشش کن. در مورد زندگی آیندهات هم فکری کن چنانچه زمینه فراهم شد انشاءالله اقدام کن که من در آن صورت خیلی خوشحال خواهم شد. تحصیلاتت را به خوبی ادامه بده و ترک نکن و محل زندگی هم هر جا خواستی انتخاب کن و حلالم کن. و ملاقات من و تو انشاءالله در کنار زهرای اطهر علیها السلام در کنار حوض کوثر. بدان وعدههای الهی راست است و دنیا پشیزی ارزش ندارد، خداحافظ.
برادران و خواهران عزیزم شما را هم به صبر و تقوا سفارش می کنم. خواهران عزیزم صبر و تقوای الهی و حجاب را دقیق رعایت کنید. برایم قرآن و زیارت عاشورا بخوانید و به یاد حسین مظلوم و فداکاریش برایم گریه کنید خداحافظ.
تمام آشنایان و دوستان و عزیزان را سلام برسانید. در ضمن چنانچه با لباس دفن شدم تکه پارچههای احرام را به من ببندید و اگر نیاز به کفن بود با همان لباس احرام کفن و در همدان دفنم کنید.
و آخر دعوینا ان الحمدلله رب العالمین» محمد حسین درفشی تاریخ 4 دی 65»
انتهای پیام