
به گزارش ایکنا از همدان، شهید سیدمنصور زینیه، هفتم آذرماه سال ۱۳۳۷ در روستای بهراز از توابع شهرستان اسدآباد در استان همدان و در خانوادهای کشاورز و مذهبی دیده به جهان گشود، پدرش سیدجهانبخش کشاورز بود و با کار بر روی زمین کشاورزی و باغبانی مخارج زندگی را تأمین کرده و تلاش میکرد تا فرزندان خود را با طینتی پاک پرورش دهد.
وی در سال ۱۳۴4 وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد اما بهدلیل مشکلات موجود موفق به ادامه تحصیل نشد و تنها تا پایان دوره ابتدایی از نعمت تحصیل برخوردار شد در ادامه مشغول به کار و فعالیت شد تا علاوه بر تامین مخارج خود کمک خرج خانواده باشد.
سال ۱۳۵۷ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد که از وی به یادگار مانده است، در سالهای انقلاب در کنار مردم انقلابی شهرستان اسدآباد در راهپیماییها و مبارزات انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران از هیچ کمک و اقدامی فروگذار نبود.
شهید زینیه با هدف خدمت به مردم کشور خود و حفظ امنیت وطن، به ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست و به نوان گروهبان یکم ارتش مشغول خدمت شد، با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران روانه جبهههای نبرد شد تا برابر هجوم وحشیانه رژیم بعث عراق به مرزهای ایران از خاک و ناموس ملت ایران دفاع کند.
وی در عملیاتهای متعدد شرکت نمود و همراه با دیگر همرزمان خود حماسهها آفرید، سرانجام پس از ماهها حضور در محورهای مختلف عملیاتی در یکم آبانماه سال ۱۳۶۰ در منطقه عملیاتی کرخه نور بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست، آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.
متن وصیت نامه شهید زینیه
«بنام خداوند بخشنده مهربان
سپاس بی کران و درود بیپایان به خدای یکتا و بیمانند که به ما هستی بخشید و آنچنان اراده و ایمان به ما عنایب فرمود که برای خود استقلال را نصیب کشور عزیزمان چه از درون مرزی و چه از برون مرزی کنیم و تا آخرین قطره خون از آن دفاع کنیم تا هموطنان برادر و خواهرانمان هر چه بیشتر آرامش داشته باشند و کاملاً در رفاه زندگی روزمره خویش را با خوشی و سلامتی سپری نمایند و برای یک فرد نظامی بالاترین افتخار این است که برای پیروزی مردم خود جان بر کف مبارزه نماید و برای میهن مقدس و آب و خاک عزیز شهید شود.
ما عقیدهمان بر این است که با تمام ایمانمان حاضریم تا آخرین نفر پرسنل این سازمان، عناصری که اعم از داخل و خارج میخواهند امنیت این کشور را برهم بزنند نابود و منهدم کنیم به اتکای خدای متعال و پشتیبانی ملت عزیز ایران انشاءالله.
پدر مهربانم از صمیم قلب به شما درود میفرستم و از زحمات فراوانی که برای بزرگ کردن من متحمل شده اید بینهایت متشکر و سپاسگزارم و از اینکه واقعاً در طول این مدت کوتاه عمر فرزند که 15 سال آن با حسرت و غم و اندوه سپری و باقی عمرش ثمری و سودی بجز درد و غم و اذیت و آزار چیز دیگری عاید آنان نگردیده است آرزوی بخشش دارم و امیدوارم در نبودن من هیچگونه نگرانی نداشته باشید چون واقعا برای برادران و تنها خواهرام آرزو دارم که مرا ببخشند و با این بخشش روح مرا شاد فرمایند.
پدر گرامیم من این دینم را بگردن شما میاندازم اگر خدا خواست فرزند دلبندم که باید جانشین من باشد بدنیا آمد اگر او را شاد نگهداری کنید مرا شاد خواهید کرد. همسر گرامیم مدتها برای من زحمات طاقتفرسایی را متحمل شدید، بینهایت قدردانی مینمایم و امیدوارم که مرا ببخشید و یکی از آرزویهای اینجانب این است که در محل تولدم مرا به خاک بسپارید و کلیه اموال اینجانب به فرزندم مجتبی و همسرم و برادرم تعلق دارد.»
انتهای پیام