
عیسی مسیح یا عیسی ناصری در شهر بیتلحم، از شهرهای ایالت ناصره منطقه یهودیه به دنیا آمد. مادر وی مریم به اراده خدا و بدون همسر باردار شد و پسری به دنیا آورد که مسیحیان وی را خداوند در جسم میدانند. در آن عصر، یهودیان به شکل نامطلوبی زیر یوغ بیگانگان قرار داشتند و فشار دولت روم غیرقابل تحمل بود، نهضتهای بیفرجامی در گوشه و کنار فلسطین برخاست، اما بیرحمانه شکست خورد و شاگردان و پیروان او با عزمی استوار به نشر آیین وی پرداخت.
این آیین بازماندگان نهضتهای پیشین را به خود جلب کرد و اکنون دین مسیحیت یا ترسایی با جمعیت حدود 2.5 میلیارد بیشترین پیرو را در سراسر جهان داراست. پیروان این دین بر این باورند که مسیح بر صلیب کشیده شد. سپس از مردگان برخاست و به آسمان عروج کرد و دوباره در پایان برای برقراری صلح جهانی به زمین باز خواهد گشت.
در بخشهای مختلفی از انجیل، عیسی به خورشید ربط داده شدهاست. بر پایه یک پیشگویی که از ملاکی نقل شدهاست، عیسی به عنوان «خورشید عدالت» دانسته میشود: «تا آنکه تو، خورشید عدالت بالا بیایی و درمان در میان بالهای اوست» یوحنا، عیسی را به «روشنایی جهان» تشبیه کرده است. چنین نمادگرایی خورشیدی برای عیسی مسیح باعث میشود تا بیش از یک روز برای تولد او محتمل شد. اگر کمی در تاریخ دقیق شویم، درمییابیم که مردمان مسیحی ادوار گذشته میان مراسم مذهبی بزرگداشت روز میلاد حضرت مسیح(ع) و تاریخ واقعی روز میلاد مسیح تفاوت قائل میشدند، این در حالی است که تاریخ دقیق و مشخصی از روز میلاد حضرت مسیح در دست نیست. جالب اینجاست که حتی در انجیل هم مفصل در مورد تولد حضرت مسیح صحبت شده، اما هیچ تاریخ دقیقی از آن ذکر نشده است.
فرضیات دینی و محاسبات جشن کریسمس
فرض محاسبات کریسمس به یک روز مقدس که پیش از آن است مربوط است، این روز که بر ۲۵ مارس منطبق است روز حلول مسیح است. به عبارت دیگر پس از حلول مسیح، ۹ ماه محاسبه شده و بعد روز کریسمس در نظر گرفته شده است. امروزه روز ۲۵ مارس با نام روز بشارت مسیح یا مژده به بانوی ما شناخته شده است. این روز در سده ۱۷ میلادی مقدس اعلام شد و ۹ ماه پیش از کریسمس است. همچنین این روز با روز اعتدالین هم منطبق است اما به قضیهٔ حلول مسیح مرتبط نیست، چون در آن زمان به فراموشی سپرده شده بود.
شاید بتوان با قاطعیت گفت که سال نو یا کریسمس بدون بابانوئل هیچ معنایی ندارد. بابانوئل در واقع یک کشیش مسیحی به نام سنت نیکولاس بوده که در حدود سده چهارم میلادی در منطقه ترکیه امروزی زندگی میکرد. او به دلیل اینکه با کودکان رفتار بسیار مهربانی داشت در آن زمان شهرت پیدا کرد و همین رفتار او باعث شد تا در میان مسیحیان این اعتقاد به وجود بیاید که شب سال نو سنت نیکولاس که امروز او را با نام بابانوئل میشناسند بیاید و برایشان هدیههایی بیاورد.
درخت کاج در جشن کریسمس
امروزه در تمام جهان درخت کاج نماد مهم کریسمس است، اما درخت سرو در آئینهای پاکان و فرهنگ قدیم ایران نیز بسیار مهم بود و درخت جاودانگی تلقی میشد. هنوز در بسیاری از نقاط ایران به درخت کاج با نگاه تقدس نگریسته میشود. اسلام و مسيحيت از اديان ابراهيمی به شمار میآيند. به اين معنا كه اصل دين مسيحيت دين توحيدی است كه خداوند متعال آن را به وسيله حضرت مسيح(ع) برای هدايت بشر فرستاده بود و اسلام نيز دين توحيدی است كه با نبوت حضرت محمد(ص) بعد از دين مسيحيت برای هدايت بشر نازل شده است.
از ديدگاه قرآن، دين خداوند در نزد خداوند يک دين بيشتر نيست كه همان اسلام است. لذا خداوند در قرآن كريم فرموده است: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ؛ هر آينه دين در نزد خدا دين اسلام است»(آل عمران/ آیه 19).
در جای دیگر نیز پروردگار میفرمایند: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرين؛ و هر كس كه دينی جز اسلام اختيار كند از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانديدگان خواهد بود»(آل عمران/ آیه 85).
عقل نیز حكم میكند که دين خداوند در تمام زمانها بايد يك حقيقت داشته باشد، چرا که انسان در هر دوره و زمانی یک حقیقت و یک فطرت دارند. لذا با این يگانگی در حقيقت و فطرت انسان به هدايت و رستگاری يکسان نيازمند است.
با توجه به اينكه حقيقت انسان و بشریت در تمام ادوار يك حقيقت داشته و از فطرت يكسان برخوردارند، لذا تفاوتی از اين جهت در بين آنها وجود ندارد. از طرف ديگر از خدای واحد و عالم و حكيم برای بشر با نيازمندی يكسان آنها، نزول اديان مختلف و متضاد برخلاف حكم عقل است.
مسيحيت هیچ منافات و تضادی با دين اسلام ندارد
لذا دين مسيحيت در اصل به گونهای بوده كه هيچ منافات و تضادی با دين اسلام ندارد، به جز برخي تفاوتهايی كه در شريعت آنها بنا بر اقتضای زمان وجود داشته است، اما اين دين با تحريفات و دستبردهای انسانهای مغرض از اصل خود دور شده و به شكلی درآمده است كه با دين اسلام تفاوتهاي بسیاری در حد تضاد و تنافی پيدا كرده است.
فرق اساسی بين اين دو دين در مورد شخصيت و هويت حضرت مسيح(ع) است. دين اسلام حضرت مسيح(ع) را انسان و بندهای از بندگان خدا معرفی کرده كه در مقام پيامبر اولوالعزم با داشتن كتابی آسمانی به نام انجيل از طرف خداوند برای اعتلای كلمه توحيد و عبادت پروردگار يكتا در راستای هدايت بشر به سوی رستگاری مبعوث شده است.
درباره خلقت و تولد حضرت مسيح نیز هيچ ابهامی در دين اسلام وجود ندارد و قرآن كريم خلقت حضرت مسيح(ع) را شبيه خلقت حضرت آدم(ع) دانسته و میفرمايد: «إِنَّ مَثَلَ عيسی عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُون؛ مثَل عيسي در نزد خدا، چون مثَل آدم است كه او را از خاك بيافريد و به او گفت: موجود شو، پس موجود شد»(آل عمران/ آیه 59).
قرآن كريم اوصاف بسياری را به حضرت مسيح(ع) نسبت داده، ازجمله اينكه عيسي(ع) بنده خدا، پيامبر خدا، رسول بنیاسرائيل و يكي از پيامبران اولوالعزم صاحب شريعت و كتابی به نام انجيل که خدای تعالی نام او را مسيح عيسی نهاد.
اما در دين مسيحيت حضرت مسيح(ع) شخصيت مبهم و چند پهلو دارد. در انجيل حضرت مسيح(ع) يكبار پسر يوسف نجار و بار ديگر پسر روحالقدس و در موارد متعدد پسر خدا پنداشته شده است. در نتيجه، اعتقاد مسيحيان بر اين مطلب متمركز شده كه حضرت مسيح پسر خداست و پيامبر نبوده و كتابی هم نداشته است، بلكه كلام خدا در او تجسد يافته است.
از اين رو، مسيحيان بر این باورند كه حضرت مسيح پسر خدا است كه در روی زمين به شكل پسر انسان تجسم پيدا كرده است و از تمامی جهات صفات خدايی و الوهي دارد. در انجيل يوحنا بر اين مطلب تصريح شده است: «در ابتداء كلمه بود و و كلمه نزد خدا بود و كلمه خدا بود همان كه در ابتداء نزد خدا بود همه چيز به واسطه او آفريده شد و به غير از او چيزی از موجودات وجود نيافت». بنابراين الوهيت و خدايی حضرت مسيح(ع) در دين مسيحيت اساس اين دين را تشكيل میدهد.
تفاوت دیگر این دو دین که از تفاوت نخست ناشی میشود اين است كه دين اسلام مبتنی بر توحيد و يگانگی خداوند است و غير از آن هر اعتقادی را به خدا شرك و كفرآميز میداند، اما دين مسيحيت بر اعتقاد به تثليث استوار است. به اين معنا كه خدای پدر و خدای پسر و روحالقدس جملگی يك خدا را میسازند.
از تفاوتهای دیگر این اسلام و مسیحیت آن است که دين اسلام در عين حالی كه دين مسيح را منسوخ و در نزد خدا از رسميت افتاده میداند اعتقاد به رسالت حضرت مسيح و كتاب انجيل را از شرايط ايمان به دين اسلام میداند، در حالی که مسيحيت پيامبر اکرم(ص) را قبول ندارد.
در دين اسلام شريعت الهی محفوظ است. لذا دستورات خداوند در ابعاد عبادی، و اجتماعی و سياسی، اقتصادی و... مورد تمسك در عمل قرار گرفته و بر اين اساس فقهای اسلام در راستای استنتاج احكام الهی با تلاشهای بسياری كتابهای فقهی گرانبهايی را تحويل امت اسلامی دادهاند. بنابراین بر طبق شريعت الهی در دين اسلام حلال و حرام و وجوب و حرمت در موضوعات مختلف وجود دارد.
اما از آنجا که در دين مسيحيت، شريعت از سوی پولس برداشته شد، مسئله وجوب و حرمت و حلال و حرام جايگاهی ندارد و راه يك نوع اباحیگری مطلق، در اين دين باز شده و هيچ نوع تقيدی در آن نیست. در اين دين فقط آن مقدار از شريعت تورات و موسوی كه در اناجيل تكرار شده قابل اعتناست و آن هم منحصر در ده فرمان است كه يك سلسله احكام اخلاقی در مورد همسايگان است.
یادداشت از لیلا خدائی، خبرنگار ایکنا
انتهای پیام