گروه هنر ــ دومین نشست از سلسلهنشستهای تخصصی نمایشنامهنویسی جشنواره «تئاتر فجر» با عنوان «گفتوگوی کارگردان و نمایشنامهنویس امروز ایران؛ پیوستگیها و ناپیوستگیها» عصر امروز برگزار شد.

فرهاد مهندسپور، سخنران نخست این نشست با اشاره به اینکه در ایران اساساً در هیچ مقوله و زمینهای دارای یک جریان پیوسته نبودهایم، گفت: تئاتر و هنرهای نمایشی در ایران و به ویژه عرصه نمایشنامهنویسی نیز از این قاعده مستثنی نیست که البته این مایه تأسف است که همچنان در عرصه فعالیتهای تئاتری در کشور سیر منظم و متوالی را شاهد نیستیم. ما همچنان در حال طی کردن دوران گذار هستیم که علت اصلی این مسئله هم این است که آگاهی از دورانی که در آن به سر میبریم، نداشته و نداریم.
وی ادامه داد: به نظر من تا آگاهی نباشد نمیتوان مقوله و مسئلهای را بیان کرد و تا امری تبیین نشود، نمیتوان به دنبال ریشهیابی آن بود، هر چند ممکن است حداقل پیرامون تئاتر در همین جمعی که در آن حضور داریم، آگاهی وجود داشته باشد، اما ظاهراَ آگاهی و آگاهیبخشی هیچگاه نهادینه نشده است.
این مدرس دانشگاه با اشاره به سیر پُرنوسان نمایشنامهنویسی در کشور، افزود: البته شاید چنین روندی چندان بد هم نباشد و باید نسبت به وقوع چنین جریانی ابراز خوشبختی کرد که این جریان پُرافت و خیز نشان از پویایی جریان نمایشنامهنویسی در ایران داشته باشد، چرا که مثلاً در مقطعی که سازمان پرورش افکار در دوران طاغوت شکل میگیرد، توقع بر این است که شاهد انسجام در عرصه نمایشنامهنویسی باشیم، اما در کمال ناباوری هیچ کار درخوری را شاهد نیستیم و نمایشنامههای کممایهای موسوم به «خدا، شاه، میهنی» شکل میگیرد.
مهندسپور تصریح کرد: همواره به این مسئله اشاره کرده و بر آن اصرار داشتهام که نمایشنامه با اجرای نمایش روی صحنه بسیار متفاوت است، چرا که تئاتر مواد و شکلی دارد که از آن به عنوان جریانی گذرا یاد میشود که نتوان آن را ثبت و ضبط کرد، اما نمایشنامه را میتوان ثبت کرد.
دبیر دوره پیشین جشنواره «تئاتر فجر» ادامه داد: پیش از انقلاب اسلامی، در کنار شیوع و رواج نوعی جریان نمایشنامهنویسی، آثاری پدید میآیند که امثال اسماعیل خلج، بهرام بیضایی، اکبر رادی و... آنها را به رشته تحریر درآوردهاند و شاخصه همه آنها این است که مورد حمایت خاصی قرار نمیگیرند، هر چند که سبک نگارشی و نوع جهانبینی آنها نیز چندان شبیه به هم نیست.
وی در ادامه گفت: در چنین شرایطی در حالی که تصور و توقع وجود داشت تا نهاد یا سازمانی جریانساز ایجاد شود و در حوزه نمایشنامهنویسی تنوعی پدید آید، اما این تغییر و تحول متکی به دغدغههای فردی عدهای دگراندیش در حوزه نمایشنامهنویسی همچون ساعدی، رادی، بیضایی و... به وجود میآید.
مهندسپور تأکید کرد: پس از انقلاب اسلامی، توقفی را در این سیر هدفمند نمایشنامهنویسی شاهد هستیم و دلیل عمده آن این است که با توجه به حاکمیت اسلامی و نوع تفکر ارزشی که مسلط بر اوضاع و امور فرهنگی و هنری میشود، نمایشنامهنویسی از پرداختن به موضوعات اجتماعی و مسائلی که مردم به آن مبتلا هستند، فاصله گرفت و تبدیل به آثار مکتوب نمایشی آرمانی و دربردارنده موضوعات ایدئولوژیک شد.
وی گفت: پرداخت نمادین به این موضوعات در دهه شصت آنچنان از حد خود میگذرد که مثلاً در جریان اجرای یک نمایش به نام «حسینیه» که در مورد یک گروه سیار تعزیهخوان است، مقاتل عاشورا طور دیگری بازگو میشود و برخلاف روایت تاریخی که به ظاهر سپاه یزید بر سپاه امام حسین(ع) غلبه کرده است، در این روایت نمایشی، سپاه امام حسین(ع) بر سپاه یزید چیره میشود، چرا که براساس نوعی تفکر هیجانی و شورانگیز انقلابی، سپاه حق و عدالت همواره بر سپاه کفر و شرکت و ظلم پیروز و ظفرمند است.
این کارگردان تئاتر با اشاره به اینکه در دهه 60 مجموعه نمایشنامههای به رشته تحریر درآمده، غالباً فاقد کشمکشی هستند که ذات یک اثر دراماتیک را تشکیل میدهد، گفت: در کنار چنین جریانی به ناگاه به ویژه از اوایل دهه 70 جریانی در حوزه نمایشنامهنویسی شکل میگیرد که طلایهداران آن افرادی همچون محمد چرمشیر و عبدالحی شماسی هستند که پیرو همان سبک و سیاق نمایشنامهنویسان پیش از انقلاب و با وامداری از قلم ایشان سعی در تولید آثار نمایشی تازهای میکنند؛ آثاری که در آنها ردی از قلم ساعدی، بیضایی، رادی و ... را میتوان مشاهد کرد و این سیر به شکل فراگیرتر به فاصله چند سال بعد در آثار محمد رحمانیان، علیرضا نادری و کوروش نریمانی و ... نیز مشهود است.
وی در ادامه افزود: انگار نوعی زیست ایرانی را در نمایشنامههای این موج جدید نمایشنامهنویسی ایرانی میتوان جستجو کرد که البته متأسفانه این سیر با روی کار آمدن دولت نهم و دهم منقطع میشود و شاهد هستیم که با افول جریان نمایشنامهنویسی برپایه اندیشه و تفکر ایرانی، اغلب فعالان در این حوزه به دنبال شکل دیگر نمایشنامهنویسی همچون نمایشنامههای اقتباسی از آثار ادبی خارجی، دراماتورژی و بازخوانی آثار نمایشنامهنویسان میروند.
این مدرس تئاتر اظهار کرد: وقوع چنین رویدادی بسیار معنادار است و جریان نمایشنامهنویسی ایرانی را در سراشیبی تندی قرار میدهد که مابهازای آن ظهور نمایشنامههای خارجی و ترجمهای را شاهد هستیم که بسیار هراسانگیز است؛ امری که البته مسبوق به سابقه نیز هست و پیش از انقلاب در جریان جشن هنر شیراز هم نمایشنامههای خارجی با اقبال خوبی مواجه میشوند که از مقطعی مسئولان احساس میکنند این رویداد بینالمللی نیاز به هویت ایرانی دارد و لذا پیشنهاد و سفارش تولید آثار نمایشی ایرانی به چهرههای سرشناس میدهند.
مهندسپور در پایان سخنان خود گفت: نکته مهم و قابل توجه اینکه اساساً هر جا ما یکباره متوجه شدیم که چیزی وجود ندارد و خلأ مسئلهای دفعی احساس شود، این امر به آن معناست که تاکنون برنامهای وجود نداشته است؛ حوزه نمایشنامهنویسی در ایران نیز علیرغم همه کوششهای به انجام رسیده که اغلب نیز فردی بوده است، تا به امروز بدون طرح و برنامه بوده است و نیازمند آن است که در ادامه برای آن فکری شود تا این عرصه حداقل تا حدودی از جریان ادبیات نمایشی ترجمهای فاصله گرفته و شاهد تولید آثار نمایشی متناسب با فرهنگ و اصالت ایرانی در آن باشیم.
این گزارش حاکی است، در ادامه این نشست کوروش نریمانی؛ نویسنده و کارگردان تئاتر نیز به ایراد سخن پرداخت و گفت: دلیل اصلی عدم پیوستگی حداقل در جریان نمایشنامهنویسی را باید ابتدا دولتی بودن تام و تمام تئاتر کشور دانست. تئاتر دولتی جای کمپانی تئاتر که در دنیا مرسوم است را گرفته و لذا به جهت این نوع حاکمیت فرهنگی ما هیچگاه نتوانستهایم گروه تئاتری به آن معنا که در کل دنیا مرسوم و متداول است، داشته باشیم.
وی در ادامه با اشاره به اینکه تنها در دورهای با برپایی کارگاه نمایش آن هم در پیش از انقلاب، کمپانی تئاتر هویت پیدا کرد، گفت: تا زمانی که گروه تئاتری در اختیار نداشته باشیم، لذا فعالیت مستمر شاغلان به تئاتر در تمام حوزهها و از جمله نمایشنامهنویسی را نمیتوان مورد رصد و بررسی اصولی و کارآمد قرار داد.
نویسنده نمایشنامه «شبهای آوینیون» تصریح کرد: پیش از هر چیز یک گروه نمایشی البته اگر ایجاد شود، نیاز به یک مکان ثابت برای انجام امور جاری تئاتری خود دارد، اما در عمل شاهد هستیم که این اتفاق هیچگاه رخ نداده است و به غیر از چند سال اخیر که شاهد تقویت تئاتر خصوصی هستیم، هیچ جریان مستقل تئاتری در قالب گروه و کمپانی تئاتر را شاهد نبودهایم.
نریمانی در ادامه گفت: در دولت نهم و دهم که اساساً به جای این پیوستگی فرهنگی میان شاغلان تئاتر شاهد گسست فرهنگی بودیم و در این اوضاع و احوال وقتی یک فعال تئاتری متوجه میشود که متولی تئاتر اصولاً با فعالیت او مشکل دارد، نه اینکه دلسرد شود، بلکه به علامت عصبانیت و انزجار، فعالیت تئاتری خود را متوقف میکند؛ امری که متأسفانه اتفاق افتاد و همان معدود تشکلهایی که من نام آنها را نمیتوانم گروه بگذارم، بلکه یک عده فعال تئاتری براساس یک هدف مشخص چند صباحی با هم همکار و همفکر بودند نیز از هم پاشیدند و دیگر به آن انسجام لازم دست پیدا نکردند.
یکی از فیلمنامهنویسان سریال «پایتخت» در پایان گفت: تجربه نشان داده است که هر کجا در عرصه تئاتر کشور و تولیداتی از این دست توفیق به دست آمده است، نتیجه یک کار انفرادی بوده، به این معنی که نویسنده و کارگردان فرد واحدی است که البته این نکته را نیز باید به عنوان یک زنگ خطر تلقی کرد و این امر نشان از آن دارد که ما هیچگاه در ایران در هیچ عرصهای نه سیاسی، نه اجتماعی و نه فرهنگی و به ویژه در حوزه تئاتر نتوانستهایم روحیه گروهی و جمعی را تقویت کنیم و از رهگذر انجام یک کار گروهی به اهداف و مقاصد مورد نظر خود برسیم.
لازم به ذکر است که در ادامه این مراسم، اشکان خیلنژاد و پیام لاریان؛ دو تن دیگر از کارگردانان نسل نوی تئاتر کشور نیز به طرح دیدگاههای خود در زمینه پیوستگی و ناپیوستگی جریان نمایشنامهنویسی در ایران پرداختند.
یادآور میشود، مدیریت بخش نمایشنامهنویسی سی و هفتمین جشنواره بینالمللی «تئاتر فجر» را سلما سلامتی به عهده دارد و سومین و آخرین نشست تخصصی این بخش، سهشنبه هفته آینده 18 دی برگزار خواهد شد.
گزارش از امیرسجاد دبیریان
انتهای پیام