کد خبر: 3842659
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۱:۲۴
در مراسم گرامیداشت جلال آل احمد بیان شد:
گروه ادب ــ مراسم گرامیداشت پنجاهمین سال درگذشت جلال آل احمد با حضور جمعی از شخصیت‌های ادبی و فرهنگی کشورمان برگزار شد؛ محفلی کوچک و کم‌رمق، اما صمیمی که شرح تعهد و دلسوزی جلال را روایت و یاد ستارگان اصیل فرهنگ و ادب را در دل‌ها زنده می‌کرد.

شرح تعهد و دلسوزی آل احمد/ جلال را تحریف و تقطیع نکنیم

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ مراسم بزرگداشت پنجاهمین سال درگذشت جلال آل احمد و یادبود سیمین دانشور، دوشنبه، 25 شهریورماه، به همت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و انجمن دوستداران جلال آل احمد در محل فرهنگسرای سرو برگزار شد.

سعید اوحدی، رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، در ابتدای این نشست با گرامیداشت ایام سوگواری سالار شهیدان(ع) اظهار کرد: امام حسین(ع) در ادبیات دینی، مصباح‌الهدی نامیده شده است، اطلاق چراغ به ایشان یعنی حتماً در مسیر رشد و کمال انسان، تاریکی‌هایی در پیش است که ایشان می‌تواند راه‌نشان باشد، همچنین ایشان را‌ سفینةالنجاة نامیده‌اند، اطلاق کشتی به ایشان یعنی حتماً امواجی متلاطم بر راه رشد و کمال انسان وجود دارد که بینش حسینی می‌تواند آن را مهار کند.

وی با تأکید بر اینکه طبق احادیث، راه امام حسین(ع) سریع‌ترین و مطمئن‌ترین راه به هدایت است، گفت: تقابل شناخت و غفلت که در صحنه کربلا وجود داشت، در زندگی جلال نیز بارز است، جلال از جایی به بعد همچون حرّ به شناخت حقیقی دست یافت. در شرایطی که حکومت مستبد پهلوی به دنبال تغییر مسیر حرکت جامعه بود کتاب‌های «غربزدگی»، «از رنجی که می‌بریم» و «در خدمت و خیانت روشنفکران» راهنمایی‌های شایسته‌ای به جامعه کردند.

اوحدی با اشاره به تعبیرات مقام معظم رهبری درباره جلال، گفت: جلال انسانی در مسیر تکامل بود و در افق‌هایی بسیار بالا از عبودیت و انسانیت می‌اندیشید، ای کاش او در 45 سالگی از دنیا نمی‌رفت و ضمن درک دوران انقلاب اسلامی، تکامل روحی و معنوی خود را ادامه می‌داد، به عقیده من بزرگ‌ترین ویژگی جلال، بصیرتی بود که خدای متعال به او داد.

در ادامه این نشست، محمدحسین دانایی، خواهرزاده جلال آل احمد، با گرامیداشت این ادیب و نویسنده مذهبی معاصر اظهار کرد: یاد سیمین دانشور و شمس آل احمد، برادر جلال را نیز گرامی می‌داریم و از سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و دوستداران جلال برای برگزاری این نشست سپاس‌گزاریم.

وی افزود: به اذعان کارشناسان، دهه ۴۰ شمسی دهه طلایی ادبیات فارسی بود که علاوه بر چاپ کتاب‌های فاخر در شعر و ادبیات، تعداد نشریات و صفحات ادبی نیز بالارفت، بی‌شک نویسندگانی همچون صادق چوبک، سیمین دانشور و جلال آل‌احمد در این شکوفایی نقشی مهم داشتند. همچنین در این دهه کانون نویسندگان ایران با محوریت شخصیت‌هایی همچون جلال شکل گرفت و از قضا یکی از عوامل افت این کانون هم رحلت جلال در سال 1348 بود.

دانایی در ادامه گفت: پس از جلال، کانون نویسندگان از مسیر صنفی خود منحرف شد و به علت ورود به مسائل سیاسی دچار محدودیت شد، اما انتظار می‌رفت انقلاب بزرگ 57 که شعارش آزادی بود، بتواند موجب رونق کانون نویسندگان شود، اما متأسفانه همچنان به علت برخی تنگ‌نظری‌ها دچار سانسور هستیم، این جای تأسف دارد متأسفانه وزارت ارشاد به شکل علنی پروژه‌های سانسور را به مناقصه می‌گذارد و همین امور باعث شده است که ایران از سوی سازمان ملل تخطئه شود و در رده 10 کشور نخست از نظر میزان سانسور قرار بگیرد.

نویسنده کتاب «دو برادر» در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: نباید نظرات جلال را تقطیع کنیم، جوانان بدانند که آل احمد، امروز خیلی تحریف شده است. برای شناخت جلال واقعی به آثار خودش مراجعه کنید و نامه‌های او را حتماً بخوانید. امیدوارم یادداشت‌های روزانه‌ جلال که یافته و تنظیم شده است، به زودی منتشر شود.

جلال انقطاع تجارب تنیدن در پیله خود و غفلت از تحولات جهانی حملات کشورهای خارجی و ثمین‌نشینان شمال شرقی و تفرقه‌افکنی انگلستان و ترویج بهائی گری را عامل درجا زدن و عقب ماندگی معرفی می کند

سیدمحمد حسینی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی، دیگر سخنران این نشست بود که اظهار کرد: پرداختن به مسئله غربزدگی یکی از اقدامات فاخر و ماندگار جلال است. درست است که نباید سخنان جلال را تقطیع می‌کنیم، ولی به هر حال باید باور کنیم که او از حزب توده بُرید و نظراتی که در اواخر عمر مطرح کرد، چکیده تجربیات و عقاید واقعی‌اش بود. جلال، پیرو واقعی امام خمینی(ره) و دلبسته نهضتی بود که مردم از سال 1342 آغاز کرده بودند. جلال در ۳۱ فروردین 1343 از شهر مکه به امام خمینی(ره) نامه می‌نویسد و اعلام می‌دارد که در حال تألیف کتابی برای نشان دادن خدمت و خیانت روشنفکران است، او خون شهدای پانزدهم خرداد و سکوت روشنفکرهای جامعه در قبال این حرکت عظیم را انگیزه تألیف این کتاب معرفی می‌کند.

حسینی در بخش دیگری از سخنان خود غرب جلال غرب اقتصادی است نه غرب جغرافیایی جدال نابرابر بین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان در دنیا را توصیف می‌کند، تولیدکنندگانی که قیمت‌گذاری مواد خام و هم فروش آن به عهده خودشان است. جلال انقطاع تجارب تنیدن در پیله خود و غفلت از تحولات جهانی حملات کشورهای خارجی و ثمین‌نشینان شمال شرقی و تفرقه‌افکنی انگلستان و ترویج بهائی گری را عامل درجا زدن و عقب ماندگی معرفی می‌کند.

وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین اظهار کرد: آن چیزهایی که در مورد سانسور می‌گویند، باور نکنید، این آمار را غربی‌ها می‌سازند، البته در حال حاضر من مسئولیتی ندارم و مسئولان باید در قبال مشکلات پاسخ دهند اما مرزهای اخلاقی و منافع ملی داریم که نمی‌توانیم از آنها بگذاریم.

حسینی یادآوری کرد: جلال از روزنامه‌های زمان پهلوی به رنگین‌نامه‌هایی تعبیر می‌کند که خشونت و مسائل جنسی محور آن هستند و می‌خواهند غرب‌زدگی را چنان سیل که به سیلوی گندم می‌زند و گندم‌ها را از درون پوک می‌کند، به کشور تحمیل کنند. ضمن اینکه به فرض اگر مراقبت‌ها و محدودیت‌ها هم برداشته شود، مشکل بیشتر می‌شود، عمده مردم کشورمان که مذهبی هستند ممکن است از روی احساسات دینی دست به اقداماتی خودسرانه برای تأدیب توهین‌کنندگان بزنند که خسارت‌های جبران‌ناپذیری به دنبال دارد.

در ادامه این نشست، محسن محبی، استاد دانشگاه و حقوقدان پیشکسوت، اظهار کرد: پس از دوران کودتای ۲۸ مرداد و زمانی که همه سیاسیون منزوی شده بودند، گاهگاهی شهاب‌هایی در آسمان ایران می‌درخشید، اما جوری نبود که راهی را نشان دهد. دهه چهل و پنجاه اوج این انسداد بود که شاه با تملق‌گویی اطرافیانش دست به قلم برد و کتابی به نام «تمدن بزرگ» نوشت. او می‌خواست ادای پیشوایان سوسیالیست جهانی را در بیاورد.

وی افزود: در آن زمان، پیام جلال، پیامی روشنگرانه بود که مسائل اصلی و دغدغه‌های جامعه را به جامعه منعکس می‌کرد. او خدمت بزرگی به داستان‌نویسی و ادبیات این کشور کرد و بخش مهمی از غنای ادبیات دوران معاصر ما مرهون تلاش‌های جلال و همسرش، سیمین دانشور است.

محبی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: باید توجه کنیم قرائت رسمی از چهره‌های تاریخی رهزن است؛ لذا همان طور که آقای دانایی فرمودند، نباید فقط یک قرائت و یک چهره تقطیع‌شده از جلال به نسل جوان نشان دهیم. باید نقاط قوت و ضعف جلال را با هم ارزیابی کنیم. من از کسانی هستم که با وجود ارادت قلبی زیاد به جلال و تحسین کارهایش، انتقاداتی جدی نیز به او وارد می‌دانم.

این استاد دانشگاه در ادامه گفت: کتاب‌های «قصه‌های کوتاه» و «خسی در میقات» جلال، فوق‌العاده‌اند. پیشنهاد می‌کنم اگر کسی حوصله نمی‌کند تمام خسی در میقات را بخواند حداقل بخش انتهایی کتاب، گفت‌وگوی جلال با همسرش سیمین را بخواند. در عین حال معتقدم کتاب‌های «نفرین زمین» و «غربزدگی» در عین این که هر دو نثر قوی دارند اما ضعیف محسوب می‌شوند، کتاب غربزدگی حاصل نگاه ذوقی و شهودی نویسنده است نه بینش او به عنوان یک محقق و مورخ.

نماینده سابق ایران در دادگاه بین‌المللی لاهه اظهار کرد: جلال در هر مرحله از زندگی و با هر عقیده‌ای که بوده است، دلسوزی و خدمت به کشور را دنبال کرد. او هنگامی که کمتر از ۲۰ سال سن داشت توانست کتابی را در زمینه اصلاح آیین‌های عزاداری از عربی به فارسی ترجمه کند، اما متأسفانه بازاریان همه آن‌ها را خریدند و از بازار خارج کردند.

وی افزود: هنگامی که جلال در ۲۰ سالگی به عضویت حزب توده درآمد. با این انگیزه که به کشور خدمت کند تا جلسات سطح بالای آن حزب نیز راه پیدا کرد، اما هنگامی که با خلیل ملکی آشنا شد و به این پی برد که حزب توده به شوروی وابستگی تمام و کمال دارد، از آن جدا شد و با توجه به صبغه مذهبی خانوادگی‌اش بار دیگر به مطالعه اسلام روی آورد و به شخصیتی دیندار تبدیل شد. او در این دوره نیز نگاه نقادانه و دلسوزانه در جهت رشد کشور را ادامه داد.

در ادامه این مراسم، شهین اوجاق علیزاده و فریدون مجلسی نیز دقایقی کوتاه به بیان نکاتی درباره شخصیت و آثار جلال پرداختند. همچنین بر خلاف اعلام قبلی، یحیی یثربی و عبدالحسین خسروپناه که از سخنرانان مدعو به این نشست بودند، در جلسه امروز حاضر نشدند، اگرچه پیام یثربی به مناسبت گرامیداشت پنجاهمین سالگرد درگذشت جلال آل احمد در حاشیه این نشست توزیع شد.

تأخیر نیم‌ساعته در آغاز این برنامه پرمخاطب، کوچک بودن سالن مراسم و عدم فروش کتاب‌های جلال در حاشیه این نشست، از ویژگی‌های مراسمی بود که می‌توانست وزین‌تر و شکیل‌تر برگزار شود.

انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: