گروه ادب ــ یک مترجم قرآن گفت: ترجمههای موجود اغلب متین بوده و اشتباهات در آنها اندک است، اما نیاز است این اشتباهات هم رفع شود. شاید این نقدهایی که صورت میگیرد سبب شود به ترجمههای کم خطا برسیم؛ از این رو نباید روند ترجمه را متوقف کرد.
به گزارش خبرنگار ایکنا؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران برگردان قرآن در دو بُعد کمی و کیفی به گونهای عمیق و گسترده شد که در هیچ دورهای از تاریخ اسلام سابقه نداشته است و این امر از یک سو ناشی عطش مسلمانان به فهم معانی قرآن است و همین ترجمهها میتواند بخشی از نقش خود را در این راستا ایفا کند. برای بررسی ابعاد بیشتر ترجمههای قرآن در میزگردی با حضور حجت الاسلام محمدعلی کوشا، ابوالفضل بهرامپور و حجت الاسلام محمدرضا صفوی از مترجم و منتقدان ترجمه، سیر ترجمههای قرآن را مورد توجه و بحث قرار دادیم که بخش نخست آن از نظر مخاطبان میگذرد؛
ایکنا ــ ترجمههای قرآن در چهار دهه گذشته هم از نظر کمی و هم کیفی رشد بسیاری داشتهاند، اما هدف ما در این میزگرد بررسی ترجمه قرآن در دهه اخیر است که تفاوت بسیاری را نسبت به دهههای گذشته در این دوره شاهد بودیم و در واقع ترجمهها از حالت لفظ به لفظ به ترجمه مفهومگرا تغییر ماهیت دادهاند، البته این موضوع از هزاران سال پیش آغاز شده و اکنون به ترجمههای امروزی رسیده است. سیر این تغییرات را چگونه ارزیابی میکنید.

کوشا: بررسی ترجمههای معاصر به ویژه قبل از انقلاب اسلامی تاکنون بدون توجه و سابقه ترجمهها از قرن چهارم تقریباً امری ناقص است، زیرا چنانچه بخواهیم سیر تحول و تطور ترجمهها را بررسی کنیم، باید به قرن چهارم، پنجم و ششم بازگردیم. این سه قرن، قرون درخشش زبان و ادب فارسی به تصدیق بزرگانی، چون مرحوم ملک الشعرای بهار، ذبیح الله صفا، حسین خطیبی و ... است، چون این افراد در فن نثر فارسی صاحبنظر هستند؛ بنابراین بدون توجه به این سه قرن، نمیتوان کیفیت تحول نثر را به خوبی بررسی کرد. اولین ترجمه کامل در قرن چهارم، موسوم به ترجمه «تفسیر طبری» است که هیچ ربطی به تفسیر طبری که به عربی چاپ شده، ندارد و برخی آن را تفسیر «رسمی» نامگذاری کردهاند، چون از طرف دولت زمان لجنهای از علمای آن زمان دستور یافته بودند، که اقدام به ترجمه قرآن کریم کنند و آن ترجمه همراه با تفسیر بود و مرحوم حبیب یغمایی آن را در پنج جلد، قبل از پیروزی انقلاب سامان داد و بهعنوان اولین ترجمه رسمی شهرت پیدا کرد. بعد از آن ترجمه سورآبادی و ابوالفتوح رازی، بصائر یمینی و ترجمه میبدی است و در قرن دوازدهم ترجمه شاه ولی الله دهلوی هندی است که درخشش ادبی خوبی دارد و تا اینکه در انتهای قرن سیزدهم، ترجمه بصیرالملک از منشیان فرهنگی دربار ناصرالدین شاه بوده و چون به کتابخانه دربار دسترسی داشت، بسیار اهل مطالعه بود و این ترجمه نسبت به همه ترجمههای ماقبلش که بیشتر تحتاللفظی بودند، یک حالت خروج از تحتاللفظی پیدا کرد و به تطبیقی متمایل شد.
یکی از دلایل اینکه ما نیازمند ترجمههای به روز هستیم، مسئله تغییر و تحول و تطوری است که در نثر در هر پنج، شش سال یکبار رخ میدهد؛ از این جهت ما در هر نیم قرن و بلکه هر ربع قرنی و یا ۱۰ سال باید شاهد یک ترجمه جدید به نثر معیار باشیم


ایکنا ــ با وجود تعداد انبوه ترجمههای قرآن آیا باز هم نیاز به ترجمه قرآن داریم؟
اگر قرار است تحولی در ترجمهها رخ دهد، باز هم جای بسیاری از ترجمهها خالی است. ما همواره نیاز به تحول در ترجمه، سبک و سیاق آنها و مطابق بودن با ادبیات روز داریم. زیرا ممکن است چند سال دیگر ادبیات متفاوت شود و یکسری واژگانی که ما اکنون استخدام میکنیم، ممکن است مهجور شوند و واژگانی که ممکن است ۵۰ سال پیش استفاده میشد و ادیبانه هم بود، اکنون دیگر کاربردی ندارد و چه بسا ادبیاتی که امروز داریم، بخش زیادی از آن مهجور شود
صفوی: اگر قرار است ترجمهها در همین سطح باشند، همینها کافی است. اما اگر قرار است تحولی در ترجمهها رخ دهد، باز هم جای بسیاری از ترجمهها خالی است. ما همواره نیاز به تحول در ترجمه، سبک و سیاق آنها و مطابق بودن با ادبیات روز داریم. زیرا ممکن است چند سال دیگر ادبیات متفاوت شود و یکسری واژگانی که ما اکنون استخدام میکنیم، ممکن است مهجور شوند و واژگانی که ممکن است ۵۰ سال پیش استفاده میشد و ادیبانه هم بود، اکنون دیگر کاربردی ندارد و چه بسا ادبیاتی که امروز داریم، بخش زیادی از آن مهجور شود. از این رو نیاز است ترجمههای جدیدی انجام شود و تصور نمیکنم که زمانی حکم شود که ترجمه بس است؛ بنابراین ترجمههای موجود برای امروز کافی است و چون پیشبینی این است که تحول زبانی رخ میدهد، طبعاً نیاز است ترجمه باز هم انجام شود. از نگاه دیگر ترجمههای موجود اغلب متین بوده و اشتباهات در آنها اندک است، اما نیاز است این اشتباهات هم رفع شود. شاید این نقدهایی که میشود بتوانیم به ترجمههای کم خطا برسیم؛ از این رو نمیتوانیم ترجمه را متوقف کنیم.

ایکنا ــ به نظرتان در آینده شاهد چه ترجمههایی و با چه ویژگیهایی خواهیم بود؟
صفوی: ما باید به سمت ترجمه هدایتگر و آسانفهم برویم. اغلب ترجمههایی که امروز وجود دارد، همان ترجمه تحت اللفظی است که نثر معیار به آن دادهاند. مثلاً تا دیروز میگفتند: آمد زید. امروز میگویند: زید آمد. یعنی این ترجمهها تفاوتی نکرده است. البته مترجمان هم نمیخواهند از متن قرآن تجاوز کنند. در حالی که باید توجه کنیم که قرار است قرآن معجزه باشد و یکی از ملاکهای اعجاز نیز بیان قرآن است که در قالب ایجاز مطالب بسیاری را در جملات کوتاه بیان کند. زمانی آیه «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ» را تحلیل میکردم، دیدم اگر بخواهیم با توجه به ادبیاتی که در آیه وجود دارد، بخواهیم آن را ترجمه کنیم، در حالی که قرآن ویژگی ایجاز را دارد، اما مترجم که نمیخواهد معجزه ارائه کند و محدودیتهایی برای خود قرار دهد، بلکه باید این ایجازها را باز کند و تقدیرات را کشف کند که در این زمینه قرائن وجود دارد و این گونه نیست که بخواهد از خودش ترجمه کند.
اغلب مردم با ترجمههای موجود ارتباط برقرار نمیکنند، دلیلش نیز این است که این ایجازها باز نشده و ارتباط آیات نیز چندان روشن نشده است، با وجود اینکه در متن عربی قرآن این ارتباط بین آیات وجود دارد، اما زمانی که ترجمه میشود این ارتباط قطع میشود و این نقص از زبان فارسی نیست، بلکه از مترجم است؛ بنابراین باید دست مترجم را باز بگذاریم که بتواند این ایجازها را باز کند، در این صورت ارتباط مردم با ترجمهها بهتر میشود.
انتهای پیام
ترجمه بس است و این ترجمه ها خود حجاب زبان قرآن اند.
چرا زبان قرآن را یاد مردم ندهیم تا نیازشان به ترجمه دست کم قدری کمتر شود، آن گونه که در نقاط بسیاری از جهان اسلام، مردم زبان های مختلف و تحت حکومت های لاییک با قرآن ارتباطی بهتر و مستقیم تر دارند.