
موسیقی ایرانی این روزها درگیر مسائل و مصائب گوناگونی است که بسیاری از اساتید و مخاطبان این هنر را به واکنش واداشته است. شاهین فرهت یکی از اساتیدی است در این زمینه دغدغههای فراوانی دارد. او متولد ۱۳۲۶ در تهران است و در مقطع کارشناسی رشته موسیقی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد و برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در دانشگاه نیویورک در مقطع کارشناسی ارشد رشته آهنگسازی تحصیل کرد. فرهت از سال ۱۳۵۵ در گروه آموزشی موسیقی دانشگاه تهران تدریس میکند و مدیرگروه سابق موسیقی دانشگاه تهران بود. همچنین در دورهای مدرس موسیقی ایران در سوئد بوده و استاد آکادمی موسیقی این کشور در رشته آهنگسازی است. در ادامه با مشروح این گفتوگو همراه شوید.
ایکنا ــ وضعیت فعلی موسیقی را چگونه ارزیابی میکنید؟
سالهاست در حوزههایی چون موسیقی سمفونیک، کلاسیک و ردیف و دستگاهی خوب عمل نکردهایم و نیازمند سمینارهایی هستیم تا وضعیت حاکم بر موسیقی کشور را به صورت تخصصی ارزیابی کنند و باید از فعالیتها و آثار اساتید بزرگ موسیقی به صورت جدی حمایت شود تا بتوان آثار فاخر هنری را برای تاریخ و آینده کشور حفظ و تولید کرد.
ایکنا ــ آیا میتوان گونه مردمی برای موسیقی معرفی کرد؟
برخی به اشتباه تصور میکنند که موسیقی پاپ تنها ژانر مردمی است، اما موسیقی در هر نوعش میتواند مردمی و مخاطبپسند باشد، مثلاً آثار بتهوون یا ردیف دشتی و ماهور هم مخاطبان فراوانی دارند و میتوانند به عنوان موسیقی مردمی مطرح شوند، حتی موسیقی نواحی را هم میتوان شکلی رایج و فراگیر از موسیقی مردمی دانست و اگر تصور نادرستی از موسیقی مردمی وجود دارد ناشی از ناآگاهی و فعالیتهای نادرست ما در ترویج این هنر است.
ایکنا ــ برای بهبود حال موسیقی کشور چه باید کرد؟موسیقی باکیفیت زمانی در جامعه فراگیر میشود که از آن حمایت شود. اولین گام را باید از دانشگاههای موسیقی آغاز کرد، زیرا آنها میتوانند نیروهای مستعد را پرورش دهند. البته بازار موسیقی نیز باید سفارشهایش را به حوزههای آکادمیک ارجاع دهد، زیرا در گذشته چندان به موسیقی آکادمیک توجه نمیشد، ولی خوشبختانه در سالهای اخیر در کانون توجه قرار گرفته است. نکته مهمتر اینکه موسیقی را نمیتوان به شیوه گلخانهای پرورش داد و مخاطب باید پیوسته در معرض آثار فاخر قرار گیرد تا ذائقهسازی صورت گیرد.
ایکنا ــ چرا گاهی آثار سخیف در میان مردم رواج مییابند و برای مدتی فراگیر میشوند؟این اتفاق در همه جای جهان رخ میدهد، حتی در کشورهای صاحبسبک هم آثار سخیف و غنی وجود دارد، اما در برخی کشورها موسیقی سخیف به شکلی محدود عرضه میشود و در برخی این موسیقی بسیار فراگیر است. در کشورهایی به واسطه اولویتهای فرهنگی، موسیقی کلاسیک و فاخر بیشتر رونق دارد و به عنوان هنر توده مردم در جامعه رواج مییابد، اما وقتی در کشوری موسیقی بیهویت و بیکیفیت اولویت پیدا میکند، قطعاً مخاطبان موسیقی نیز به همان سمت سوق مییابند. البته حمایت از موسیقی فقط از طریق نهادهای دولتی رخ نمیدهد، بلکه مخاطبان نیز نقش مهمی ایفا میکنند.
گسترش وسایل ارتباط جمعی دلیل دیگری که برای رواج موسیقیهای سطحی و گاهی مبتذل میتوان بر شمرد. در گذشته موسیقی به سهولت در اختیار مردم قرار نمیگرفت و گاهی چند ماه باید منتظر میماندید تا آلبومی که در انتظارش هستید را بتوانید تهیه کنید و بشنوید، اما امروزه حتی یک اثر به واسطه فضای مجازی به سرعت شنیده و بازپخش میشود
گسترش وسایل ارتباط جمعی را میتوان دلیل دیگری برای رواج موسیقی سطحی و گاهی مبتذل برشمرد. در گذشته موسیقی به سهولت در اختیار مردم قرار نمیگرفت و گاهی چند ماه باید منتظر میماندید تا آلبومی را تهیه کنید و بشنوید، اما امروزه حتی یک اثر به واسطه فضای مجازی به سرعت شنیده و بازپخش میشود که قطعاً مزایایی دارد اما متأسفانه از آفتهای ناشی از آن هم نمیتوان پیشگیری کرد.
ایکنا ــ چگونه برای مخاطبان ذائقهسازی کنیم؟
صداوسیما به عنوان رسانه ملی نقشی کلیدی دارد زیرا حمایت رسانه ملی از سبکی خاص موجب ترویج آن میشود. البته با فراگیر شدن فضای مجازی شاید از این کارکرد رسانه ملی کاسته شده باشد، اما هنوز هم رادیو و تلویزیون مهمترین عامل ترویج موسیقی است، اما امروز رسانه ملی چندان در جهت حمایت از آثار فاخر گام برنمیدارد و سطحیترین شکل موسیقی در کانون توجه آن است.
ایکنا ــ نهادهای نظارتی را در تنزل کیفی موسیقی چگونه ارزیابی میکنید؟
نهادهای نظارتی عملاً کارکرد خود را از دست دادهاند و شکلی فرمایشی پیدا کردهاند و موسیقی در نهادهای رسمی مانند رسانه ملی به این سمت و سو حرکت میکند. البته گسترش فضای مجازی امکان نظارت را محدود کرده است و دیگر لازم نیست اثری حتماً مجوز تهیه کند و یا از رسانههای رسمی پخش و منتشر شود. در شبکههای اجتماعی میتوانید بدون نیاز به مجوز و حداقل هزینه اثرتان را به گوش بسیاری از مخاطبان برسانید و مخاطبان مسئولیت فراگیر شدن یک اثر را برعهده گرفتهاند.
ایکنا ــ دغدغه امروز شما به عنوان موسیقیدان چیست؟
مهمترین نگرانی من این است که آثار هنرمندانی که شاید نامشان چندان مطرح نباشد بر اثر مرور زمان فراموش شود، چون طبیعی است که موسیقیدانانی نظیر بتهوون در تاریخ موسیقی جاودانه شوند اما همه نمیتوانند اینگونه باشند. نگرانم که در ایران در آیندهای نزدیک شاهد از بین رفتن بسیاری از دستاوردهای موسیقی باشیم.
ایکنا ــ به عنوان پیشکسوت موسیقی آیا برای آهنگساز و خواننده رسالتی قائلید که پایبندی به آن جزء الزامات باشد؟
رسالت معنای بسیار گستردهای دارد. میتوان درباره رسالت هنری هنرمندان سمینارهای متعددی برگزار کرد، اما هر هنرمندی موظف است اثرش را به بهترین کیفیت ممکن عرضه کند تا مخاطب را در معرض آثار سطحی قرار ندهد.
گفتوگو از داوود کنشلو
انتهای پیام