یک خواننده پیشکسوت موسیقی پاپ بیان کرد: رسانه ملی با عملکرد صفر و صدی در حوزه موسیقی ورود کرده است، در حالی که در ابتدا صداوسیما به موسیقی پاپ هویت بخشید و آثار خوبی را منتشر و حمایت کرد، اما متأسفانه در شرایط فعلی درهای رسانه ملی به روی این هنر کاملاً بسته است.

خشایار اعتمادی، خواننده نخستین آلبوم موسیقی پاپ پس از انقلاب است. او از سال ۷۴ با قطعه «راز پنهان» وارد دنیای موسیقی شد و با خواندن ترانه «بارون» با شعری از احمد شاملو به شهرت رسید. اعتمادی تاکنون اجراهای زیادی داشته و در چندین جشنواره شرکت کرده است که از جمله آنها میتوان به جشنواره پاپ و دو جشنواره بینالمللی در ایران و جشنواره بینالمللی موسیقی مسلمانان سارایوو به نام W.O.M.F اشاره کرد. به دنبال چرایی شرایط کنونی موسیقی ایران با او به گفتوگو نشستیم که مشروح آن را در زیر میخوانید.
ایکنا ــ از نظر شما حال موسیقی ایرانی چطور است؟
حال موسیقی پاپ ایرانی این روزها خوب نیست و از مسیری که باید طی میکردیم منحرف شدهایم. موسیقی پاپ از نظر ساختار، محتوا، خوانش، تبلیغات و نحوه پخش و اجرای صحنهای آن چیزی نیست که باید باشد. زمانی که اولین مجوز آلبوم پاپ را برای اثرم دریافت کردم در همه زمینهها اعم از موسیقی، شعر و آهنگسازی دقت عمل بسیاری به خرج دادم و امیدوار بودم اتفاقات خوبی رقم بخورد.
ایکنا ــ چرا موسیقی به سمت ابتذال پیش میرود؟
این اتفاق در موسیقی پاپ به دلیل بازار عرضه و تقاضا رخ میدهد و باید علت امر را در ریشههای اجتماعی مخاطبان جستوجو کرد. در حال حاضر سطح مطالبه اجتماعی در هر حوزهای حتی حوزه صنعت پایین آمده و در هنر ـ صنعت موسیقی نیز این امر صادق است، زیرا مخاطب ما موسیقی خوب را میشناسد و با آن مأنوس است و اگر متقاضی مطالبهگر آثار خوب باشد، هنرمندان هم به این سمت حرکت میکنند.
موسیقی پاپ در ایران ریشه و قدمت 70 ساله دارد و در ایران قبل از انقلاب هم آثار خوبی در این زمینه تولید میشد که از منظر موسیقایی شاد و امیدوار کننده بود و با محتوای موقر و محترمی ارائه میشد و باید بررسی کرد که به لحاظ اجتماعی چه بر سر مطالبهگران موسیقی آمده است که به این سمتو سو سوق پیدا کردهاند و کوک گوشهای مخاطبان این روزها ناکوک شده است. البته در این میان عده اندکی همچنان ترجیح میدهند که آثار خوبی را گوش کنند یا همان آثار قدیمی را بشنوند و متأسفانه امروزه شاهد سیطره آثار نازل در موسیقی ایران هستیم.
ایکنا ــ چه نهادی در افول ذائقه مخاطبان تأثیر بیشتری داشته است و چقدر رسانه ملی را دخیل میدانید؟
رسانه ملی همیشه به شکل صفر و صدی عمل کرده؛ موسیقی خوب تولید و پخش کرده یا اصلاً پخش نکرده است. نظارت در حوزه موسیقی باید از جانب وزارت فرهنگ و ارشاد صورت گیرد، زیرا رسانه ملی تکلیفش را روشن کرده و تولید چندانی ندارند و تولید برنامهها بیشتر برونسپاری میشود و دیگر چارچوبی در زمینه هدایت، حمایت، کارشناسی و رعایت سطح شنیداری وجود ندارد. این اتفاق از حدود سال 85 که مرکز موسیقی وزارت ارشاد به دفتر موسیقی تبدیل شد به وقوع پیوست و از این تاریخ به بعد شاهد تنزل کیفی موسیقی پاپ هستیم.
ایکنا ــ پس با تبدیل مرکز به دفتر، موسیقی از اولویت سیاستگذاری خارج شد.
این نگاه معمولاً وجود دارد و وقتی مرکز تبدیل به دفتر شد این اتفاق رخ داد. البته روال و اصالت کار تغییر چندانی نداشته است، اما سختگیریها کمتر شده و در آن زمان موسیقی، شعر و... باید جداگانه مجوز پخش میگرفت و سپس اجازه ضبط صادر میشد و در نهایت باید مجوز خروج از استودیو میگرفتید.
بیشتر بخوانید:
متأسفانه برخی مسئولان اقتصاد موسیقی را از فرهنگ آن جدا میدانستند و بعد اقتصاد برای آنها مهمتر شد. دو واژه فرهنگ و هنر در کنار هم معنی پیدا میکنند و برخی از مسئولان با وجود اینکه تعدادشان اندک است، اما در حوزه موسیقی اثرگذارند و متأسفانه موسیقی را به سمت تجاری شدن بردهاند. برخی از آنها در گفتوگوهایشان اظهار کردهاند که ما تاجر موسیقی هستیم و وقتی به این حوزه اینگونه نگاه شود قطعاً نمیتوان چشمانداز بهتری برای آن متصور بود. این افراد کسانیاند که زمینه کنسرت هنرمندان درجه سه پاپ را در سایر کشورها فراهم کردند اما نمیتوان به موسیقی کاسبکارانه نگریست. شاید این سبک مخاطبان خاص خود را داشته باشد، اما باید تناسبی وجود داشته باشد. این مسئله مانند عرضه اجناس بیکیفیت در بازار است. این اجناس در بازار عمومیت دارند و به مرور زمان ذائقه مردم نیز تنزل پیدا خواهد کرد و درمییابیم که چقدر از استانداردهای جهانی فاصله داریم. متأسفانه بسیاری از متقاضیان حرفهای موسیقی و بسیاری از مسئولان دلسوز به حاشیه رفتهاند و از ایدهها و نظرات آنها کمتر استقبال میشود.
ایکنا ــ کیفیت موسیقی پاپ را در این سالها چگونه ارزیابی میکنید؟
در حال حاضر موسیقی پاپ از نظر محتوایی، ساختار فنی، موسیقایی و ترانه دچار تنزل کیفی است. حتی از نظر ساختار شکلی نیز هارمونی وجود ندارد و وقتی این چرخه ادامه پیدا میکند به مرور زمان آهنگسازان و هنرمندان خوب هم از گردونه خارج میشوند و اتفاق بدی در حال وقوع است. من به عنوان کسی که اولین مجوز پاپ را دریافت کردم، شاید اغراق نباشد که بگویم به پای این دقت نظر پیر شدم، اما وقتی دیگر از این موسیقی استقبال نمیشود افراد خسته میشوند و این شرایط تحملپذیر نیست.
ایکنا ــ عملکرد صداوسیما چگونه است؟ آیا پخش هر نوع موسیقی سبب مشروعیت بخشیدن به آن نمیشود؟
رسانه ملی میتوانست حمایت درست و بجایی از هنرمندان کند، همانطور که در ابتدا از موسیقی پاپ حمایت کرد. وزارت ارشاد و مرکز موسیقی در ابتدا حتی جرئت نمیکردند که به موسیقیهای پاپ از جمله آلبوم خود من مجوز دهند و اگر قصوری از جانب صداوسیما باشد، در زمینه حمایت از این هنر است. صداوسیما در سال 76 چهار اثر از آثار مرا پخش کرد که وزارت ارشاد بعدها مجوز آن را صادر کرد و در این مسئله صداوسیما در آن برهه زمانی جسارت فراوانی به خرج داد و ریسک این عمل را پذیرفت. اشتباه صداوسیما انجام این بود که جلوی تولید و ورود موسیقی را گرفت و نمیدانم این اتفاق بر چه مبنایی رخ داد؛ به خصوص در سیما، زیرا موسیقی باید همراه با تصویر و ویدئوکلیپ باشد و این درباره پخش موسیقی نکته مهمی است، اما وقتی صداوسیما این ورودی را بست و در همین زمان با هجمه ماهوارهها مواجه شدیم و آنها 80 درصد آثاری را که پخش میکردند با کلیپ همراه بود و متأسفانه نسل سوم مخاطب هم به بخش غیرحرفهای موسیقی خارج از ایران روی آورد و موج تبلیغات روی موسیقی سخیف بود. البته واقعاً نمیدانم این مسئله هدایت شده بود یا مخاطبان به صورت خودجوش این موسیقی را دوست داشتند اما کاملاً عیان است که گوش مخاطبان به سمت آثار ضعیف هدایت شده است.
عملکرد صداوسیما بر مبنای صفر و صدی است، زیرا حمایتهای خیلی مهمی وجود داشته است یا در را به روی موسیقی بستهاند و اکنون در رسانه ملی فقط رادیو موسیقی را زنده نگاه داشته است.
ایکنا ــ در حال حاضر موسیقی به تیتراژ سریالها و برنامهها خلاصه شده است. این روند چگونه شکل میگیرد؟
در این زمینه مافیای خاصی وجود دارد و تولید آثار برونسپاری میشود و تهیهکنندگان غیرسازمانی و خصوصی وارد این امر شدهاند که میتواند به افول ذائقه شنیداری مخاطب دامن بزند. البته تیتراژهای بسیار خوبی هم تولید شده و آثار برخی خوانندگان با همین تیتراژها مورد استقبال مخاطب قرار گرفته است، اما از وقتی که تهیهکنندگان خارج از سازمان وارد شدند اتفاقات عجیبی هم رخ داد؛ حتی افرادی مبالغ کلانی را برای خواندن تیتراژ یک سریال پرداخت میکردند، اما در مقوله افت موسیقی سازمان را مقصر اصلی نمیدانم و این بخشی از مسئولان وزارت ارشاد بودند که موسیقی را به هر قیمتی به سمت اقتصادی شدن پیش بردند و با نقاب حمایت از آثار پرمحتوا از بخش اقتصادی حمایت کردند. باندهای گوناگونی وجود دارد که همه مراحل یک اثر را از جمله تولید، توزیع، تبلیغ، ساخت موزیک ویدئو و... را بر عهده دارند و میتوانند یک خواننده را با چند آهنگ در زمانی اندک به شهرت برسانند و اگر این باندها نبودند، قطعاً فضای فرهنگی کشور میتوانست با ابتذال در موسیقی مقابله کند.
ایکنا ــ آینده موسیقی پاپ را چگونه ارزیابی میکنید؟
امیدوارم کسانی که در عرصه اقتصاد موسیقی فعالیت میکنند، به اندازه کافی از این قضیه منتفع شده باشند و بالاخره از این فضا کنارهگیری کنند و اجازه دهند که تهیهکنندگان آشنا به استانداردهای جهانی و خوشذوق که موسیقی، خواننده و شعر را تشخیص میدهند وارد این عرصه شوند، چون تعداد آنها کم نیست. اگر این اتفاق رخ ندهد، دیگر در زمینه هنر چیز خاصی برای عرضه نداریم و اکنون نیز تعداد آثاری که بتواند ذهن شما را درگیر کند بسیار کم است.
گفتوگو از مینا حیدری
انتهای پیام