کد خبر: 3900946
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۰۶
حجت‌الاسلام حاج‌علی‌اکبری با اشاره به دو کارکرد جهاد اظهار کرد: جهاد هم بافت ایمانی درونی را محکم می‌کند، چون ابتلاست و در این ابتلا، جامعه تمحیض می‌شود و ایمان جلا می‌گیرد، اما از جهت بیرونی نیز ساختار جامعه اسلامی و ساختار جامعه ایمانی را باصلابت و عزیز قرار می‌دهد که دشمنان نتوانند به آن ضربه بزنند.

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام محمدجواد حاج‌علی‌اکبری، قرآن‌پژوه و خطیب جمعه تهران، در برنامه سوره که شب گذشته، 2 خردادماه، پخش شد، به بیان نکاتی درباره آیات پایانی سوره فتح پرداخت که در ادامه می‌خوانید؛

راهی که جامعه ایمانی طی می‌کند و به فتح می‌رسد، این نقطه پایانی ماجرا نیست، بلکه این تازه آغاز راه و یک شروع دل‌پذیر است و اگرچه با امتحان‌هایی که به وجود آمد، تلخی‌هایی ایجاد شد، اما قرآن مثال ویژه را به بشریت تقدیم و حجت را تمام می‌کند.

در این الگو یک جامعه سربلند، عزیز، باابهت و با قدرت بازدارنده نرم و سخت می‌تواند خود را از گزند دشمنان حفظ کند و ریشه و بن‌مایه عمیق توحیدی دارد که توانسته این نشانه بندگی را در ساحات زندگی‌اش جاری کند و براساس این قاعده مهرورزی درونی و صلابت بیرونی، قدم‌های بعدی را بردارد؛ مانند درختی که قدم قدم رشد می‌کند و ریشه می‌گیرد و تا به آنجا می‌رسد که حتی آن غرس‌کننده خودش تعجب می‌کند. چنانکه فرمود: «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ».

درخشش وعده الهی با ایمان و عمل صالح

اینجا می‌فرماید: «لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ»؛ البته این مسئله باعث غیظ کفار می‌شود و آنان هر لحظه با دیدن بالیدن جامعه اسلامی و امت سربلند، دائماً غیظشان بیشتر می‌شود و در نتیجه درصدد ضربه زدن بیشتر هم برمی‌آیند. قرآن می‌فرماید: «وَعَدَاللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيماً»، این وعده خداوند است، یعنی هر وقت ایمان و عمل صالح کنار هم قرار بگیرد، وعده الهی برای درخشش در مجتمع ایمانی حتمی است. راهش این است که امت در کنار امام(ره)، اهل مجاهدت باشد؛ یعنی اسم رمز جهاد است.

حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه آنجا که سخن از وسیله به میان می‌آید، مصادیقی از وسائل را ذکر می‌کند و فهرستی را می‌آورد و در آن بین جهاد را هم می‌آورد. می‌فرمایند: جهاد برای اسلام مانند قله برای یک کوهسار است. اوج یک کوهسار قله است و این جهاد برای اسلام چنین ویژگی‌ای دارد و می‌خواهد بگوید که فقط با جهاد می‌توانید به تمام آرزوهای بزرگ برسید.

دو کارکرد مهم جهاد

چون جهاد دو کار را می‌کند؛ هم بافت ایمانی درونی را محکم می‌کند، چون ابتلاست و در این ابتلا، جامعه تمحیض می‌شود. در این ابتلاست که این ایمان جلا می‌گیرد و زلال می‌شود و جلو می‌رود، اما از جهت بیرونی نیز ساختار جامعه اسلامی و ساختار جامعه ایمانی را با صلابت و عزیز قرار می‌دهد که دشمنان نتوانند به آن ضربه بزنند.

البته کفار هم دائم در وسط میدان هستند و این جهاد برای هر دو گروه است و از جهت بیرونی، جامعه اسلامی را مصونیت می‌بخشد و عزت می‌آورد. عزت به معنای نفوذناپذیری است. در داخل نیز جهاد، ایمان را می‌جوشاند و ظرفیت‌های ایمانی جامعه را پرورش می‌دهد. جالب است که حتی مجاهدت، رحمت و عواطف داخلی را غنی‌سازی می‌کند. این وعده داده شده و در قرآن می‌فرماید: جامعه مؤمنین از جانب خدا برای یک جهاد همه‌جانبه خستگی‌ناپذیر و تمیز و خالص دعوت می‌شود.

در قرآن فرمود: «وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ». جامعه ایمانی باید آن طور وارد عرصه مجاهدت شود که حق خدای متعال در جهاد ادا شود، نه حق امت. در مورد تقوا نیز این چنین است و تقوا و جهاد با هم قرابت دارند. یک جا می‌گوید: «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَاسْتَطَعْتُمْ»، و در جهاد نیز همین عبارت را دارد که «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ». در تقوا می‌گوید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» در مورد جهاد هم می‌گوید: «وَ جَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ». برای قرآن جهاد و تقوا دو بال هستند که با هم حرکت می‌کنند. در باب تقوا می‌گوییم «حق تقاته»؛ یعنی ببینید اهلیت خدا برای تقوای شما در چه حد است. اهلیت حق را باید دید نه اهلیت خود.

پرواز انسان براساس اهداف بلند

در جهاد نیز نه اینکه انسان ظرفیت خود را، بلکه حق خدا را باید در نظر داشته باشد و اینجا ظرفیت جامعه برای مراحل بالاتر آمده می‌شود. انسان و جامعه انسانی، براساس هدف‌هایی که دارد پرواز می‌کند و هدف است که سوخت سالک را تأمین می‌کند. وقتی که هدف «فی‌الله» شد و هدف این شد که رتبه جهاد بالا آمد، این نقشه را ترسیم می‌کند که شما برگزیده هستید. نه فقط رسول شما مجتبی است، بلکه این امت نیز امت برگزیده است، چون دین شما نیز یک دین برگزیده است.

می‌فرماید خدا شما را انتخاب کرده و دینی که برای شما انتخاب شده یک دین دل‌پذیر است و دینی است که هم عقل را خاضع می‌کند و هم دل می‌برد و خیلی روان است و بعد به حضرت ابراهیم(ع) بازگشت می‌زند و می‌گوید که این مسئله حکایت امروز نیست و همه انبیا(ع) بر آن بودند. اسم ابراهیم(ع) به‌میان می‌آید، به این مناسبت که شخصیت او مساوی با امت اسلام است و به عنوان ریشه معرفی می‌شود تا به مسلمانان بگوید ابراهیم(ع) به شما برای «حق‌ جهاد» دسترسی می‌دهد و به شما الگو معرفی می‌کند.

یعنی شما از نسل این پیامبر(ص) هستید و همان طور که او جهاد فی‌الله داشت، شما نیز این را باید داشته باشید. قرآن برخی اوقات امت را به ابراهیم(ع) برمی‌گرداند و این یعنی فرزند باید شبیه پدر شود. شما از قبل مسلم بودید؛ یعنی کسانی که در برابر اراده الهی تسلیم بودید، بعد از اینکه نام ابراهیم(ع) آمد و بعد از اینکه یادآوری کرد که شما یک دین خوش‌ظرفیت و تمدن‌ساز دارید که می‌توانید این تمدن محقق کنید، الگویی دارید که همه انبیا(ع) قبلی از جمله ابراهیم(ع) چشمش به این نسخه است و با جهاد می‌توانید الگوی دیگر امت‌ها نیز قرار بگیرید؛ چراکه الگوی شما پیشرفته‌تر از ابراهیم(ع) است و فرمود می‌توانید برای جهانیان الگو باشید و این مسیر خاتمیت است.

بنابراین این حرکت پایانی و رفتن به نقطه نهایی به عهده امت گذاشته شده و خدا می‌گوید که این ریشه و این نقشه راه شماست و این هم الگویی روشن محسوب می‌شود و حجت بر شما تمام است. اگر جهاد کنید به اینجا می‌رسید و با این مجاهدت می‌توانید به آرزوهای خود برسید و همه ظرفیت این نقشه که عبارت از ترسیم یک جهان امن، سلم و سلامت است، با این امکان محقق می‌شود و نباید خسته شوید. این مسیر پرفراز و نشیب است تا این ظرفیت‌ها به ‌هم دست بدهد و شما یادتان باشد که «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»، اراده خداست که این دین باید محقق و فراگیر و جهانی شود و نباید در این راه خسته شد.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: