کد خبر: 3905063
تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۱۴
بازخوانی وصیت‌نامه شهید سعید میعادفر؛

نمى‌توان زنده بود و حركتى براى انتخاب نداشت

در وصیت‌نامه شهید سعید میعادفر می‌خوانیم: نمى‌توان زنده بود و حركتى براى انتخاب نداشت چراكه زندگى تحركى آگاهانه است، اولين و آخرين نتيجه‌اى كه آغاز آن با انتخاب است.

نمى‌توان زنده بود و حركتى براى انتخاب نداشتبه گزارش ایکنا از همدان، شهید سعید میعادفر بیست‌وسوم مردادماه سال ۱۳۴۴ در شهرستان همدان و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش محمد نام داشت. سال ۱۳۵۱ تحصیلات خود را آغاز کرد و تا سال چهارم مقطع متوسطه در رشته اقتصاد ادامه تحصیل داد.
در سال‌های انقلاب همراه با دیگر جوانان و نوجوانان سلحشور شهرستان همدان در فعالیت‌های مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت.
پس از پیروزی انقلاب به نهاد نوپای بسیج مستضعفین پیوست و مشغول خدمت به خانواده محرومان و مستضعفان جامعه شد.
در سال‌های دفاع مقدس احساس تکلیف دوباره کرد و به صورت نیروی داوطلب بسیجی راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع کند.
در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و همراه با دیگر همرزمان و همسنگران خود حماسه‌ها آفرید، سرانجام پس از ماه‌ها مجاهدت در راه خدا در ششم فروردین سال ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی چناره بر اثر اصابت گلوله مستقیم دشمن به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست، آرامگاه وی در گلزار شهدای باغ بهشت زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

وصیبت نامه شهید میعادفر
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ
نمى‌توان زنده بود و حركتى براى انتخاب نداشت زيرا كه زندگى تحركى آگاهانه است با اولين و آخرين نتيجه‌اى كه آغاز آن با انتخاب است.
زنده بودن و حركت نكردن ممكن نيست. حركت كردن و انتخاب نكردن محال است. انتخاب كردن و مسئول نبودن بى معناست. اينك اگر مدعى زنده بودنيم، چشم گشودن و ديدن را نا گريزيم و در برابر امواجى كه بر نگاهمان می‌گذرد مسئول.
چشم بستن نه نجات دهنده است و نه آرامش بخش، تنها گناه سنگينى است كه بر ثقل سهمگين گناهمان مى‌افزايد و پشتمان را دو تا مى‌كند.
خدمت پدر و مادر عزيزم سلام عرض مى كنم. حال من خوب است و از شما التماس دعا دارم. اميدوارم كه حلالم كنيد و از همگى فاميل هم حلالى برايم بطلبيد.
ما فعلا در كردستان (مريوان) هستيم و معلوم نيست كى بياييم ولى همينقدر بدانيد كه حالم خوب است. اين نامه را با عجله نوشتم چون يكى از برادران مى‌خواست به همدان بيايد، من اين نامه را با عجله نوشتم.
همگى را سلام برسانيد و اميدوارم كه حال بابا خوب شده باشد. بگوئيد زياد فكر نكند.
التماس دعا
دوستان و آشنايان را سلام برسانيد.
در زير آسمان هيچ خدمتى با ارزش تر از خدمت در كردستان نيست. شهيد دستغيب»

انتهای پیام
captcha