کد خبر: 3911266
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۵۷

خاطره سردار شهید سلیمانی و راننده‌ تاکسی

در خاطره‌ای که از سردار شهید سلیمانی نقل شده آمده است هنگامی که سردار برای انتقال از یک مکان در حین مأموریت سوار تاکسی می‌شود با تعجب راننده تاکسی مواجه می‌شود و این شهید بزرگوار می‌گوید اگر مسئولان به درد و رنج مردم توجه کنند و اهتمام بورزند مردم هم با آنها همکاری می‌کنند.

خاطره سردار شهید سلیمانی و راننده‌ تاکسیبه گزارش ایکنا از همدان، در خاطره‌ای جالب که خود سردار شهیدسلیمانی نقل کرده، بیان شده است:
یک بار از ماموریتی بر می‌گشتم و منتظر نماندم تا ماشین برایم بفرستند پس از یکی از راننده‌های تاکسی فرودگاه خواستم من را به جایی که می‌خواهم ببرد. سوار تاکسی شدم در میان راه راننده جوان گهگاهی به من نگاه می‌کرد اما ساکت بود انگار می‌خواست چیزی بگوید آن وقت من از راننده سوال کردم آیا من شبیه یکی از آشنایان شما هستم؟ راننده برای بار دوم به من نگاه کرد و از من پرسید آیا شما یکی از نزدیکان سردارسلیمانی هستی؟ آیا رابطه یا نسبتی با او داری؟ به او گفتم من سردار سلیمانی هستم. راننده جوان خندید و گفت با من شوخی می‌کنی؟ سردار سلیمانی خندید و گفت: نه شوخی نمی‌کنم من خود سردار سلیمانی هستم. راننده گفت: به خدا قسم بخور و من قسم خوردم که به خدا من سردار سلیمانی هستم.
راننده ساکت شد و چیزی به من نمی‌گفت پس از او سوال کردم چرا ساکتی؟ دوباره چیزی به من نگفت. از او سوال کردم با سختی و گرانی زندگی و مشکلات دیگر چطور سر می‌کنی؟ راننده جوان به من نگاه کرد طوری که در نگاهش حرف و کلامی بود و به من گفت اگر تو خود سردار سلیمانی هستی پس من هیچ مشکلی ندارم.
شهید سلیمانی این قصه را مطرح کرده بود و گفته بود؛ اگر مسئولین به درد و رنج مردم توجه کنند و اهتمام بورزند مردم هم با آنها همکاری می‌کنند و ملت ما بهترین سرشت و ذات را دارند و ملتی فهیم هستند و مسائل و امور را به خوبی درک می‌کنند.

انتهای پیام
captcha