شهید حسین بختیاری، اول فروردین ماه 1342 در روستای مبارکآباد از توابع شهرستان تویسرکان در استان همدان و در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد، پدرش نصرتالله نام داشت. سال ۱۳۴۹ وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و تا سال سوم مقطع متوسطه ادامه تحصیل داد، در سالهای انقلاب در کنار دیگر جوانان و نوجوانان سلحشور شهرستان تویسرکان در راهپیماییها و مبارزات انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت.
پس از پیروزی انقلاب به نهاد نوپای بسیج مستضعفین پیوست و مشغول خدمت به خانواده محرومان و مستضعفان جامعه شد. در سالهای دفاع مقدس بنا بر احساس تکلیفی که کرد به صورت داوطلب راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع نماید.
در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و همراه با دیگر همرزمان و همسنگران خود حماسهها آفرید. سرانجام پس از ماهها مجاهدت در راه خدا در 25 تیر ماه ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.
وصیتنامه شهید حسین بختیاری
«بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
انالله و انا الیه راجعون
ما از خداییم و بازگشتمان به سوی اوست
سلام و درود فراوان به امام امت رهبر کبیر انقلاب امام خمینی و درود فراوان بر امت شهید پرور ایران و خانواده گرامیم.
مطالبی را خدمت شما امت شهید پرور و خانوادهام عرض مینمایم.
جهاد راهی بود از بهترین راهها برای رسیدنم به الله. جهاد بهترین راهی بود که من انتخاب کردم و رفتم و جان خودم را فدای الله نمودم. جهاد آنقدر مهم است از نظر اسلام و قرآن که آیه های متعددی در این رابطه آمده است که یکی از این آیات این است: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ. همانا مؤمنان واقعی آنانند که به خدا و رسول او ایمان آوردهاند و بعد از آن هیچ شک و ریبی در دل راه ندادند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند اینان به حقیقت راستگویان هستند». پس ای ملت قهرمان ای ملت محمدی بشتابید به سوی خدا و جهاد کنید و ایثار و از خود گذشتگی داشته باشید.
همیشه یار و یاور امام عزیز این اسوه مقاومت این بت شکن قرن و این نایب حضرت مهدی(عج) باشید مبادا که همانند اهل کوفه بشوید و همیشه این شعار حمایت از امام را تکرار کنید ما اهل کوفه نیستیم، مگر امت بمیرد که امام تنها بماند.
پیامی برای پدرم: پدر جان در درجه اول از تو میخواهم که مرا حلال کنی و در درجه دوم از تو میخواهم که یار و یاور امام باشی، همیشه زندگی علی گونه و تفکری علی گونه داشته باشی و همیشه به یاد خدا باش و ببین که چگونه امام حسین(ع) و فرزندانش جهاد کردند و خود را فدای اسلام و فدای خداوند کردند، من که دیگر همانند موری میباشم که خیلی ناقابلم و پدر جان مبادا که هرگز برای من گریه کنی و ناراحت باشی...
اما تو ای مادرم: ای مادری که رنجها کشیدی و خون دلها خوردی خواهشی که از تو دارم اولاً مرا حلال کنی ثانیاً مادری همچون زینب باشی مادری با روحیهای صددرصد اسلامی و ادامه دهنده راه زینب و خدای را شکر بکن که فرزندی داشتی که خداوند به تو عطا کرده بود و تو او را در راه همان خدای دادی و سعی کن دیگر فرزندانت را هم در راه خدا تقدیم کنی. مادرم مبادا برای من ناراحتی و گریه کنی و مبادا افسوس بخوری که من را هم ناراحت کنی فقط شکر خدای کن.
اما پیامی برای برادرانم: برادرم سعی کن راه مرا ادامه دهی و در تربیت برادر و خواهر کوچکت کوشا باشی مبادا از خط اسلام منحرف بشوی و مبادا در تربیت برادرم و خواهرم کاهلی کنی و بیا تو را به خدایت منظم باش.
تو خواهرم: خواهرم سعی کن همچون زینب باشی و در خط اسلام و قرآن حرکت کنی و در حجاب الگو برای دیگران باشی.»
انتهای پیام