کد خبر: 3918881
تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۳
محمد رضایی:

مصرف فرهنگی به تغییرات بنیادین منجر نمی‌شود / تحلیلی از زیست فرهنگی دانشجویی

مؤلف کتاب «مطالعات مصرف فرهنگی؛ تحلیلی از زیست فرهنگی دانشجویی» در نشست نقد و بررسی این کتاب گفت: وقتی از مصرف فرهنگی کالا سخن به میان می‌آید از کیفیت مصرف صحبت می‌شود نه از کمیت آن. مصرف ما را به انقلاب نمی‌رساند. این اشتباه است که تصور کنیم مصرف ما را به تغییرات بنیادین می‌رساند.

مصرف فرهنگی به تغییرات بنیادین منجر نمی‌شود / تحلیلی از زیست فرهنگی دانشجویی

به گزارش ایکنا، نشست نقد و بررسی کتاب «مطالعات مصرف فرهنگی؛ تحلیلی از زیست فرهنگی دانشجویی» از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و با حضور محمد رضایی، مؤلف کتاب؛ مهرداد عربستانی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و رضا صمیم، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، به صورت مجازی برگزار شد.

در ابتدای این نشست محمد رضایی، مؤلف کتاب گفت: این کتاب و کتاب «رهایی‌بخشی مطالعات فرهنگی» یک کتاب بوده که به صلاحدید پژوهشکده هم‌زمان از سوی پژوهشکده منتشر شده است. آن کتاب بیشتر بعد نظریه‌پردازی این کتاب است. در این کتاب سعی کرده‌ام بیشتر به داده‌های تجربی تأکید کنم. بنابراین کتاب را باید در راستای یک جدال مفهومی دانستن خواند. علوم اجتماعی در ایران باید در مفاهیمی که به کار می‌برد بازاندیشی کند. در واقع ریل اصلی که علوم اجتماعی در ایران می‌تواند بر آن سوار شود همین مفاهیم است.

وی افزود: مشی مطالعات فرهنگی گریز دوگانه‌سازی‌های مرسوم است که در همه حوزه‌ها وجود دارد. باید به نقاط تعادلی تازه از نظر مفهومی رسید و تسامح مفهومی داشت. چون پدیده‌ها متکثرند پس مفاهیم خلق شده باید ساحت‌های بیشتری را به دانش اضافه کنند. بنابراین در بخش‌هایی از کتاب با مفهوم ناجامعه مواجه می‌شویم که به معنای تضعیف جامعه نیست، بلکه به معنای گشایش ساحت‌های بیشتری از جامعه است.

وی با اشاره به اینکه در این کتاب عمدتاً به ندرت به دنبال اثبات فرضیه است در صورتی که علوم اجتماعی در ایران همواره به دنبال اثبات فرضیه است، گفت: در مقایسه آمارهای مشارکت در انجمن‌ها و همچنین کتاب‌خوانی با کشورهای مدرن ما با این مشکل مواجه خواهیم شد که اساساً مقایسه با این کشورها درست نیست، هرچند شاید در ابتدا آمار ما را به اشتباه انداخته و فکر کنیم تفاوت چندانی نداریم، اما در واقعیت برخی از مؤلفه‌ها ما را از این کشورها جدا می‌کنند.

رضایی تصریح کرد: ایده محوری کتاب سست کردن باب‌های به نادرست تثبیت شده در جامعه ایران است، مفاهیمی مانند هویت، مشارکت، کارگروهی و ... که در جامعه ایران تثبیت شده‌اند موجب می‌شوند که درک نادرستی از جامعه داشته باشیم. برای دیدن چنین ساحت‌های خرد ناجامعه‌ای باید مفاهیم تازه‌ای به ادبیات این حوزه افزود. بخشی از این کار توسط مفهوم ارزنده مصرف فرهنگی کالا به جای مصرف کالای فرهنگی انجام می‌شود. مصرف فرهنگی کالا موضوعی است که مطالعات فرهنگی ادعا دارد که به آن می‌پردازد. این را می‌توان نظریه فرایند همانندسازی مصرفی هم تلقی کرد. از نظر متدلوژیک تحلیل همایند به ما کمک می‌کند که به یک تحلیل همایند کردارهای مصرفی برسیم.

رضا صمیم، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، با بیان این پرسش که آیا این یک کتاب است؟ گفت: همه ما باید این پرسش را پاسخ دهیم که کتاب چیست؟ البته منظورم این نیست که این یک کتاب نیست. چرا که کتاب‌ها در ایران به تعبیر دکتر ناصرالدین علی تقویان دچار سندرم پژوهش شده‌اند و خیلی از کتاب‌ها یا مجموعه مقالات هستند یا گزارش پژوهش هستند. در صورتی که کتاب باید با پژوهش تفاوتی داشته و همه درگیر آن هستیم. هرچند دکتر رضایی سعی کرده است دچار این سندرم نشود.

وی با ذکر اینکه این کتاب مشکلی در برقرار کردن بین کتاب و پژوهش دارد، اظهار کرد: یعنی نظریه با داده‌های تجربی ارتباط برقرار نکرده و دلیل اصلی هم این است که زمین تحقیق هنوز خودش را به عنوان یک زمین منحصر به فرد نشان نداده است. بحث دیگرم مناقشه بر سر الگویی است که دکتر رضایی با آن به بحث می‌رود. آیا می‌توان جایگزینی برای آن داشت؟ پارادایمی که دکتر رضایی به آن می‌اندیشد متأثر از دهه هفتاد است که در آن بازار در حال شکل‌گیری است و گشایش‌های اندکی در بازار رخ می‌دهد که مصرف و سرمایه اجتماعی را به طور جدی مطرح می‌کند.

صمیم افزود: جدیت یافتن مصرف و سرمایه اجتماعی واقعا به معنای درست مصرف و سرمایه اجتماعی است؟ من این پارادایم را کمی مقصر می‌دانم که ما را دچار یک توهم کرده است. مصرف حدی از امکان‌پذیر کردن تجربه آزادی است که منوط به جامعه بازار است. مگر جامعه بازار با وجود اقتدار دولت در اقتصاد و دیوانسالاری حاکم بر آن امکان حضور دارد. این پارادایم می‌گوید در حدی از مصرف باقی بمانید برای آنکه بتوانید به تدریج شکلی از آزادی را بدست بیاورید. اما تغییرات بنیادین را ایجاد نمی‌کند. مصرفی که در جامعه ایران رخ می‌دهد در غیاب جامعه بازار رخ می‌دهد که نوع خاصی از کنش و انسان را می‌طلبد. باید حواسمان باشد که این پروژه‌ها ما را به این توهم دچار نکنند که داریم تغییر می‌کنیم در صورتی که در حال طی کردن یک پروسه هستیم.

مهرداد عربستانی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، دیگر سخنران این نشست، نیز با بیان اینکه مقدمه کتاب من را به سر ذوق آورد، گفت: مقدمه این انتظار را ایجاد کرد که چگونه می‌توان از این مفاهیم کلیشه‌ای گذشت و درک جدیدی از آنها داشت. وقتی وارد فصل نخست شدم انتظار داشتم که بدانم این اطلاعات از کجا به دست آمده است؟ میدان تحقیق کجا بوده است؟ به مصادیق کمتر پرداخته شده، تأملات نظری بیشتر بود که فکر می‌کنم زاییده انفجار اطلاعات نویسنده است.

وی یادآور شد: از طریق این تحقیق متوجه می‌شویم که در بین بچه‌هایی که گرایش مذهبی دارند مقوله‌ای مانند هویت قوی‌تر است در صورتی که هویت هم مانند همه مباحث یک قرائت ندارد. می‌شد این هم مانند مفاهیم دیگر دیده می‌شد. احساس کردم که برخی از مفاهیم به ویژه در فصول یک تا چهار ذات‌گرایانه است. مثلاً معنای حضور در انجمن در جامعه ما با جوامع دیگر یکسان است؟ آیا اینها یک معنای فرهنگی دارند؟ اینها مقداری ذات‌گرایانه بود که می‌توانست از آنها گذر کرد. اگر جای نویسنده بودم فصول آخر را ابتدا می‌آوردم، چون این دو فصل فصولی هستند که نوری به کل کتاب می‌تابانند. اگر این فصول در ابتدا می‌آمدند خواننده برای فهمیدن منظور کمتر تلاش می‌کرد. در فصل سوم روی داده‌های کیفی تأیید شده که بسیار خواندنی و بیشتر اکتشافی است، اما در تمام توصیفاتش کاربست شاکله مفهومی ندیدم.

در ادامه این نشست محمد رضایی به برخی از پرسش‌ها پاسخ داد و گفت: همواره در کلاس‌های نظریه که داشتم این دو پرسش، نظریه‌ها با ما چه کار می‌کنند؟ و ما با نظریه‌ها چه کار می‌کنیم؟ را مطرح می‌کردم قرار نیست که داده‌های من نظریه‌ای را تأیید کند. به تعبیر دکتر عباس کاظمی قرار است نظریه‌ها به سفر بروند و این ما هستیم که باید نظریه‌ها را به سفر ببریم. یکی از دغدغه‌های مهم مطالعات فرهنگی شیوه مواجه با نظریه است. همچنین مصرف صرفاً در جوامع مدرن نیست بلکه در همه جوامع هست. اتفاقاً اینکه کیفیت مصرف چیست موضوع بحث من است وقتی از مصرف فرهنگی کالا صحبت می‌شود از کیفیت مصرف صحبت می‌شود نه از کمیت آن. مصرف ما را به انقلاب نمی‌رساند این اشتباه است که تصور کنیم مصرف ما را به تغییرات بنیادین می‌رساند.

انتهای پیام
captcha