کد خبر: 3926947
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۳
به اعتقاد ملکیان، ادب یعنی اعتنا به حضور دیگری؛ مثلاً وقتی شما وارد اتاقی می‌شوید و فرد حاضر در اتاق که شما با او کار دارید، مشغول صحبت با تلفن است، در عین حال که مکالمه خود را قطع نمی‌کند، با ایما و اشاره به حضور شما اعتنا می‌کند.

به گزارش ایکنا؛ مصطفی ملکیان در بخشی از کتاب روانشناسی اخلاق به تعریف «ادب» پرداخته است. متن این بخش از کتاب از نظر می‌گذرد؛

«ادب یا تأدب البته به معنای امروزی آن نیست، چون بسیاری از آنچه امروز از آن به ادب تعبیر می‌شود، در واقع آداب و رسوم یا عرف و عادات است، كه هیچ وقت نمی‌تواند جزء اخلاق به حساب آید، چون اولاً اخلاق یكی از خاستگاه‌های هنجارگزار است و آداب و رسوم و عرف و عادات خاستگاه دیگر. ثانیاً بسیاری از آنچه را كه از آداب و رسوم و عرف و عادات ادب می‌نامیم چیزی جز مخل ارتباطات نیست كه فقط تضیع عمر و نیرو می‌كند و فكر نمی‌كنم هیچ اهل اخلاقی تضییع عمر و نیرو را اخلاقی بداند.

در كتاب‌هایی كه درباره فضایل نوشته شده است، در تعریف ادب هم میان عالمان و فیلسوفان اخلاق و روان‌شناسان اخلاق اختلاف هست و هم تعریفی كه هر كدام می‌كنند، پیچیده است، از این‌رو من تعریف خودم را می‌كنم كه به نظرم با بسیاری از آن تعاریف سازگار است و در عین حال پیچیدگی‌های آنها را هم ندارد. ادب یعنی اعتنا به حضور دیگری، مثل وقتی شما وارد اتاقی می‌شود و فرد حاضر در اتاق كه شما با او كار دارید مشغول صحبت با تلفن است و در عین حال كه مكالمه خود را قطع نمی‌كند با ایما و اشاره به حضور شما اعتنا می‌كند.

این اعتنا به حضور دیگری مطلب خیلی مهمی است، چون انسان همواره نمی‌تواند در خدمت دیگران باشد، اما می‌تواند به حضورشان اعتنا كند؛ هیچ كس توقع ندارد كه هر وقت خواست دیگران در خدمتش باشند، اما انتظار دارد كه به حضورش اعتنا شود. پدر و مادرها معمولاً به حضور فرزندانشان تا دوسالگی اعتنا نمی‌كنند، آن طور كه به پسر دوازده‌ساله یا دختر چهارده‌ساله اعتنا می‌كنند و خودشان را جمع می‌كنند، یعنی هر سخنی را نمی‌گویند و هر فعلی را انجام نمی‌دهند ــ كه البته به لحاظ روان‌شناختی خطای بزرگی است.

شأن انسانی هر كس اقتضا می‌كند كه در گفتار و رفتار و حتی در امور لطیف‌تر از گفتار و رفتار به او اعتنا شود، یعنی بودش با نبودش برای دیگران متفاوت باشد. اینكه این اعتنا را چگونه باید نشان به عوامل مختلفی مانند سن و نوع ارتباطی كه دیگری با انسان دارد بستگی دارد؛ این دو عامل خیلی مورد اجماع‌اند، اما عوامل دیگری هم هستند، كه به نظر من آنها هم دخیل‌اند، اما مورد اجماع نیستند. بگذریم از اینكه اخلاقیان بزرگ و قهرمانان اخلاقی حتی به حضور حیوانات هم اعتنا داشتند و مثلاً وقتی گربه‌ای وارد می‌شد دستی به سر و پشت او می‌كشیدند.»

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: