8 اکتبر برابر با 16 مهرماه در تقویم جهانی به نام روز کودک نامگذاری شده است تا رعایت حقوق کودکان و تأمین نیازهای اساسی آنان بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. مبدأ تحقق این دو رسالت از خانه آغاز میشود، جایی که وظایف مهمی را از همان روزهای ابتدایی تولد کودک و چه بسا قبل از آن برعهده والدین به ویژه مادر میگذارد. به همین مناسبت ایکنا یزد، گفتوگویی با چند مادر شاغل یزدی داشته است تا درباره تجربه و احساسشان از اشتغال در بیرون از خانه، با وجود آگاهی از نیاز تماموقت کودکانشان به حضور آنان در منزل، سخن بگویند. همچنین از نظرات فرزندان در زمینه اشتغال مادرانشان در تماس تلفنی آگاه شدیم.
زلفا زینلپور، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی برق و مشاور سابق رئیس دانشگاه یزد، در امور بانوان به ایکنا گفت: وقتی میبینی که یک خانم همزمان همسر و مادر است و در بیرون از خانه هم مشغول کار است و نقشهای سهگانه را مدیریت میکند، حس توانمندی به انسان دست میدهد؛ اما اینکه از عهده آنها برآیی کار سختی است و به یک دغدغه ذهنی تبدیل میشود. اینکه عضو هیئت علمی باشی و سمت اجرایی هم در کنار آن داشته باشی، درگیری بسیاری را میطلبد و مجبور میشوی زمان بسیاری را برای این کار صرف کنی، بعد نگاه میکنی و میبینی شاید کمتر توانستی برای فرزندانت وقت بگذاری آن موقع علاوه بر سختیهایی که کشیدهای به نوعی یک عذاب وجدان هم همیشه با تو است.
وی ادامه داد: واقعیت این است که بسیار تلاش میکنم که فرزندانم نسبت به کسانی که مادرشان شاغل نیستند و بیشتر میتوانند به آنها برسند، کمبودی احساس نکنند، اما قطعاً وقت کمتری میگذارم و این عذاب وجدان همیشه آزارم میدهد، اما این مسیری است که انتخاب کردم. در واقع این را فداکاری کامل نمیدانم که تمام کارهایی که میتوانم انجام دهم را کنار بگذارم و زمانی که میتوانم کاری تأثیرگذار انجام دهم را رها کنم. چون حس میکنم اگر این طور شود روحیهام دیگر ایدهآل نیست. حداقل اکنون آن زمانی که به فرزندانم اختصاص میدهم احساس خوبی دارم در غیر این صورت ممکن بود تمام وقت در کنارشان باشم، اما افسردگی و عذاب وجدان دیگری هم داشته باشم که میتوانستم کارهای دیگری نیز انجام دهم. بنابراین کار سختی است و کسی که از عهده تمامی وظایفش در این سه نقش برآید واقعاً توانمند است هرچند شاید شخصاً نتوانستم ایدهآل همه این وظایف را جلو ببرم.
زینلپور افزود: البته مدیریت کردن این سه نقش را مدیون کمک و همیاری پدر، مادر و همسرم هستم. همسرم پا به پای من در خانه مشغول است هم با بچهها و هم در کارهای خانه. چون شغل هر دو ما یکی است در خانه نیز دیگر قضیه خانم و آقا و یا مادر و پدر را نداریم و دونفری امور خانه را پیش میبریم و این کمک بزرگی است. اگر قرار بود در خانه تماموقت کار کنم و به بچهها به تنهایی برسم، قطعاً امکانپذیر نبود. علاوه بر آن پدر و مادرم نیز در این راه بسیار به من کمک کردند. واقعیت است که اگر کمک آنها نبود، از پس این همه کار شاید برنمیآمدم. علاوه بر آن همکارانم در دانشکده نیز بسیار به من کمک و شرایطم را درک کردند. به ویژه درخصوص برنامهریزی درسی زمانهایی که مناسب بود در اختیار من میگذاشتند که جا دارد از آنان تشکر و قدردانی داشته باشم.
وی ادامه داد: شغل ما 24 ساعته است و متأسفانه نیمی از کارها را از دانشگاه باید همراه خود به خانه ببریم، اما میشود یک سری ترفندها را به کار برد که در عین حال که کودکان ما سرگرم میشوند کارهایمان هم انجام شود. زمانهایی میشود استارت شروع بازی را با کودکان زد و موقعی که غرق بازی شدند شاید دیگر احتیاجی به ما نداشته باشند. به لحاظ روانشناسی هم تا جایی که جستجو کردم اگر والدین یک ساعت با کودک به طور کامل و کافی بدون آن که حواسشان به مواردی مثل تلفن همراه و یا غیره باشد، وقت بگذارند برای او کفایت میکند.
زینلپور ادامه داد: در عین حال به نظرم این که مادر تماموقت با کودکانش همراه باشد، حُسن نیست. متأسفانه دانشجویانی را میبینیم که همچنان والدینشان پیگیر درس و نمراتشان هستند، لذا نبود ما در خانه میتواند فرصتی برای استقلال بیشتر کودکانمان در کارهایشان باشد به شرط آن که درست مدیریت شود. با بیان این حرف قصد توجیه کردن ساعاتی را که کنار فرزندانم نیستم ندارم اما اگر این موضوع درست مدیریت شود میتواند به توانمندشدن آنان کمک کند. یکسری از کارهای مربوط به کودکان، ملزومات روزمره آنها هستند که باید انجام شود. من خودم از بسیاری از تفریحاتم گذشتهام تا بتوانم همه وظایفم را مدیریت کنم.
محمّدایلیا موحدی، فرزند این مادر شاغل نیز با اشاره به اینکه بیشتر دوست داشتم مادرم در خانه باشد، گفت: این که مادرم بیرون از خانه کار میکند هم برایم سخت نیست. وقتی که به خانه برمیگردد در درسها به من کمک میکند و به کارهای خواهر کوچکترم میرسد، باهم فوتبال میبینم و نبودشان جبران میشود.
فاطمه استواری، عضو هیئت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه یزد، نیز به ایکنا گفت: فکر میکنم حس مادری در کنار کار آموزش بسیار مؤثر و حس فوقالعادهای است. صاحب فرزند هستم زمانی که با دغدغههای پدر و مادرها سر و کار دارم کاملاً در کلاس حس میکنم دانشجویی که در کلاس نشسته است، خانوادهاش چه نگرانیهایی نسبت به او دارند، چه احساساتی دارند و سعی میکنم با آنان مانند فرزندان خودم رفتار کنم.
وی ادامه داد: حضورم در خانه قطعاً به لحاظ فیزیکی کمرنگ است و بسیاری از وقتها میشود که حتی شبها که فرزندانم میخوابند من مجبورم به کارهای فردا رسیدگی کنم ولی آن بازه زمانی که در خانه هستم سعی میکنم به شکل عمیقی با آنها ارتباط برقرار کنم و به تمام امورشان رسیدگی کنم. با فرزندانم رابطه بسیار خوب و نزدیکی دارم و فکر نمیکنم که اشتغال من خللی در ارتباط ما به وجود آورده باشد، اما کار سختی است که فرد همزمان عضو هیئت علمی دانشگاه باشد و هم صاحب فرزند. ساعات خوابم را کم کردم، شبها تا دیر وقت بیدارم و صبحها زودتر بیدار میشوم تا به کارهای تحقیقاتی و آموزشی رسیدگی کنم، اما از آن طرف زمان تفریحم را طوری انتخاب کردم که با فعالیتها و تفریحات فرزندانم همخوانی داشته باشد. مثلاً اگر قرار باشد به کلاس نقاشی برویم من هم کلاس نقاشی میروم. اگر قرار باشد وقت بگذاریم و فیلم ببینیم فیلمی را انتخاب میکنیم که مناسب هر سه نفر ما باشد. به این شکل سعی کردم تا جایی که امکان دارد کاری کنم تا فرزندانم کمبود حضور من را احساس نکنند.
استواری افزود: به نظرم اگر بتوانیم در زمان صرفهجویی کنیم و بهگونهای برنامهریزی کنیم که امور کم اهمیت مانند حضور در گروههای مجازی غیرضروری را کنار بگذاریم، برای اوقاتمان برنامهریزی داشته باشیم، از روز قبل یا هفته قبل مشخص کنیم که در فلان روز قرار است چه کاری انجام دهیم و از آن طرف موقعی که وارد خانه شدیم، زمان استراحت و تفریحات را با سایر اعضای خانواده هماهنگ کنیم این کار سبب میشود که علاوه بر این که در کنار هم حضور داریم، شادی و شادابی بیشتری را به فرزندان منتقل کنیم.
الینا جغتایی، فرزند این مادر شاغل نیز گفت: از این که مادرم سر کار میرود راضیام و هیچ مشکلی با این موضوع ندارم. فقط کمی دیر به خانه میآید وگرنه هیچ مسئله دیگری نیست. البته این نکته را هم بگویم که این قدر زمان برای من مثل برق و باد میگذرد که تا چشم بر هم زنم مادرم به خانه برگشته و وقتی که هستند جبران میکنند.
مژگان شریفیان، کارشناس گروه برنامهریزی و برندسازی دانشگاه یزد، نیز گفت: احساس میکنم که فردی کارا و بهرهور هستم. این توانمندی و مهارت را دارم که شاید هر کسی نداشته باشد که هر سه نقش را به موازات هم اداره کند. این نشاندهنده مسئولیتپذیری و توانمندی فرد در پذیرش همزمان سه نقش است.
وی ادامه داد: یکی از نقشهای اساسی و کلیدی زنان متأهل، مادر شدن است. در دهههای اخیر به دلیل افزایش سطح تحصیلات زنان و بهتبع آن تمایل به تجربه اشتغال و حضور در اجتماع نقش سومی هم اضافه شده و دگردیسی را به وجود آورده که ممکن است این دگردیسی از کیفیت اجرای دو نقش مادری و همسری آنها بکاهد. آنچه که به نظرم مهم است و مانع از کاهش کیفیت اجرای نقشهای یاد شده میشود اولویتبندی بر اساس میزان اهمیت نقشها و هماهنگی مؤثر و در نتیجه تعادل بین آنهاست تا حتیالامکان از ایجاد تعرضات بین آنها جلوگیری شود.
شریفیان تصریح کرد: وجود هماهنگی و تعارض با یکدیگر رابطه معکوس دارد به این صورت که هرچه بتوانیم هماهنگی بین نقشها را افزایش دهیم، از تعارضات پیشآمده کاسته میشود. یعنی اگر یک زن بتواند کنترل و مدیریت مؤثر بر نقشهایش داشته باشد و نیز توانایی استفاده حداکثری از حداقل زمانهایی که برای همسر و فرزندان و در محیط کار صرف میکند داشته باشد به معنای واقعی میتوان گفت که آن زن دارد هنرمندانه زندگی میکند.
وی ادامه داد: راهکارهایی که به کار بردم تا بتوانم هماهنگی بین نقشهایم را افزایش دهم و تعارضات را کاهش دهم، اول مدیریت زمان بود. بسیار مهم است که فرد زمان را صحیح مدیریت کند و در ادامه بتواند جلب حمایت و همیاری همسرش را نیز به همراه داشته باشد. هرچه حمایت همسر در خانواده بیشتر باشد قاعدتا زن هم قادر خواهد بود که به تمامی وظایفش برسد. حفظ روحیه شادابی، آرامش و حفظ تعادل روحی و روانی نیز مقیاس بسیار مهمی است. با حاکم کردن رویکرد مثبتاندیشی و خوشبینانه به مسائل میشود از بسیاری از تعارضات و مسائل حاشیهای ناشی از همزمانی این سه نقش کاست. در یک جمله میتوانم بگویم این رویکرد گام مؤثری برای ایجاد هماهنگی و توازن بین نقشهای سهگانه همسری، مادری و کارمندی است.
شریفیان افزود: لزوماً نمیتوان گفت مادران خانهدار موفقتر از مادران شاغل هستند. بهطور قطع نمیتوان گفت اشتغال بانوان منجر به کاهش کیفیت اجرایی دو نقش مادری و همسری میشود. البته نیاز به یک مدیریت هوشمند و هماهنگ است. راز موفقیت و کلیدی که توانستم مدیریت نسبتاً موفقی در ایفای هر سه نقش داشته باشم این بود که سعی کردم همیشه آرامشم را حفظ کنم، روحیه شادابی و رویکرد مثبتی و خوشبینانه به مسائل داشته باشم که راهکار مؤثری برای برونرفت ار فشارها و تنشها روحی و روانی باشد.
وی گفت: اگر در خانه بین والدین روابط عاطفی خوبی برقرار باشد این آرامش به فرزندان منتقل میشود و آرامش فرزندان باعث آرامش مادر در محیط کار میشود و مجدداً این آرامش به خانه بر میگردد و در واقع یک چرخه انتقال آرامش و محبت است که اگر بتوان آن چرخه را خوب مدیریت کرد قطعا میتوان از پس هر سه نقش برآمد.
کیانا کافی، فرزند این مادر شاغل نیز اشتغال مادرش را دارای مزیت و معایبی میداند و میگوید: مادرم وقتی در خانه است برای ما وقت میگذارد، ما را کلاس میبرند و من از این موضوع راضیام.
الهه اکبری، رئیس اداره اسناد دانشگاه یزد، نیز گفت: من هم مثل بسیاری از مادرها ابتدا که به کار اداری وارد شدم به نحوی احساس ناراحتی و عذاب وجدان داشتم و میگفتم شاید به واسطه شاغل بودنم حق همسری و مادری را در درست ادا نکنم. برای همین بسیار مطالعه کردم که آیا این کار درست است یا نه؟ و خدای نکرده باعث نشود که حقی از همسر و فرزندانم ضایع شود. در مطالب دینی و سخنان مقام معظم رهبری که جستجو کردم نکته بسیار قشنگی دیدم که به من انرژی و انگیزه داد تا مسیرم را ادامه دهم. جایی که صحبت از اشتغال بانوان بود دیدم که نهتنها مخالف نیستند بلکه حتی مشوق هم هستند و شرطی که گذاشتند این است که اشتغال زن، حقی از همسر و فرزند ضایع نکند که برایم بسیار جالب بود. برای همین سعی کردم که در ضمن اشتغال، همکاران دیگری را که به نحوی عذاب وجدان دارند و ناراحت هستند را راهنمایی کنم و بگویم که این طور نیست.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه کمیت حضور مادر در خانه زیر سؤال است و ساعات کمتری را برای بچههایمان صرف میکنیم به فرمایش مقام معظم رهبری باید کیفیت در خانه بودنمان، کمیت آن را جبران کند. برای همین در محیط کاری به نحوی برنامهریزی کردم تا استرس و فشار کاریم کم شود و از طرفی با یکسری برنامهریزیهای سالیانه، ماهیانه، هفتگی و روزانه کارهای خانه را انجام میدهم تا عقبماندگیهایم جبران شود و آرامش کاری داشته باشم و در خانه نیز تقسیم وظایف کردیم. به فرزندانم مسئولیتهایی دادم و به عنوان بازوی کمکی من در خانه فعالیت میکنند. از طرفی فرزندی که مادرش شاغل باشد به نحوی استقلال دارد و آیندهاش تضمینشدهتر است، به شرط آن که مادر به لحاظ نیازهای معنوی چیزی برایش کم نگذارد.
اکبری افزود: زمانی که در خانه هستم فرصتی را برای صحبت و بازی با فرزندانم در نظر گرفتم. یک سری بازیهای خانوادگی را انجام میدهیم، هفتهای دو سه جلسه با یکدیگر مینشینیم و درباره آرزوها، خواستهها و مشکلات و اتفاقات روز و راهنماییهایی که ممکن است لازم داشته باشند صحبت میکنیم. سعی کردم زمانی که خستهام و فرزندانم تمایل دارند با من صحبت کنند به خودم این مهم را بقبولانم که من صبح انرژِیام را برای جایی صرف کردم که باید در خانه بودم و بسیاری از مادرها در این زمان در خانه هستند. وقتی این صحبتها را با خود تکرار میکنم و دیگر آن خستگی بر من غلبه نمیکند و باعث نمیشود که نتوانم سخنان فرزندانم را گوش دهم. بسیار مهم است که در خانه همسر خوبی باشم. وقتی بتوانم لبخند بر لب داشته باشم و رابطه عاطفی درستی با همسرم برقرار کنم قاعدتاً خانواده سالمتر و شادتری دارم. زمانی که در خانه کشمکش نباشد، فرزندانم آرامش بیشتری دارند و سعی کردم با رعایت این اصول، کمبود حضورم در خانه را جبران کنم.
این استاد دانشگاه ادامه داد: مادران نسل امروز مادران بسیار مهربانی هستند تا جایی که اجازه نمیدهند که آنها در انجام کارهای خانه شریک شوند. اگر در خانه تقسیم کار وجود نداشته باشد و نگاهمان این باشد که تمام کارها را خودمان انجام دهیم و دیگران را شریک نکنیم باعث میشود که نهتنها در محیط کار بلکه در خانه نیز احساس یأس و ناامیدی کنیم و حس کنیم که مانند یک ماشین باید فقط کار کنیم. یک مادر باید زمانی به خودش اختصاص دهد، شاید یک نفر به آشپزی علاقه داشته باشد و یا فردی به کارهای هنری. باید در روز زمانی را برای خودمان اختصاص دهیم. یعنی کارهایی انجام دهیم که باعث آرامشمان شود. این اقدام هم برای همسر و هم برای فرزندانمان لذتبخش خواهد بود.
نرگس شیرمردی، فرزند الهه اکبری نیز با اشاره به اینکه دوست دارم، مادرم در خانه باشد گفت: این که میبینم دوست دارد سرکار رفته و شغل بیرون از منزل داشته باشند، با این موضوع مشکلی ندارم چون که وقتی از سرکار برمیگردد با هم کارهایمان را انجام میدهیم، صحبت میکنیم و زمانهایی که نبودند جبران میشود.
انتهای پیام