کد خبر: 3928679
تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۵

آنچه باید درباره حافظ خواند از منظر بهاءالدین خرمشاهی

بهاءالدین خرمشاهی در بیست و چهارمین یاد روز حافظ گفت: حافظ‌ پژوهی در عصر جدید بسیار علمی‌ و جدی‌تر شده است و آشنایی با منابع معتبر راهگشای علا‌قه‌مندان خواهد بود.

وجود دوگانه‌گرایی در همه سامانه‌های اندیشه و فرهنگ ایرانیبه گزارش خبرنگار ایکنا؛ در بیست و چهارمین یاد روز حافظ که شب گذشته، 20 مهرماه، به صورت مجازی و از سوی بنیاد حافظ شناسی برگزار شد، استاد بهاءالدین خرمشاهی، قرآن‌پژوه و عضو پیوسته فرهنگستان ادب فارسی با معرفی منابع حافظ‌پژوهی گفت: در کتاب «حافظ» نشر ناهید که من تدوین کرده‌ام، ۱۱۰ اثر حافظ‌پژوهانه و دیوان حافظ معرفی شده است. حافظ‌پژوهی در عصر جدید علمی و جدی‌تر شده و کتاب «مکتب حافظ» نوشته استاد دکتر منوچهر مرتضوی یکی از این آثار است. محتوای کتاب «حافظ» به تصحیح قدسی شیرازی، علامه قزوینی و هوشنگ ابتهاج (سایه) نسخه‌هایی هستند که ارزش ویژه‌ای دارند.
 
خرمشاهی به واژه‌نامه‌های دیوان حافظ اشاره کرد و گفت: در این راستا ۲ اثر شایسته توجه هستند، فرهنگ اشعار حافظ از احمدعلی رجایی و کلک خیال‌انگیز از  پرویز اهور؛ همچنین فرهنگ واژه‌نمای حافظ اثر مهین‌دخت صدیقیان اثری سودمند در تحقیقات حافظ‌پژوهانه است. در میان شرح‌های منتشر شده نیز، شرح سودی، شرح هروی، حافظ‌نامه، شرح شوق و شرح عرفانی غزل‌های حافظ آثاری گره‌گشا هستند. همچنین، دانشنامه حافظ و حافظ‌پژوهی به سرپرستی عبدالله جاسبی و سرویراستاری بنده مرجعی چندسویه است و حافظ‌پژوهان و حافظ‌پژوهی اثر ابوالقاسم رادفر و کتاب‌شناسی حافظ اثر مهرداد نیک‌نام نیز از منابع حائز اهمیت‌اند.
 

دوگانه‌گرایی در غزلیات حافظ

 
میرجلال‌الدین کزازی، استاد بازنشسته زبان و ادبیات فارسی، گفت: پایگان‌پایه و مایگان‌مایه اندیشه‌ورزی و جهان‌بینی ایرانی دوگانه‌گرایی است، دوگانه‌گرایی را ما در همه سامانه‌های اندیشه‌ای، آیین‌های گوناگون و هر آنچه برآمده از اندیشه و فرهنگ ایرانی است، می‌تواند دیدگاهی آشکار یا پنهان برای ما ایجاد کند. حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا این دوگانه‎‌گی بستر اندیشه‌ورزی و جهان‌بینی ایرانی شده و بازتابی گسترده نیز در دیوان خواجه شیراز یافته است؟ سرشت و ساختار اندیشه ایرانی را دو ناساز که از همسازی با یکدیگر ناگزیرند می‌‌سازند. ساختار و سرشت اندیشه در ایران از گونه حماسی است. این دوگانه‌گرایی در درازنای تاریخ و فرهنگ ایران کاربرد داشته است تا آنجا که به قلمرو زبان نیز راه یافته و واژگان را هم دربرگرفته است.  

 

فرهنگ ایران حتی به قلمرو زبان راه یافته است

 
کزازی با بیان اینکه فرهنگ ایران که حتی به قلمرو زبان نیز راه جسته است، ادامه داد: واژگان در زبان‌های ایرانی، به دو گونه بخش می‌شده‌اند و هنوز نیز کمابیش در پاره‌ای از واژه‌ها این دوگونگی وجود دارند. یک گونه، نوع اهورایی واژه است و گونه دیگر، نوع اهریمنی است. ایرانیان در روزگاران پیشتر روا نمی‌داشته‌اند که این دو گونه را باهم درآمیزند. هنگامی که به زبان پارسی دری می‌رسیم، گاه زبان فراگیر در ایران نو یا ایران پس از اسلام است، این دوگانگی کاستی می‎گیرد و کارکرد بنیادین و گسترده‌اش را فرو می‌نهد. از همین روست که ما در زبان فارسی با واژه‌هایی رو به روییم که هم‌معنی هستند و یا در کاربرد و معنی اندکی از یکدیگر جدایند. واژه‌هایی مانند دین و کیش، کالبد و تن، دهان و ظفر، یا واژه‌ای دیگر که کاربردی در دامنه‌ای تنگ دارد، همچنین واژه‌ای به جای دهان، پوزه است، اگر ما این واژه را با واژه‌ای که در پارسی کاربردی فراخ دارد، با دهان بسنجیم، آشکارا آن گسل و دوگانگی را در کاربرد می‌یابیم. ما دهانی را پوزه می‌خوانیم که خوشایند نیست، می‌توانم گفت؛ هنوز به شیوه‌ای نهفته، ناخواسته، ناآگاه اهریمنی است، هرگز ما پوزه را هنگامی به کار نمی‌بریم که دهانی نغز و زیبا را نشان بدهیم.
 
این استاد زبان و ادبیات فارسی اظهار کرد: دوگانگی تا بدان پایه در ایران کارکردی بنیادین و نهادین داشته است که واژگان را نیز در برگرفته است، پس مایه شگفتی نیست که در سروده‌های حافظ هم بازتافته باشد. سخنوری که از دید من، یکی از دو نماینده ناخودآگاهی تبار ایرانی است، نماینده نخست این ناخودآگاهی که شالوده و پایه چیستی ایرانی را می‌ریزد، فرزانه فرخ نهاد توس، فردوسی است. دومین حافظ است. اما پیش از آنکه من به بازتاب دوگانه‌گرایی در بیت‌هایی از دیوان حافظ بیفکنم، خوش می‌دارم که بر نکته‌ای ناگزیر انگشت برنهم، همچنان در پیوند با دوگانه‌گرایی. یا اگر بخواهم به گفته‌ای سخته‌تر، رساتر و روشن‌تر از این نکته یاد بیاورم، لغزشی فراگیر را آشکار بدارم، در پیوند با این پایگان‌پایه جهان‌بینی و اندیشه ایرانی. آن هم این است که در آیین ایرانیان و زرتشت آنچنان که بسیاری از کسان می‌انگارند، دوگانه گرایی به جهان برین، به مینو و به خداوند باز نمی‌گردد، بر پایه گاهان، یکی از پنج بخش اوستا که از گزند روزگار برکنار مانده، اوستاشناسان آن را سروده وخشور باستانی این سرزمین اهورایی می‌دانند، در واقع اهریمن در برابر اهورا نیست، اهریمن در برابر سپندمینوست. دوگانه‌گرایی در اندیشه و نهاد درون آدمی است که تنها آفریده‌ای است که می‌اندیشد، برمی‎گزیند و می‌تواند به یکی از این دو بگراید.
 
وی به ابیاتی از دیوان خواجه اشاره کرد و گفت: این ابیات بستر پندارشناختی دوگانه گرایی دارند. نمونه را در بیت «به می‌سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید/ که سالک بی‌خبر نبود ز راه رسم منزل‌ها» مشاهده کنید، از سویی می‌ و از دیگر سوی سجاده را مطرح کرده است، پیر مغان اندرز می‌دهد که چه می‌بایدت کرد، اگر گفت؛ سجاده را به می‌رنگین کن، بپذیر، زیرا سالک از راه منزل‌ها بیش از تو آگاه است. سالک کنایه‌ای از پیر مغان است. درست است که سالک به معنی رهرو راز است، اما گاه در معنای پیر به کار رفته است و یا در بیت «در حیرتم که باده فروش از کجا شنید/ ما باده زیر خرقه نه امروز می‌کشیم» این سخن از آنجاست که رهروی راز هرگز پایان نمی‌یابد مگر در آن رده‌بندی که برای آموزه‌های نهان‌گرایانه بدان نیاز است و همان سان که خواجه خود گفته است، «راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست/آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست» و یا این بیت، «یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست/ وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود».
انتهای پیام
captcha