اگر همه افراد جامعه نسبت به اتفاقات و رویدادهای اطراف خود حساس باشند و احساس مسئولیت کنند، قطعاً امنیت مطلوبتری را میتوان در آن جامعه برقرار کرد. 
وجود امنیت و از آن مهمتر احساس امنیت در جامعه، به علل و عوامل زیادی بستگی دارد و نمیتوان تنها از یک زاویه به این مقوله مهم نگاه کرد. وقتی امنیت پایدار و توسعه یافتهای در یک جامعه شکل میگیرد، بدون شک همه عوامل ایجادکننده این امنیت بهخوبی و درستی وظایف خود را انجام دادهاند تا به این نقطه مطلوب رسیده باشد.
تک تک افراد جامعه از جمله مسئولان نهادها و دستگاههای مختلف میتوانند در ایجاد امنیت نقش مهم و مؤثری داشته باشند، هر چند که در حال حاضر وظیفه اصلی تأمین امنیت داخلی کشور بر عهده نیروی انتظامی است ولی همه خوب میدانیم که تا همه عوامل دست به دست هم ندهند، امنیت مطلوب حاصل نخواهد شد.
با وجود همه فداکاریها و ایثارگریهای شبانهروزی مأموران نیروی انتظامی برای حفظ و ارتقای امنیت، تا زمانی که این اقدامات با همراهی و همکاری مردم همراه نشود، قطعاً بیاثر و یا حداقل کماثر خواهد بود. به عبارتی دیگر، «اجتماعیسازی» افراد جامعه در حفظ و ارتقای امنیت مقولهای بسیار مهم است که باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد و در شرایط کنونی و با پیشرفت همه جانبه در زمینههای مختلف، باید به سوی اجتماعیسازی افراد جامعه پیش رفت تا شاهد مثمر ثمر واقع شدن اقدامات ناجا در راستای حفظ و ارتقاء امنیت جامعه باشیم.
تجربه نشان داده است که هر گاه اقدامات دشمنان و معاندان بر علیه ناجا با همراهی و تأیید مردم همراه نشده است، بیاثر مانده و زمانی که مردم با اقدامات و عملکرد نیروی انتظامی همراه و همسو شدهاند، اثرات بسیار مطلوبی از خود به جای گذاشته است.
در حالی که در کشورهای غربی از جمله آمریکا، همانگونه که در رسانهها میبینیم پلیس با برخوردهای بسیار شدید و خشن با افراد اقدامات خود را انجام میدهد، پلیس ایران اسلامی با «اقتدار توام با مهربانی و رأفت اسلامی» رفتار میکند و در راه امنیت مردم حتی از شیرینترین سرمایه زندگی یعنی جان خود نیز میگذرد.
در کجای دنیا سراغ دارید که پلیس آن کشور با کمترین امکانات و بدون هیچگونه چشمداشتی، در عرصههای مختلف همواره آماده به کار باشد و در راه ارتقای امنیت مردم شب و روز نشناسد؟ در کجای این زمین پهناور سراغ دارید که فرمانده پلیس، شخصاً وارد یک موضوع گروگانگیری شده و در حالی که قانون نیز به او و نیروهایش اجازه شلیک به سوی فرد گروگانگیر را داده باشد، ساعتها بهصورت تلفنی و حتی رو در رو با یک فرد قاتل متواری سخن بگوید و بدون کوچکترین آسیبی او را وادار به تسلیم و فرد گروگان گرفته شده را آزاد کند؟
این اقدام سردار رهام بخش حبیبی، فرمانده انتظامی استان فارس در جریان یک گروگانگیری در شهر شیراز، در واقع اقتدار توأم با رأفت و مهربانی پلیس را در عمل نشان میدهد تا جایی که تحسین همه آحاد جامعه را در پی داشته و حتی متهم دستگیر شده نیز به تمجید از این اقدام فرمانده میپردازد.
در حوادث و رویدادهای مختلف کشور از جمله بلایای طبیعی و ... کارکنان نیروی انتظامی پیشاپیش همه دست یاری مردم را میگیرد و به کمک افراد آسیبدیده و بیبضاعت میشتابد.
همه این موارد و صدها و شاید هزاران مورد دیگر را که کنار هم قرار دهیم، میبینیم که پلیس جمهوری اسلامی ایران در راه اجتماعیسازی افراد جامعه و همچنین مردمداری و کسب رضایت مردم، قدمهایی مؤثر برداشته است هر چند که برای رسیدن به حد مطلوب هنوز راهی طولانی در پیش است و واقعیت امر این است که این موضوع باید بیش از پیش و بهصورت کارشناسی شده مورد توجه قرار گیرد.
بدون شک، اقدامات این چنینی از سوی مأموران نیروی انتظامی باعث افزایش اعتماد مردم به پلیس شده و نتیجه آن عدم مقابله با پلیس در جامعه میشود.
در نتیجه این اقدامات، اعتماد مردم نسبت به کارکنان ناجا بیش از پیش افزایش خواهد یافت و در این صورت است که میتوان گفت مردم با پلیس همراه و همگام میشوند و در انجام مأموریتهای روزانه، یاریگر و پشتیبانی قوی و محکم برای ناجا خواهند بود. از سویی دیگر افراد جامعه نیز باید قانون را خوب شناخته و طبق آن در جامعه رفتار کنند تا هم حس قانونمداری آنان افزایش یافته هم پلیس بتواند به راحتی با قانون شکنان برخورد داشته باشد.
در نتیجه اینکه «اجتماعیسازی» افراد جامعه بهصورت قطع و یقین حمایتهای آنان از پلیس در هنگام اجرای دستورات قانونی را در پی خواهد داشت و در این مسیر، حفظ و ارتقای امنیت جامعه که از وظایف اصلی و ذاتی جامعه است، بهخوبی و با همراهی و هماهنگی مردم تحقق خواهد یافت.
مسلم احمدی، خبرنگار پلیس فارس
انتهای پیام