کد خبر: 3947188
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۴
حجت‌الاسلام مهاجرنیا:
استاد حوزه علمیه گفت: در قانون اساسی، هفت شاخصه برای ولی فقیه در نظر گرفته شده که برای تصدی این جایگاه باید از آنها برخوردار باشد، در غیر این صورت، تصدی این جایگاه بر او حرام است؛ این صلاحیت به صورت سلسله‌مراتب در رده‌های دیگری مانند ریاست جمهوری، مجلس و حتی مدیران لازم است.
یبه گزارش ایکنا؛ حجت‌الاسلام والمسلمین محسن مهاجرنیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، سه‌شنبه، 23 دی‌ماه در نشست علمی «بنیادها و آرمان‌های انقلاب اسلامی» در مؤسسه طلوع مهر، با بیان اینکه اولین شعار انقلاب اسلامی آشنایی با مقوله ولایت بود، گفت: عدل علوی همیشه در دل مردم ایران جا داشت و همه آن را قبول داشتند، اما هیچگاه برای مردم این سؤال پیش نمی‌آمد که چگونه عدل علوی با حاکمیت شاهان مستبد و غربزده سازگاری دارد؟ دلیل این مسئله این بود که ما ولایت اعتقادی داشتیم، اما ولایت سیاسی ما ضعیف بود.
 
وی با بیان اینکه ولایت الهی به معنای این است که خداوند حاکم بلامنازع و مطلق بر جهان است و هر انسان مؤمن به این ولایت باید همه برنامه‌های زندگی خود را از او بگیرد، افزود: این ولایت در دو بخش تکوین و تشریع است؛ ولایت تکوینی خالقیت خدا و حاکمیت او بر همه آفرینش است و  ولایت تشریعی هم قراردادی است که خدا وضع کرده و بشر در عالم ذر به آن پاسخ مثبت داده است؛ البته به حکم اراده، می‌تواند به آن پایبند باشد یا نباشد و نتیجه کار انسان، تابع اراده اوست.

مهاجرنیا با تصحیح یک اشتباه که معمولاً از تفویض ولایت خدا بر پیامبر سخن گفته می‌شود، اضافه کرد: ولایت الهی قابل تفویض نیست، بلکه انبیاء مجری ولایت خدا هستند، زیرا تفویض به معنای واگذاری کامل چیزی است که چنین چیزی برای خدا ممکن نیست. خداوند پیامبران را کارگزاران دین قرار داد و بعد از خاتم پیامبران، ولایت به ائمه داده شد و ایشان مجری آن شدند.
 
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه ولایت امام علی(ع) مورد اتفاق شیعه و سنی است، گرچه آنچه عینیت یافت چیزی دیگری بود، تصریح کرد: خداوند در امتداد ولایت 12 امام و برای دوره غیبت، کارگزار طبقه سوم؛ یعنی فقیه جامع الشرایط را هم قرار داد؛ ما اگر مراحل دوگانه را قبل از انقلاب می‌دانستیم و به ولایت خدا و پیامبران و ائمه(ع) معتقد بودیم، اما بعد از انقلاب، این مبنا به مرحله تحقق رسید؛ انقلاب اسلامی قبل از آنکه رخ دهد، مبانی خود را تعریف کرد و گفت ما تحت ولایتی هستیم که از خدا منتقل شده و به ولایت فقیه رسیده است و تبدیل به قانون هم شد.

مهاجرنیا بیان کرد: کار دیگر انقلاب، تعریف و تبیین شاخصه‌های ولایت است؛ یعنی جامعه‌ای اگر بخواهد تحت ولایت الهی قرار بگیرد، باید چند ویژگی داشته باشد؛ اول اینکه خاستگاه نظام باید به خداوند منتهی شود؛ مشروعیت نظام ولایی نبوی، علوی و ولایت فقیه باید به خدا برسد و این خصایص در هیچ بخشی قطع نشود. بنابراین در رأس نظام ولایی، شخص ولایت فقیه و در مرتب پایین‌تر، همه کارگزاران باید شایستگی لازم برای اعمال این ولایت را داشته باشند.
 

صلاحیت، شرط پذیرش مسئولیت در نظام ولایی است

 
وی افزود: به همین دلیل، در قانون اساسی، هفت شاخصه برای ولی فقیه در نظر گرفته شده که با داشتن آن می‌تواند در این جایگاه بنشیند و اگر آنها را نداشته باشد، خود به خود از صلاحیت می‌افتد و تصدی این جایگاه بر او حرام است؛ این صلاحیت به صورت سلسله مراتب در رده‌های دیگر مانند ریاست جمهوری و مجلس و حتی مدیران لازم است.
 
استاد حوزه گفت: در روایات بیان شده که اگر برای تصدی یک جایگاه، دو نفر وجود دارند، اگر یکی ببیند دیگری از او شایسته‌تر است، حرام است این مسئولیت را بپذیرد. نسل اول انقلاب واقعاً به این موضوع پایبند بودند و وقتی دو نفر برای پستی در نظر گرفته می‌شدند، آن کسی که تعهد و تخصص‌ کمتر داشت، خودش وارد عرصه نمی‌شد، اما متأسفانه از این رویه عدول کرده‌ایم و مباحث، سیاسی شده و بر سر گرفتن پست دعوا و درگیری و جنجال می‌شود و حتی از پیش برای رأی دادن به یک‌نفر که معلوم نیست شایستگی دارد یا ندارد تعیین تکلیف می‌کنیم.
 
وی با اشاره به شاخصه دیگر نظام ولایی که انقلاب به ما آموخت، اظهار کرد: نظام ولایی نظامی است که بین والی و مردم محبت و عطوفت و همراهی و پیوستگی وجود دارد؛ حاکمیت از مردم جدا نیست و مردم و ولی قابل تفکیک نیستند. چنین قرائتی در قالب مردم‌سالاری دینی تعبیر شده است؛ یعنی مردم مسلمانی که دین دارند، این نظام را براساس ولایت الهی انتخاب کرده‌اند؛ بنابراین اگر روزی برسد که مردم یک مسیر و مسئولان مسیر دیگری بروند و از لحاظ اقتصادی و سیاسی و ... دوگانگی ایجاد شود، روز انحراف از نظام ولایی و ارزش‌های الهی است.

وی افزود: در نظام ولایی ما به لحاظ اعتقاد، بینش و دانش، از همه وجود به خدا عشق می‌ورزیم و ولایت الهی را پذیرفته و آن را تا سلسله مراتب پایین یعنی ولایت فقیه قبول داریم؛ لذا اساس این نظام بر محبت استوار است و دوگانگی در آن معنا ندارد؛ البته پذیرش نظام ولایی مانند نماز، تعبدی نیست که جایی برای تعقل باقی نماند یا مانند روزه نیست که فقط در ماه رمضان باید روزه واجب گرفت. در امور تعبدی، اگر تعقل هم نکنیم، سرزنشی وجود ندارد؛ مثلاً مناسک حج، تعبد محض است، زیرا این اعمال برای آموزش عبودیت و بندگی است.

در نظام ولایی میان ولی فقیه و مردم تفکیکی وجود ندارد

 

مهاجرنیا بیان کرد: در پذیرش نظام ولایی، حتی در قبول ولایت الهی گفته شده تعقل کنید و بعد آن را بپذیرید، به همین دلیل در اصول دین، تقلید جایز نیست؛ ملت ایران با تعقل و در امتداد پذیرش ولایت الهی و نبوی و علوی، نظام ولایت فقیه را پذیرفتند و به آن رأی دادند؛ امام رأی به جمهوری اسلامی را حق مردم دانستند و مردم آزادانه و با اختیار خود این نظام را پذیرفتند.

استاد حوزه علمیه گفت: انقلاب عقلانیت مردم را مورد خطاب قرار داد تا مسیر دشوار آن را با معرفت سپری کنند. البته برخی می‌گویند ما آن وقت نمی‌دانستیم که بحث چیست و قرار است چه مشکلاتی برای انقلاب پیش بیاید و به همین دلیل، به جمهوری اسلامی رأی دادیم و اگر امروز بود، به آن رأی نمی‌دادیم، اما این سخن در حالی است که مباحث سیاسی اوایل انقلاب بسیار عمیق‌تر و شدیدتر از امروز بود. هر کسی آزادانه نظر خود را می‌داد و عناوین مختلفی هم برای نظام انتخاب شد، اما امام با نظامی موافقت کردند که ترکیب جمهوری اسلامی بود و مردم هم به خاطر اعتماد به امام به آن رأی دادند.

وی افزود: انقلاب به ما آموخت که ظلم‌ستیزی را در کنار عدالت و محبت‌خواهی داشته باشیم؛ انقلاب به ما یاد داد که بینش و اعتقاد و علم و عمل صالح باید در کنار هم باشند. البته این مسیر دست نخورده و سالم باقی نماند و برخی جریانات سیاسی این مسیر را تضعیف کردند و در مسیر مقابل، ولی فقیه حرکت کردند و گرفتاری‌هایی برای جامعه ایجاد شد، اما باید به آینده انقلاب با رفع مشکلات و دوگانگی‌ها امیدوار باشیم.
انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: