کد خبر: 4357523
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۵۶
مروری بر کتاب «اندیشه سیاسی - تربیتی علوی در نامه‌های نهج‌البلاغه»/ 4

معجزه اخلاق اسلامی در برابر دوست و دشمن

معجزه اخلاق اسلامی در برابر دوست و دشمن در کتاب «اندیشه سیاسی - تربیتی علوی در نامه‌های نهج‌البلاغه» نوشته آیت‌الله احمد بهشتی چنین آمده است: اگر قرآن معجزه اول اسلام و پیام‌آور صاحب نام آن است، اخلاق معجزه دوم اوست. این معجزه ثانوی گستره‌ای وسیع عریض و طویل دارد. اخلاق اسلامی تنها در برابر دوستان متجلی نمی‌شود، بلکه شامل دشمنان هم می‌شود.

تجلی اخلاق اسلامی در برابر دوست و دشمنبه گزارش ایکنا؛ کتاب «اندیشه سیاسی - تربیتی علوی در نامه‌های نهج‌البلاغه» نوشته آیت‌الله احمد بهشتی، طی سال ۱۳۸۸ در ۹ جلد و به همت بوستان کتاب منتشر شده است. بخش چهارم این نوشتار را در ادامه می‌خوانیم.

در بخشی از نامه که سیدرضی در نهج‌البلاغه آورده است، به ابن‌عباس توصیه می‌شود که با بنی‌تمیم نیز که بخشی از مردم بصره‌ هستند به ملاطفت و مدارا رفتار کند. می‌توان گفت اگر قرآن معجزه اول اسلام و پیام‌آور صاحب نام آن است، اخلاق معجزه دوم اوست. این معجزه ثانوی گستره‌ای وسیع عریض و طویل دارد. اخلاق اسلامی تنها در برابر دوستان متجلی نمی‌شود، بلکه شامل دشمنان هم می‌شود. نه تنها آنان که رهبر را یاری کرده‌اند باید از اخلاق نیک وی برخوردار شوند بلکه متخلفان نیز باید تحت تأثیر اخلاق نیک رهبر از خلاف و شقاق به یگانگی و وفاق آورده شوند. 
 
اخلاق اسلامی باید چهره زیبای خود را در میدان جنگ، قلمرو دشمنان در برابر اسیران و زندانیان، محکمه، بازار، سیاست، ارتش، مدرسه، دانشگاه، خانواده، فلاحت و صنعت نشان دهد. به همین جهت است که آن سفیر آسمانی و آن رهبر جاودانی خود را چنین معرفی کرد که برای تتمیم و تکمیل مکارم اخلاق آمده و می‌خواهد اخلاق را از دامنه به قله و از زمین به آسمان برد و انسان را همتای فرشتگان، بلکه برتر از آنان قرار دهد. بی‌دلیل نیست که مردم مکه را در روز فتح بعد از آن همه سرسری و کج روی مشمول عفو عمومی قرار می‌دهد و از آن پس با آنان هم چون دیگر برادران و خواهران مسلمان رفتار می‌کند تو گویی هیچ لکه سیاهی در پرونده آنها ثبت نشده و هیچ سابقه سوئی در هیچ خاطره‌ای از آنها وجود ندارد.
 
تنها علی(ع) بود که به عمق اخلاق اسلامی پی برده و با گستره وسیع آن، آشنایی تام داشت و در حقیقت به همان اخلاق رهبرش متخلق و آراسته بود، به همان شیوه‌ای می‌زیست که معلمش زیسته بود و به همان اوصافی آراسته بود که پیشوا و مقتدایش آراسته بود. از همین رو رفتارش با مردم بصره عيناً با رفتار پیامبر خدا محمد مصطفی(ص) با مردم مکه منطبق بود. 
 
اگر مردم مکه شرک در عبادت داشتند. مردم بصره شرک در اطاعت داشتند. اگر مردم مکه در حکومت عدل نبوی خلل ایجاد می‌کردند و چوب لای چرخ می‌نهادند؛ مردم بصره می‌خواستند سدی محکم در برابر حکومت عدل علوی که ادامه همان حکومت عدل نبوی بود - فراهم آورند. تنها فرق مردم مکه با مردم بصره، این بود که آنها مقاومت نکردند و بدون جنگ و خونریزی تسلیم شدند؛ ولی اینها با پشت سر نهادن هزاران کشته تسلیم شدند و اخلاق زیبا و ملاطفت بی‌همتای علوی به آنان آرامش بخشید. آنها را بنی تمیم که مورد تعرض ابن‌عباس واقع شده و خشونت اخلاقی حاکم وحشت زده کرده بود، بر دیگر مردم بصره امتیازهایی داشتند و آن اینکه: اولا در میان آنها شخصیت‌هایی ظهور کرده بودند که حاکی از استعداد و لیاقت و شایستگی آنان بود. ثانیاً از خویشاوندان و ارحام بنی‌هاشم بودند و جا داشت که ابن‌عباس به این دو ویژگی بنی‌تمیم توجه می‌کرد و با آنها به گونه‌ای رفتار می‌کرد که در مدرسه اخلاقی علوی نمره‌ای عالی می‌گرفت و در پرونده سیاسی او به عنوان سند افتخار ثبت و ضبط می‌شد.
 
متأسفانه گزارش‌هایی که چشم‌های بیدار و شخصیت‌های گرفتار بنی‌تمیم، به آن امام همام داده‌اند، موجب تکدر و رنجش خاطر خطير الگو و مقتدای پرهیزگاران شده است. به همین جهت پس از اشاره‌ای به گزارش‌های رسیده، موقعیت بنی‌تمیم را گوش زد کرد و انتظار خود را از حاکم بصره به اطلاع وی رسانید.
 
سخن از سوابق درخشان بنی‌تمیم گفتن به معنای شخصیت بخشیدن به آنهاست تا مبادا دچار عقده یا احساس حقارت شوند و از کاروان تلاش در راه خدمت به اسلام ناب و ولایت علوی باز بمانند و سخن از خویشاوندی آنان به میان آوردن به معنای تحریک عواطف آنهاست تا بدانند که هرگونه خطایی در نظر پاک مولا قابل اغماض است و زمینه‌های جذب، چندان قوی است که راهی برای دفع نیست.
انتهای پیام
خبرنگار:
محمد سجاد محمدیان
captcha