
به گزارش خبرنگار ایکنا، پنل «اخلاق و معنویت» امروز چهارشنبه 15 بهمنماه در حاشیه دومین همایش بینالمللی «گام دوم انقلاب اسلامی با موضوع مکتب شهید سلیمانی؛ الگوی تربیت مدیران جهادی تمدن ساز» برگزار شد.
بخشعلی قنبری، دانشیار ادیان و عرفان دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز، در این پنل اظهار کرد: محور بحث بنده، شهید سلیمانی در تراز نهجالبلاغه است. ابتدا لازم به ذکر است که چهل و دو سال از انقلاب اسلامی ما گذشته، ولی ما هنوز با جامعهای که در تمام وجود با نهجالبلاغه آشنا باشد، فاصله داریم و انشاءالله این فاصله هر روز کمتر شود. چون تقریباً یکسال از شهادت سردار سلیمانی میگذرد، هنوز ادبیات لازم به وجود نیامده است و واقعاً با زحمت میتوان در این زمینه مطلب نوشت. در واقع مطلب مکتوب بسیار کم است و نبود پیشینه تحقیق به یکی از مشکلات پژوهش در این حوزه تبدیل شده است.
وی ادامه داد: البته طبیعی است که این کارها باید از جایی شروع شود و شاید اگر بخواهیم پنج سال بعد درباره شهید سلیمانی به انجام تحقیقات علمی بپردازیم، مسلماً یافتههای ما بیشتر از شرایط کنونی خواهد بود. بنده بنا دارم با روش توصیفی و تحلیلی و در صورت لزوم، معناشناسی به شهید سلیمانی بپردازم. در حقیقت ما نتوانستهایم به طور کامل از منظر معناشناسی به این موضوع بپردازیم وگرنه موضوعی دارای اهمیت است و خود بنده در این زمینه کتاب نوشتهام.
قنبری افزود: واقعیت این است در نهجالبلاغه، جهاد به عنوان یکی از مقامات اجتماعی عرفانی مطرح شده است و خود بنده موضوع عدالت به مثابه مقام عرفانی در نهج البلاغه را بررسی و مقاله آن را نیز چاپ کردهام. باید دانست در عرفان نهج البلاغه اگر زمان جهاد فرا رسد و کسی از میدان جهاد غایب باشد، عارف شمرده نمیشود. در خطبه 27 نهج البلاغه به این موضوع اشاره شده است. حضرت علی(ع) میگوید مالک اشتر همانند کوه تک افتاده است و نمیتوان با بقیه مقایسه کرد و شگفت اینجاست وقتی صحبتهای شهید سلیمانی را گوش میدادم اتفاقاً یکی از مجاهدانی که شهید سلیمانی، بیشتر به وی توجه دارد، همین مالک اشتر است.
دانشیار ادیان و عرفان دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز تأکید کرد: بنابراین میخواهم مقوله مجاهدِ تراز را از نهجالبلاغه استخراج و رفتارهای شهید سلیمانی را با آن بسنجم، برای اینکه ببینیم آیا آن ویژگیهایی که حضرت علی(ع) برای یک مجاهد تراز مطرح میکند در شهید بزرگوار ما جمع هستند یا خیر؟ طبیعی است در درجه اول مصداق بارز این مجاهد خود امیرالمؤمنین(ع) است و البته برخی از ویژگیها مختص خود ایشان است و طبیعتاً در دیگران نیست، لذا ادعای من این نیست که شهید سلیمانی را اینقدر بالا ببریم که وقتی جوان و رزمنده امروز به وی نگاه کند، بگوید او کجا و من کجا؟ واقعیت این است که اینها هم آدم هستند و قرار است از زمین به آسمان بروند، نه اینکه از آسمان به زمین بیایند. شهید سلیمانی هم یک انسان است و ما میخواهیم با این سنجش بگوییم که این راه باز است و بقیه نیز میتوانند به چنین مقامی دست پیدا کنند.
وی ادامه داد: همین الان هم سرداران بزرگی همانند شهید سلیمانی داریم. اگر به بیانات ایشان دقت کنید، متوجه میشوید که خود ایشان چه تعریف و تمجیدهایی از سردار قاآنی دارند. نکته دیگری که باید دانست این است که مالک اشتر در مقطعی از زمان از موقیعت مناسب برای بروز شخصیت خود برخوردار نبود، ولی از قضا به یمن رهبریهای داهیانه مقام معظم رهبری، این موقعیت برای سردار شهید سلیمانی فراهم بود و به همین دلیل سردار فراگیر میشود.
دانشیار ادیان و عرفان دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز تصریح کرد: بنده براساس روابط چهارگانه، ویژگیهای مجاهد تراز را در نهج البلاغه استخراج و سردار سلیمانی را با آن سنجیدهام. در نهج البلاغه، مجاهدان درجاتی دارند و همگی یکسان نیستند. در جایی از نهج البلاغه گفته شده در یکی از درجات کسانی هستند که امر به معروف میکنند، در مرحله دوم افرادی هستند که نهی از منکر و در مرحله سوم، افراد مقاومت صادقانه در نبرد و در نهایت برخی کسانی هستند که مجاهدان جامعاند. این جهاد جامع در رفتار و سیره عملی شهید سلیمانی نمود پیدا کرده و وقتی به خوبی دقت کنیم به این نتیجه میرسیم که سردار شهید سلیمانی در میدان نبرد کار خود را انجام میدهد، اما به بقیه ابعاد جهاد همانند جهاد زبانی نیز میپردازد. اگر وی فقط به جهاد نظامی میپرداخت به این توفیقات عظیم دست پیدا نمیکرد.
قنبری گفت: روابط ما انسانها شامل رابطه انسان با خدا، با خود، با دیگران و رابطه انسان با طبیعت و عوالم مختلف است. ما این چهار رابطه را در سه ساحت وجودی شامل بینش، گرایش و کنش میتوانیم مطرح کنیم. قریب به 960 زیرعنوان نیز در این زمینه به دست میآید که در اینجا فرصت رسیدگی نیست، بلکه فقط به بیان برخی از کلیات قناعت میکنم. در رابطه با خدا، سردار سلیمانی سالک الی الله است چون وقتی در نهجالبلاغه سلوک الی الله را بررسی میکنیم، این سلوک، زبانی نیست، بلکه راز و نیاز عارف در نهجالبلاغه در بستر جامعه و در میدانهای متعدد است. به وصیت نامه شهید سلیمانی هم که نگاه کنید در جای جای آن عرفان را مشاهده میکنید.
دانشیار ادیان و عرفان دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز ادامه داد: سردار سلیمانی در رابطه با خدا، همواره آماده جهاد است. وی میگوید سنم به بیست سال نرسیده بود که آرزوی شهادت میکردم. وی در عرصههای مختلف جهاد حضور داشته و به خدا سرسپردگی دارد. استناد به ادعیه از دیگر ویژگیهای عارف در نهج البلاغه است که در سردار سیره عملی شهید سلیمانی نیز به خوبی قابل مشاهده است.
وی گفت: به عنوان نتیجه بحث باید بگویم در روابط چهار گانه، سردار شهید سلیمانی، بخش عظیمی از آنچه که به عنوان ویژگیای مجاهد تراز نهج البلاغه در نظر گرفته را در خود محقق کرده است. وی در رابطه با خدا، دل خود را به خدا سپرده است و به وی احاله کرده است. در رابطه با خود نیز هرگز از خود غافل نبود. سلوک سردار بیبدیل ما در رابطه با دیگران اینقدر زبانزد است که نیاز به گفتن ندارد. اتفاقاً سردار سلیمانی، همه اینها را از امیرالمؤمنین و مجاهد ویژه حضرت امیر یعنی مالک اشتر آموخته است. مردم داری این بزرگواران نیز یگانه است.
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد رودگر، عضو هیئت علمی گروه عرفان پژوهشکده حکمت و دینپژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، نیز در این پنل اظهار کرد: معتقدم اگر بخواهیم سیر شهید سلیمانی را با اسفار اربعه تطبیق بدهیم، وی واجد «سیر من الخلق الی الحق باالحق» است. سردار سلیمانی در عمل و عینیت حیات طیبه خودش در این مرحله نقشآفرین بوده و در واقع وی جلوه حق را میبینید. در این مرحله میتوانیم ببینیم که او در مؤلفههای عرفان اجتماعی به سرآمد تبدیل شده است.
وی با بیان اینکه شخصیتهایی مانند وی تاکنون تولید نشده است، ادامه داد: یکی از مهمترین مؤلفهها در مکتب عرفانی شهید سلیمانی توحیدگرایی است. مهمترین مبحث حاکم بر گفتمان اجتماعی سردار سلیمانی، توحیدگرایی است. او همه چیز را به نام خدا، برای خدا و به یاد خدا در متن زندگی خود محقق کرده است و در مکتب وی همه چیز به سمت توحید الهی سوق و سیر پیدا میکرد.
حجتالاسلام رودگر تصریح کرد: انگیزه او که از حضرت امام(ره) یاد گرفت، قیام در راه خدا بود. هر کاری میکرد، حتی اگر حرفی میزد، سکوت میکرد، فریاد میکشید، میجنگید یا فعالیت دیپلماتیک داشت، در راستای توحیدگرایی وی بود. ویژگی دیگر ولایتگرایی است. همه میدانیم و خواندهایم و شنیدهایم و در مکتوبات شهید سلیمانی دیدهایم که گفتند: «ولایت فقیه در امتداد اصل امامت است و با اتصال به ولایت فقیه میتوان به امامت و ولایت متصل شد و از آن رهگذر سیر استکمال وجودی داشت».
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یادآور شد: علامه حسنزاده میگوید عرفان بدون ولایت عرفان نیست. اطلاقی که ایشان نسبت به اصل ولایت فقیه داشتند، اطلاعت بیچون و چرا بود. مؤلفههای دیگر در عرفان اجتماعی وی جامعهگرایی، سیاستگرایی، خدمت به مردم، شهامت و شجاعت و مدیریت جهادی، انقلابی و حماسی وجود دارد. همه اینها را در متن زندگی سردار سلیمانی دیدهایم.
حجتالاسلام رودگر در پایان سخنان خود گفت: همه این موارد در عرفان اسلامی و اهلبیتی وجود دارد. سردار سلیمانی آن عرفان پردهنشین را شاهد بازاری کرد. البته بنده معتقدم سردار سلیمانی نقطه عطفی است و بزرگان اهل معرفت ما بر این نکته صحه گذاشتهاند و تربیت یافته مکتب عرفانی و معنوی امامین انقلاب نیز بوده است. وی حرفی غیر از خدا نداشت و خوف خدا همیشه در دل ایشان بود.
انتهای پیام