کد خبر: 3957264
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۲:۱۸
مجتبی زارعی با بیان اینکه جهانی‌شدن به سبک آمریکایی در آی‌سی‌یو قرار گرفته، گفت: با اینکه این همه تبلیغ شد، اما چرا در اوج جهانی‌شدن محلی‌شدن دارد رخ می‌دهد؟ هابرماس می‌گوید این چه اتحادیه اروپایی است که به درد مردمان ایتالیا نخورده است؟ به نظر می‌رسد که باید مسیر بهزیستی و راه فطرت برای بشر باز شود.

به گزارش ایکنا؛ همایش ملی «بحران کرونا و چالش‌های فلسفه‌ سیاسی اجتماعی غرب»، سه‌شنبه، ۱۲ اسفندماه، به صورت مجازی و به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. مجتبی زارعی، رئیس بسیج اساتید در این همایش بیان کرد: آوردگاه نظری کرونا، خداانگاری علم را مورد چالش قرار داده است و البته مراد ما از علم، ساینس است و نه مطلق دانش. علمی که می‌خواست کارافزا باشد، اُبهت خود را از دست داد و خیلی با هیمنه و با شدت اعلام می‌کردند که دوران ربانی و الهیاتی و فلسفه گذشت و دوران علم فرارسیده است، اما علم آن‌طور که باید، کارافزا باشد، به کار نیامد. نه‌اینکه نباید به علم توجه کنیم، بلکه علم به آن اندازه که گفته می‌شد، کارآمد نبود. حتی در مواجهه نخست با کرونا، برخی از فلاسفه در ایران که شارح مکتب پوزیتیویسم بودند، گفتند که خدا به هر دردی نمی‌خورد و فقط به درد پرستش می‌خورد.

زارعی گفت: در ماه‌های اول تصور می‌کردند کرونا آمده ما را زمین بزند، اما گویا این ویروس دموکرات است. همچنین می‌گفتند فقط باید امور رمزی را به دین ارائه کنیم، اما اینطور نشد. بعد از انقلاب اسلامی ایران، «گیدنز» جامعه‌شناسان بزرگ را خطاب قرار داد و گفت چرا مسیر سکولاریزم آن‌طور که شما فکر می‌کردید، پیش نرفت؟ شاید چالش دوم پس از این اظهار نظر به چالش کشیده شدن سکولاریزم در این مقطع از تاریخ است، لذا الهیات باید به صحنه بیاید و علم نیاز به الهیات دارد.

وی افزود: نکته دیگر، توسعه خطی است که بنا بود همه از یک مسیر بگذرند، اما گویا اینجا نیز یک چیز دیگری به وجود آمده است. برخی‌ها جدایی علم و دین را مطرح می‌کردند، اما این‌چنین نشد و همه این مسیر را نرفتند و گذار جدیدی پیش آمد و علم، گویی از غرب به شرق نقل مکان کرد و با اینکه غربی‌ها برای پی‌ریزی تمدن به شرقی‌ها نیاز بنیادین داشتند، اما یکبار دیگر این مسیر برگشت. از طرف دیگر، بشر نیز به وضع طبیعی گذشته خود بازگشت و با یک ویروس، دوباره بشر برای تامین کرامت خودش، دست به مسلسل برد. آقای داوری‌اردکانی گفتند انسان غربی متحیر در تاریخ تجدد و تاریخ تکنولوژی است و این زمان را مشکل دارد که در کرونا روشن شد.

زارعی بیان کرد: کانونی‌ترین نقطه فلسفه سیاسی غرب، انسان است و بنا بود همه ویژگی‌های وجودی‌اش انسان باشد، اما به ناگاه فردگرایی تبدیل به خودمحوری شد و خودمحوری بروز و جلوه یافت و این فاعل شناسا، در اینجا نیز مود پرسش واقع شد. آنها که پایان تاریخ را اعلام کرده بودند هم دیدند نمی‌شود، پایان تاریخ را اعلام کرد. همچنین این افراد آیا حاضرند از موفقیت شرقیان و کشورهای کوچک سخن بگویند؟ خیر. برخی از فلاسفه که اخلاق سکولار را تعقیب می‌کردند، می‌گفتند اگر آمریکا معیار نباشد، کشورهای اسکاندیناوی ملاک است، اما در آنجا نیز شاهد ماسک‌دزدی و ... بودیم.

وی تصریح کرد: محور دیگر محل تأمل، برساخته‌ای به نام شرق بود. برخی از خلق شرقی و ایرانی بحث می‌کردند. ای کاش آقایانی که در کمک مومنانه در نهادهای مدنی ایران کار می‌کردند، شرایطی برایشان پیش می‌آمد که اتفاقات پیش‌آمده را گزارش می‌دادند. چراکه غربی‌ها، انسان ایرانی را مملو از غریزه و عصبانیت و همچنین هیجان، کینه، حسد و نزاع برای تلافی‌کردن بدی‌ها می‌دانستند و اینچنین تبلیغ کردند. حال آنکه برخی از جوان‌های دانشجو، اخیراً به فردی که مبتلا به ویروس انگلیسی شده بود، خدماتی ارائه دادند، بدون اینکه خانواده آن بیمار دست به کاری بزند. اما چرا وضع غرب روز به روز بدتر شده است؟ بنا بود تلفات ما 1000 نفر باشد، اما اکنون تلفات آمریکا 4000 کشته است. محور دیگری که باید روی آن اندیشید، جهانی‌شدن به سبک آمریکایی است که در آی‌سی‌یو قرار گرفته است. با اینکه این همه تبلیغ شد، اما چرا در اوج جهانی‌شدن، محلی‌شدن دارد رخ می‌دهد؟ هابرماس می‌گوید این چه اتحادیه اروپایی است که به درد مردمان ایتالیا نخورده است؟

زارعی گفت: به نظر می‌رسد که باید مسیر بهزیستی و راه فطرت برای بشر باز شود. آیت‌الله جوادی‌آملی می‌گویند افق فناوری‌های زیستی در حیطه شناخت انسان به کار بشر نمی‌آید. کرونا نشان داده انسان باید به جایی پناهنده شود، البته نه آن‌طور که پوزیتیویست‌ها می‌گویند، بلکه برای برنامه‌ریزی و توسعه که این موضوع نیز مهم است و باید برای بهزیستی و آداب آشامیدن و خوردن فکر کرد. همچنین برخی از روشنفکران، کاستی‌های ما را می‌بینند، اما نمی‌گویند که جهش‌یافتگی اعم از آزمایشگاهی و یا گسترش این بحران از کجا پدید آمد که علتش بهزیست نبودن انسان بود.

همچنین حسینعلی قبادی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نیز در این همایش بیان کرد: خدای را شاکریم در سالی که از سوی مقام معظم رهبری، سال جهش تولید نامگذاری شده، پژوهشگاه، به لطف الهی موفق شد، با تقویت رویکرد کاربردی و خروجی‌محور و محصول‌مدار، تعداد طرح‌های تقاضا محور را قریب به هفتاد پروژه و طرح‌ با نزدیک به بیست میلیارد ریال اعتبار برساند. اکنون بسیج استادان پژوهشگاه هم با ایمان به اثربخشی علوم انسانی در ابعاد گوناگون اجتماعی- فرهنگی به این اقدام شایسته دست یازیده است که مقوّم رویکرد کاربردی در برنامه توسعه راهبردی پژوهشگاه به شمار می‌آید.

وی افزود: بحمدالله مجموعاً پژوهشگاه از حیث افق‌گشایی توانایی علوم انسانی در تخفیف آلام اجتماعی ناشی از کرونا تاکنون چهار جلد کتاب بیش از صد مقاله و ده‌ها پویش اجتماعی در فضای مجازی و بیش از پنج پنل تخصصی حول محور کرونا برگزار کرده است که نشست امروز نیز می‌تواند بر این کارنامه وزین بیفزاید. راهبرد اصلی پژوهشگاه در ورود به مقوله ابعاد اجتماعی- فرهنگی کرونا افزایش امیدآفرینی و ارتقای سطح تاب آوری عمومی ملت شریف ایران در دوران تحریم ظالمانه استکبار جهانی بوده است. در عین حال، پژوهش‌های علوم انسانی نشان می‌دهد: بخش قابل توجهی از منشأ درمان‌های کرونا را باید در داخل جست، در دل فرهنگ مودّت و مدارای اسلامی- ایرانی، همدلی عمومی و مسئله‌شناسی دقیق بومی می‌توان دردها و رنج‌های ناشی از این بلیه فراگیر را کاهش دهد.

قبادی گفت: بازخوردهای نهادهای گوناگون، اعم از حوزه سلامت و دستگاه‌های اجرایی در استقبال از این اقدامات در فضای مجازی و غیره نشان از اثربخشی رویکرد خروجی محوری و محصول‌محوری در پژوهش‌های علوم انسانی پژوهشگاه بوده است. اقدام به راه‌اندازی پرتال ویژه ابعاد علوم انسانی و اجتماعی در پژوهشگاه به مثابه نهاینه‌سازی و رسیدن به مرجعیت در این حوزه است.

در عین حال بررسی‌ها نشان می‌دهد کرونا به کشف نارسایی‌های جدید در نظام اندیشگان مسلط در غرب نیز منجر شده است، از جمله: قربانی شدن عملی سلامت عمومی تحت حاکمیت سرمایه‌داری محض، فردگرایی افراطی، خودگرایی و به محاق رفتن جنبه اجتماعی در سلامت عمومی، نابسنده بودن مداخلات علمی-تکنیکی صرف برای تدبیر همه‌گیری ویروس کرونا، آسیب‌پذیر بودن نهادهای بین‌المللی همچون سازمان جهانی بهداشت در مواجهه با هژمونی نظام سلطه سرمایه‌داری، به‌کار گرفته نشدن اصحاب علوم انسانی در طراحی تدابیر مهار همه‌گیری- عدم حضور اصحاب علوم انسانی در اکثر ستادهای کرونا در بیشتر نقاط جهان، کم بهره‌گیری از متفکران علوم انسانی و ظهور دیوان‌سالارانه (بوروکراتیک) و فن‌سالارانه (تکنوکراتیک) بدون توجه به زمینه و زمانه و مؤلفه‌های فرهنگی-اجتماعی – سیاسی و اقتصادی هستند. امید است با انتشار به موقع نتایج این همایش گرانسنگ، گفتمان اثربخش بودن علوم انسانی بیش از پیش تقویت شود.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: