به گزارش ایکنا از یزد، مریم حسینآبادی، استاد حوزه علمیه خواهران استان یزد، امشب، 14 خرداد در جمع طلاب مدرسه علمیه الزهرا(س) یزد، با تسلیت شهادت پرچمدار مکتب تشیع امام جعفر صادق(ع) و رحلت احیاگر تشیع در عصر حاضر حضرت امام خمینی(ره) و گرامیداشت ایام الله 15 خرداد که طلیعه مبارزه و بیداری انقلابی ملت ایران است، اظهار کرد: شخصیت جامع الاطراف امام خمینی(ره) بُعدی دارد که شاید کمتر به آن پرداخته شده و آن بُعد شاعری ایشان است که بسیار جدیتر از صرف یک تفنن عالمانه است.
وی ادامه داد: حضرت امام خمینی(ره) یکی از عرفای معاصر هستند و طبیعتاً مثل عرفای کهن، شعر ظرف بیان اندیشهها و تجربیات عرفانی ایشان و به دور از قافیه اندیشیهای شاعرانه است.
حسینآبادی گفت: سابقه شاعری امام خمینی(ره) به دوران جوانی ایشان بر میگردد اما این بُعد از شخصیت بسیار دیر، به نقلی در اواخر حیات پربار و به نقلی چند روزی بعد از رحلت ایشان با انتشار غزل معروف «من به لب خالت ای دوست گرفتار شدم» به عموم مردم معرفی شد.
این استاد حوزه علمیه خواهران استان یزد افزود: اشعار امام در سبک عراقی و در قالبهای غزل قصیده، رباعی، مسمط، ترکیببند و قطعه سروده شده و مضمون این اشعار غالباً عرفانی است، بویژه اشعاری که مقارن ایام مبارزات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سروده شده است.
وی ادامه داد: تخلص امام که در برخی غزلها آمده، هندی است و این تخلص از دو وجه قابل توجه خواهد بود، یکی اینکه اجداد امام برای تبلیغ دین به هندوستان و کشمیر هجرت کرده و لقب هندی بواسطه همین موضوع به این سلسله سادات و فرزندان و نوادگان ایشان داده شده است.
حسینآبادی اظهار کرد: وجه بعدی آن این است که در شعر عرفانی فارسی هم هند به منزله رمزی برای عالم ملکوت به کار رفته، از جمله در قصه طوطی و بازرگان در مثنوی معنوی، هند رمز عالم ملکوت محسوب میشود، بنابراین حضرت امام با تخلصی که انتخاب کردند توجه جالب و دقیقی هم به لقب اجدادی و هم به عالم ملکوت بودن هند در عرفان دارند.
وی با اشاره به نمونهای از غزل عرفانی امام خمینی(ره) تصریح کرد: امام در غزلی آورده اند: «عشقت اندر دلِ ويرانه ما منزل كرد *** آشنا آمد و بيگانه مرا زين دل كرد؛ لبِ چون غنچه گل، بازكن و فاش بگو *** سرّ آن نقطه كه كار من و دل مشكل كرد؛ یاد روى تو، غم هر دو جهان از دل برد *** صبح امّيد، همه ظلمت شب باطل كرد؛ جان من، گر تو مرا حاصلى از عمر عزيز؟ *** ثمر عمر جز اين نيست كه دل حاصل كرد؛ آشنا گر تويى، از جور رقيبم غم نيست *** روى نيكوى تو هر غم ز دلم، زايل كرد؛ نرود از سر كوى تو چو «هندى» هرگز*** آن مسافر كه در اين وادى جان منزل كرد.»
انتهای پیام