کد خبر: 3979433
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۴۰۰ - ۱۷:۴۷
عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم اسلامی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی به طرح بحث در زمینه کتاب عیون اخبار الرضا(ع) و همچنین وضعیت مولف آن پرداخت و زمینه‌های شکل‌گیری این کتاب را تشریح کرد.

به گزارش ایکنا؛ نشست علمی - تخصصی «عیون اخبار الرضا(ع)؛ زمینه‌ها و ظرفیت‌ها»، شب گذشته، 31 خردادماه با سخنرانی محمود ملکی، عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم اسلامی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی و به همت پژوهشکده قرآن و عترت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد که در ادامه متن آن را می‌خوانید؛

جلسه را با روایتی از امام رضا(ع) آغاز می‌کنم؛ نقل شده که اباصلت می‌گوید از امام رضا(ع) شنیدم که فرمود: خدا رحمت کند بنده‌ای که امر ما را احیا کند. پرسیدم چطور؟ فرمود دانش‌های ما را بیاموزد و به مردم بیاموزاند، همانا اگر مردم زیبایی‌های کلام ما را می‌شنیدند از ما پیروی می‌کردند. البته در باب محاسن کلام و این اصطلاح می‌شود بحث‌هایی را مطرح کرد.

اما مولف کتاب عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق است. در ری مدفون است و اصالتاً قمی. پدر ایشان نیز علی ابن بابویه در قم مدفون است. شیخ صدوق آثار بسیار زیادی دارد. وی به دعای حضرت ولی‌عصر(عج) متولد شده‌اند و این را در کتاب خود نیز آورده‌اند. البته بسیاری از آثار ایشان از بین رفته و برخی از آثار باقی مانده که از جمله آنها من لایحضره الفقیه است که یکی از کتب اربعه شیعه محسوب می‌شود. همچنین کتب دیگری نیز از شیخ صدوق برای ما به‌جا مانده که می‌توان به المقنع یا عیون اخبار الرضا اشاره کرد.

عیون اخبار الرضا، دارای 69 باب است و شیخ در ابتدای کتاب، این ابواب را معرفی می‌کند. در میان قدمای ما که تصنیف داشتند، کمتر کسانی هستند که فهرست کتابشان را در آغاز می‌آوردند، اما این کتاب از موارد استثنایی است و در آغاز عیون، ابواب را آورده است. سپس به انتها می‌رسد که در مورد برکات مضجع شریف امام رضا(ع) است. در این کتاب، هم حدیث امام رضا(ع) وجود دارد و هم گزارش‌هایی در مورد امامت امام رضا(ع) را می‌توان در آن مشاهده کرد. این کتاب در نوع خودش یک کتاب مرجع است.

در میان آثار گذشته؛ یعنی قرون چهار و پنج، اثری که مانده باشد و به یک امام(ع) پرداخته باشد همین کتاب است. البته کتاب‌هایی بوده، اما الآن در دسترس ما نیست و بسیار قابل استفاده است و نمی‌توان از آن گذشت. در این کتاب، نکاتی وجود دارد که در جای دیگر نیست و شیخ صدوق به جهت سفرهایی که کرده به مطالب مهمی دسترسی یافته است. البته این به معنای پذیرش دربست همه روایات این کتاب نیست، بلکه در باب اهمیت آن سخن می‌گوییم.

اما پرسش این است که سبب تألیف این کتاب چیست؟ شیخ صدوق می‌گوید دو قصیده از صاحب ابن عباد، وزیر آل بویه در مدح امام رضا(ع) به دست شیخ صدوق می‌رسد. صاحب ابن عباد در زبان عربی بسیار متبحر است و اکنون هم قبرش در اصفهان است. این قصیده به دست شیخ صدوق می‌رسد که در آن آمده: ای زائر به سمت طوس، آنجا مشهدی پاکیزه و ارضی مقدس است و می‌گوید سلام من را به رضا(ع) برسان و فرود آی در نزد پاک‌ترین خاکی که بهترین مدفون در آنجا است. سپس می‌گوید قسم به خدا که این قسم از کسی صادر می‌شود که در ولای اهل بیت(ع) غرق است. در ادامه نیز شیخ صدوق ذکر می‌کند اینها که به دستم رسید، این کتاب را برای کتابخانه صاحب ابن عباد تصنیف کردم که بسیار هم مهم بوده است. سپس می‌گوید من نزد او چیزی نیافتم که از علوم اهل بیت(ع) باارزش‌تر باشد؛ چون او محبت اهل بیت(ع) را داشت و مستمسک به ولایت اهل بیت(ع) بود و به واجب بودن طاعت اهل بیت(ع) اعتقاد دارد. بنابراین، شیخ می‌گوید این کتاب را برای کتابخانه صاحب ابن عباد نوشتم که کتابخانه مهمی بوده است. بنابراین این نکته در مورد این بود که چرا شیخ این کتاب را تصنیف کرد.

اما اکنون باید به ساختار کتاب بپردازیم. کسانی که می‌خواهند وارد این مباحث شوند، توجه کنند وقتی ساختار را نگاه می‌کنیم تصور می‌کنیم چینش آن باید به نحو دیگری باشد. اما چرا شیخ صدوق این کار را کرده و این چینش را ارائه کرده است؟ در اینجا باید به ابواب کتاب اشاره‌ای داشته باشم. اول کتاب این است که چرا نام امام رضا(ع)، رضا است و سپس به مادر و ولادت امام رضا(ع) و تصریح امام کاظم(ع) به امامت امام رضا(ع) می‌پردازد. سپس به وصیتی می‌رسد که در آن، به امامت امام رضا(ع) اشاره شده است. باب بعدی در مورد ائمه اثنی عشر است. سپس ایشان مواردی را می‌آورد که روایات امام رضا(ع) است و روایات را در ابواب مختلف می‌چیند، اما در باب بیست‌وشش، روایات، بسیار متفرق است. یا باب سی‌ام روایات زیادی دارد که موضوعات گسترده‌ای دارد.

اتفاقاً این سبک در میان قدما هم وجود داشته است. برای نمونه اخبار ابی تمام طائی را می‌توان مثال زد که اوایل قرن چهارم نوشته شده که می‌توان گفت شیخ صدوق از این کتاب و یا کتب امثال آن در چینش متأثر است. این کتاب برای یک شخصی به نام محمد بن یحیی صولی است که 335 از دنیا رفته است؛ یعنی تقریبا 46 سال قبل از شیخ صدوق بوده و ظاهراً شیخ ایشان را ندیده است. اما شیخ در عیون از یکی از کتب صولی استفاده کرده است و مشخص است به کتب او دسترسی داشته است.

برخی از موارد و ابواب از خود زمانه تاثیر پذیرفته است و نیاز زمان شیخ صدوق بوده است. برای نمونه فرقه واقفیه را داشته‌ایم که بر امامت امام کاظم(ع) توقف کردند و این یکی از مشکلات امام رضا(ع) بود و امام(ع) خیلی سخت با اینها برخورد کرد و کسانی که این فرقه را ساختند نیز از وکلای امام کاظم(ع) بودند و برای اینکه وجوه شرعی که در اختیار آنها بود را به امام رضا(ع) ندهند شهادت امام کاظم(ع) را منکر بودند. شیخ صدوق در باب هشتم و دهم به سراغ اینها رفته است. واقفیه پس از شیخ صدوق نیز بوده‌اند. اما ایشان گزارش‌هایی را آورده که امام کاظم(ع) از دنیا رفته است و در باب دهم نیز می‌گوید که چرا اینها قائل به توقف شده‌اند. اینجا برای اینکه امامت امام رضا(ع) را مطرح کند ابتدا باید ثابت کند امام کاظم(ع) به شهادت رسیده‌اند. این یکی از مشکلات جدی بوده است. همچنین شیخ طوسی نیز در الغیبه، اول واقفیه را نقد کرده است و دلیل پرداختن به واقفیه حضور آنها بوده است.

همچنین، شیخ صدوق یک بابی هم در مورد زید بن علی باز کرده است و روایتی در این زمینه آورده است. یک روایت نیز بیشتر از امام رضا(ع) ندارد و البته شش روایت از دیگر اهل بیت(ع) است و می‌گوید چرا از سایر اهل بیت(ع) نیز استفاده کردم و دلیلش این است که اعتقاد ما شیعیان به زید نشان داده شود. بنابراین تلاشی در زمینه نزدیک کردن زیدیه و امامیه را شاهد هستیم. البته زیدیه بیشتر به سمت فقه اهل سنت رفته‌اند و منابع فقهی ما با منابع زیدیه متفاوت است و در کلام نیز متاثر از معتزله هستند. اما با این حال اشتراکاتی نیز هست و شیخ صدوق بنا دارد میان شیعه امامیه و شیعه زیدیه تقریبی را بنا کند.

یادآوری می‌شود، در ادامه این نشست تخصصی، ملکی به تشریح منابع عیون اخبارالرضا(ع) پرداخت و سپس تأثیر این کتاب حدیثی را بر علوم حدیث، تفسیر، فقه، کلام و ادبیات و بازتاب مطالب آن را در آثار پس از خود تشریح کرد.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: