در ميان نيروهاى حاكم بر وجود انسان شايد هيچ نيرويى به اندازه عادت قوى نيست. وقتى كه انسان روحيه مردم را بشكافد میبيند آنچه كه حكومت بيشترى بر روحيه مردم دارد عادات است. 
در ميان نيروهاى حاكم بر وجود انسان شايد هيچ نيرويى به اندازه عادت قوى نيست. وقتى كه انسان روحيه مردم را بشكافد میبيند آنچه كه حكومت بيشترى بر روحيه مردم دارد عادات است. آنوقت عادات، عقل انسان را هم تحت تأثير قرار مىدهد، يعنى عقلش را براى توجيه عادتش بهکار میگیرد.
من اين را دقيقاً تجربه كردهام. اگر يک امر مذهبى براى مردم عادت شده باشد، چنانچه انسان صد تا دليل قاطع از نصّ قرآن و صدها حديث مسلم براى مردم بياورد، بگويد قرآن اين را مىگويد، امام جعفر صادق(ع) اين را مىگويد، امام باقر(ع) اين را میگويد، همه ائمه اين را گفتهاند، اين هم كلماتشان، برو بگرد، اگر غير اين تو چيزى پيدا كردى! قبول نمیكند. نمیگويد كه من قرآن يا حديث را قبول ندارم ولى كوشش میكند اينها را بهگونهاى توجيه و تأويل كند.
قرآن هم روى اين قضيه خيلى تكيه دارد. قرآن در توجيه مذهب شرک هميشه روى مسئله عادت و تقليد از گذشتگان و نياكان [تأكيد دارد.] من در قرآن، كاوش و مطالعه كردم، ديدم يكى از آن مسائلى كه همه پيامبران با آن روبهرو بودهاند، عادات و تقليدات است.
منبع: مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى(فلسفه تاریخ 4-1)؛ جلد 15؛ صفحه 946-945، با تلخیص و ویرایش جزئی.
انتهای پیام