
وقتی سخن میگوید پرت میشوم به دنیای شاهنامه، به فارسی کلاسیک، زبانی که از هزار سال پیش تاکنون زنده مانده و تکیهگاه بخشی از فرهنگ و ادب پارسی است. در جملاتی که استفاده میکند خبری از واژههای امروزی نیست و انگار زنی از چند سده قبل رو به رویت نشسته و آنچه که در بیش از پنج دهه زندگی پشت سرگذاشته را روایت میکند. دوست دارم ساعتها حرف بزند و با کلمات قصهسازش سفر کنم به سالهای ندیده و روزگاری که هر ایرانی به آن افتخار میکند. شاید وقتی برای اولینبار با فاطمهنساء همکلام میشوی فکر کنی در استفاده از واژههای پارسی دری اغراق میکند و سؤالهای زیادی به ذهنت خطور کند ولی کمکم متوجه میشوی که روح این کلمات با اصالت به جانش نشسته و از بازی با کلمات خبری نیست. علاقه به ادیان مختلف از کودکی در وجودش ریشه دوانده و همین شوق باعث شده امروز در حوزه دینپژوهی کارنامه درخشانی داشته باشد. میگوید آمدن و رفتن هر انسان به این دنیا نشانهای است و هیچکس بیهوده پا به این جهان نمیگذارد و باید اثری از خود به یادگار بگذارد به همین دلیل علیرغم سختیهای پیش رو به سراغ ترجمه قرآن به زبان پارسی و خط اوستایی رفته و این کار را نقطه عطف سالها فعالیت خود میداند. اینکه چطور شد که عشق و علاقه او به قرآن جرقه این کار را در ذهنش روشن کرد داستانی طولانی دارد که بخشی از آن را در گفتوگوی ایکنا از البرز با این مترجم و دینپژوه را در متن زیر میخوانیم.
ـ لطفا برای آشنایی بیشتر مخاطبان ایکنا ضمن معرفی خود بفرمایید چرا به دینپژوهی علاقمند شدید؟
به نام خداوند جان و خرد، خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستم. فاطمهنساء فرزانه، متولد تهران و اصالتا اهل رشت هستم. در رشته الهیات گرایش قرآنپژوهی تحصیل کردهام و سالهاست که در حوزه دینپژوهی مشغول فعالیت هستم.
از کودکی به تحقیق و بررسی درباره ادیان مختلف علاقهمند بودم و بهدنبال این بودم که بفهمم هدف از آمدن ادیان مختلف چیست؟ هرچه بیشتر در این مسیر پیش رفتم به این باور رسیدم که راه همه انبیای الهی یکی است. همه پیامبران ما را به سمت خیر، نیکی و لقای پروردگار و دوری از گمراهی و گناه توصیه میکنند.
ـ چطور شد که تصمیم به ترجمه قرآن به زبان پارسی و خط اوستایی گرفتید؟ آیا هدف خاصی داشتید؟
مدتهای زیادی درباره تورات، انجیل و اوستا پژوهش کردم و با توجه به گرایش تحصیلیام بارها قرآن را نیز خواندهام و از جهات مختلف دربارهاش تحقیق کردهام و هربار هم بیشتر و بیشتر محو اعجاز این کتاب الهی شدم. روزی به این فکر افتادم که قرآن را به زبان پارسی و خط اوستایی ترجمه کنم. قرآن کتابی ارزشمند است و خط اوستایی هم یک خط دینی است و چه چیز زیباتر از اینکه قرآن با یک خط دینی که زبان اوستا هم هست ترجمه شود. البته من قبل از ترجمه قرآن شاهنامه را هم از ابتدا تا پادشاهی آفریدون آبتین به زبان اوستا ترجمه کردهام و پسرم هم یک کتاب به اسم بینشنامه خسروانی دارد که آن را هم به همین زبان بازگردانی کردهام و این کار زمینهای شد تا برای ترجمه قرآن مصممتر شوم.
از نظر من باید به دین اسلام و قرآن بهعنوان آخرین کتاب الهی توجه ویژهای شود. اینکه تصمیم گرفتم قرآن را به زبان اوستا ترجمه کنم میتواند زمینه آشنایی هرچه بیشتر زرتشیان را با قرآن فراهم کند.
ـ ترجمه قرآن با توجه به اينکه لغات و مسائل بلاغی زیادی دارد نسبت به متون ديگر بسیار سختتر است چطور از پس ترجمه برآمدید؟
بله ترجمه قرآن بسيار دشوار است؛ چون مترجم بايد حداقل چند تفسير را ديده و با آن آشنا باشد. به تبع من هم برای اینکه بتوانم بهدرستی قرآن را به زبان اوستا ترجمه کنم تفسیرهای بسیاری را خواندم تا اول همه چیز برای خودم قابل فهم باشد. در آغاز کمی ترس داشتم چون ترجمه قرآن واقعا کار آسانی نیست. اگر یک کلمه جابهجا شود و یا درست معنی نشود ممکن است مفهوم آیه تغییر کند. من برای ترجمه آیات قرآن بسیار وقت گذاشتم و دقیق عمل کردم تا فردا در پیشگاه الهی شرمنده نشوم و سرانجام بعد از ترجمه پنج جزء، نتیجه کار را پیش استاد میرجلالدین کزازی، نویسنده، مترجم و شاهنامهپژوه بردم و ایشان نیز ترجمه را تأیید کرد و من با قوت بیشتری به کارم ادامه دادم و تاکنون 10 جزء قرآن را ترجمه کردهام.
ـ با کدام سوره یا آیه قرآن انس بیشتری دارید؟
من به سوره بقره علاقه خاصی دارم. هر وقت ناراحت یا ناامید میشوم به این سوره پناه میبرم. جزء جزء 286 آیه این سوره درس زندگی است و برای همه شرایط و موقعیتهای بشر راهکاری دارد. من با این سوره آرامش خاطر عجیبی دارم و هنگام ترجمه این سوره نیز 50 بار آن را بازنگری کردم نه اینکه از ترجمه خودم مطمئن نبودم بلکه از خواندندش چنان لذت میبرم که تمامی ندارد.
ـ ترجمه قرآن و انتشار آن نیازمند دریافت مجوز از نهادها و دستگاههای متولی امور قرآنی است آیا مجوزهای لازم را گرفتهاید؟
بله بعد از ارائه ترجمههایم به وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی مجوزهای لازم را دریافت کردم و اثرم را به عنوان «قرآن راهنامه رستگاری» به ثبت رساندم.
ـ تاکنون بازخوردی از جامعه زرتشیان در رابطه با ترجمه قرآن به زبان اوستا داشتهاید؟
واقعیت این است که هنوز شرایط برای انتشار این ترجمه پس از هفت سال فراهم نشده است و تعداد انگشتشماری از زرتشتیان از کاری که کردم اطلاع دارند، آن هم بهواسطه سالها پژوهش و آشنایی من با آنها بوده وگرنه اطلاعرسانی چندانی در این حوزه صورت نگرفته با اینکه ترجمه قرآن به زبان اوستا برای اولین بار است که در کشور انجام شده است، ولی متأسفانه بهدلیل برخی محدودیتها هنوز این کار چنان که باید دیده نشده است. البته همین دوستان زرتشی که دارم بعد از اینکه از چگونکی کار و هدفهایی که دنبال میکنم مطلع شدند بسیار استقبال کردند و آن را زمینهای برای نزدیکی بیشتر دین زرتشت و اسلام دانستند.
ـ در پایان چه انتظاری از مسئولان دارید؟
من بهعنوان یک مترجم و پژوهشگر سالهاست که در این حوزه فعالیت میکنم و همیشه هم در این راه با مشکلات متعدد از جمله مشکلات مالی مواجه بودهام. کسی که کار فرهنگی میکند نباید درگیر روزمرهگیها باشد باید تمام وقت و فکرش را صرف تحقیق و پژوهش کند. متأسفانه من بهدلیل محدودیتها و شرایطی که دارم نمیتوانم آنطور که لازم است برای علاقه خودم که همان تحقیق و پژوهش است وقت بگذارم. از مسئولان انتظار دارم که من را حمایت کنند تا بدون دغدغه مالی ترجمه قرآن را تمام و رسالتم را برای خدمت به دین و آخرین کتاب الهی به پایان برسانم.
انتهای پیام