امام سجاد(ع) به عنوان میراثدار پیام کربلا، اقدامات مختلفی را برای زنده نگه داشتن این نهضت در طول عمر پربرکتشان انجام دادند. شهید آیتالله مطهری سخنانی در خصوص گریههای آن امام همام بیان کردند که در این مجال مروری بر آنها داریم. 
براى علىبن الحسين فرصتى نظير فرصت امام أباعبداللَّه(ع) پدر بزرگوارش پيدا نشد، همچنان كه فرصتى نظير فرصتى كه براى امام صادق پديد آمد پيدا نشد، اما براى كسى كه مىخواهد خدمتگزار اسلام باشد همه مواقع فرصت است ولى شكل فرصتها فرق مىكند.
ببينيد امام زينالعابدين(ع) به صورت دعا چه افتخارى براى دنياى شيعه درست كرده؟! و در عين حال در همان لباس دعا امام كار خودش را مىكرد.
بعضى خيال كردهاند امام زينالعابدين(ع) چون در مدتى كه حضرت بعد از پدر بزرگوارشان حيات داشتند قيام به سيف نكردند، پس گذاشتند قضايا فراموش شود.ابداً [چنين نيست]، از هر بهانهاى استفاده مىكرد كه اثر قيام پدر بزرگوارش را زنده نگه دارد. آن گريهها كه گريه مىكرد و يادآورى مىنمود براى چه بود؟
آيا تنها يك حالتى بود مثل حالت آدمى كه فقط دلش مىسوزد و بىهدف گريه مىكند؟! يا مىخواست اين حادثه را زنده نگه دارد و مردم يادشان نرود كه چرا امام حسين(ع) قيام كرد و چه كسانى او را كشتند؟ اين بود كه گاهى امام گريه مىكرد، گريههاى زياد.
روزى يكى از خدمتگزارانش عرض كرد: آقا! آيا وقت آن نرسيده است كه شما از گريه بازايستيد؟ (فهميد كه امام براى عزيزانش مىگريد.) فرمود: چه مىگويى؟! يعقوب يك يوسف بيشتر نداشت، قرآن عواطف او را اينطور تشريح مى كند: «وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ». من در جلوى چشم خودم هجده يوسف را ديدم كه يكى پس از ديگرى بر زمين افتادند.
منبع: مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (سيرى در سيره ائمه اطهار عليهمالسلام)، جلد 18، صفحه 34-33، با تلخیص و ویرایش جزئی.
انتهای پیام