کد خبر: 4023918
تاریخ انتشار: ۰۶ دی ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۵
سیدمجتبی حسینی:

منکران معاد ناامیدانه زندگی می‌‎کنند/ آیا پیامبر(ص) مانند دیگران از اتفاقات متأثر می‌‎شد

سیدمجتبی حسینی بیان کرد: کسانی که معاد را انکار می‌‎کنند زندگی ناامیدی دارند. البته ممکن است شما بگویید که اینها زندگی خوبی دارند اما ظاهرش اینچنین است.

به گزارش ایکنا، چهارمین جلسه از تفسیر سوره رعد، با سخنرانی سیدمجتبی حسینی، شب گذشته 5 دی برگزار شد.

در ادامه متن این سخنان را می‌‎خوانید؛

«وَإِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَإِذَا كُنَّا تُرَابًا أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ؛ اگر تو تعجب می‌‎کنی، عجب از قول و اعتقاد اینها است که می‌‎گویند زمانی که خاک شدیم، در خلق جدید خواهیم بود؟ اینها کسانی هستند که به پروردگارشان کفر ورزیدند و یوق‌‎هایی در گردن‌‎های خود دارند. از اهل آتش هستند و در آنجا دائماً حضور دارند. از تو برای بدی قبل از خوبی درخواست می‌‎کنند؛ در حالی که پیش از این جلوه‌‎هایی از این مشکلات به وجود آمده بود و پروردگار تو با وجود ظلمشان صاحب مغفرت است و پروردگار تو شدیدالعقاب است».

خطاب آیه خطاب به پیامبر(ص) است. در آیات سور قبلی همچنان بحث را از اینجا می‌‎دیدیم که خدا دارد پیامبرش را تسلی می‌‎دهد و او را تقویت می‌‎کند که همین است که هست و ناراحت این چیزها نباش؛ چون آنها که باید ایمان بیاورند می‌‎آورند و دیگران هم ایمان نمی‌‎آورند. این نکته، خلاصه چند سوره قبل است. اما در اینجا پیامبر(ص) را از یک زاویه دیگر می‌‎بیند و می‌‎گوید اگر تعجب بکنی، تعجب از قول کافران است.

پیامبر(ص) مانند دیگران از اتفاقات متأثر می‌‎شود

نکته مهم اینکه ما تصورمان از پیامبر(ص) این است که ایشان مانند یک دیوار است و حوادثی برایش رخ نمی‌‎دهد؛ چون شأنش خراب می‌‎شود. حال آنکه آیه می‌‎گوید اگر تعجب کنی، تعجب اصلی در قول اینهاست. بنابراین گمان این است که پیامبر(ص) نسبت به اتفاقات هیچ واکنشی ندارد و مانند یک ضبط صوت است و اگر جلویش هرچه بگویید هیچ تأثیری در او ایجاد نمی‌‎شود؛ چون اصلاً با شئونات پیامبر(ص) سازگار نیست اما اینطور نبود که پیامبر(ص) متأثر نشود. در روایاتی هم داریم که فرمود؛ هر چیزی که دیگران را به شگفتی وا می‌‎داشت ایشان را هم شگفت‌‎زده می‌‎کرد.

سیره پیامبر(ص) چنین بوده است اما جالب اینکه برخی‌‎ها که به یک جایگاهی می‌‎رسند برای اینکه نشان دهند آدم مهمی هستند، نه خوشحال می‌‎شوند، نه متعجب می‌‎شوند و نه ناراحت. مثلاً نزد برخی آدم‌‎ها وقتی یک لطیفه‌‎ای هم تعریف می‌‎کنند، چون برای خودشان یکسری تصورات درست کرده‌‎اند، نمی‌‎خندند و تصور می‌‎کنند اگر بخندند کار بدی انجام داده‌‎اند و این در حالی است که رسول خدا(ص) همواره متبسم بودند.

چرا برخی‌‎ها با مردم مرزبندی می‌‎کنند

دلیل این رفتارها توسط برخی‌‎ها این است که نمی‌‎خواهند مرز بین خودشان و دیگران را بشکنند و تصور می‌‎کنند که اصطلاحاً آدم‌‎های مقابلشان پُر رو می‌‎شوند اما اگر اینچنین شود، مشخص می‌‎شود که این آدم‌‎ها چیزی در چنته ندارند و دستشان رو می‌‎شود، تصمیم می‌‎گیرند مرزبندی را داشته باشند. اما پیامبر(ص) هیچ کدام از این تصورات را نداشت. حتی در نقل‌‎هایی داریم که طرف سرش را روی پای پیامبر(ص) می‌‎گذاشت، حال آیا ما پیرو این پیغمبر(ص) هستیم؟

البته این را هم بگویم که مردم هم گاهی ممکن است سوءاستفاده‌‎هایی بکنند و نباید افراط و تفریط کرد و باید توجه کرد که این روش‌‎های تعاملی با مردم طی چندین هزار سال شکل گرفته است. به هر تقدیر پیامبر(ص) اینطور نبود که این مرزبندی داشته باشد و تصور کند دیگران پُر رو می‌‎شوند یا اینکه اینطور نبود که تحت تأثیر چیزی قرار بگیرند. گاهی اوقات غذای خوبی برای حضرت(ص) می‌‎آوردند و ایشان هم می‌‎خورد. یکبار برای ایشان مرغ بریان آوردند که البته غذای خوبی هم بود. حضرت(ص) فرمود؛ خدایا بهترین بنده خودت را با من برای این غذا شریک کن که بعد می‌‎بینند امیرالمؤمنین(ع) وارد مسجد می‌‎شوند. بنابراین این یک بُعد قضیه است که پیامبر(ص) هم واکنش‌‎هایی داشته است و اینطور نیست که ما تصور می‌کنیم و این ما هستیم که اهل ادا در آوردنیم و مثلاً می‌‎خواهیم نشان دهیم که زاهدیم. این در حالی است که در روایت فرمود: بالاترین درجه زهد پنهان کردن زهد است.

بحث‌‎هایی پیرامون خلق جدید

در مورد این بخش از آیه: «وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَإِذَا كُنَّا تُرَابًا أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ»، بحث‌‎هایی مطرح است و شبهاتی هم مطرح است که از جمله معروف‌‎ترین آنها، شبهه آکل و مأکول است که می‌‎گوید ما الآن یک نفر را دفن کردیم و سی سال دیگر اصلا از او خبری نیست. قطعات ما در زندگی و وجود دیگران می‌‎رود و مثلاً تبدیل به یک گوسفند می‌‎شود و آن گوسفند را یکی دیگر می‌‎خورد و ...‌، پس سوال مطرح می‌‎کنند که خداوند چطور ما را زنده می‌‎کند. اما این آیه از قول کافران می‌‎گوید: وقتی ما خاک می‌‎شویم در یک خلق جدیدی قرار می‌‎گیریم؟ که با استفهام انکاری و تعجب هم این را می‌‎گوید که مگر می‌‎شود که چنین شود؟

در سوره یس هم به استخوان‌‎های خرد اشاره کرده است که «قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ»؛ یعنی طرف یک استخوان را پودر کرد و گفت آیا کسی می‌‎خواهد ما را احیا کند؟ جواب آنجا بسیار عمیق است که فرمود: «قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ». اما در آیه سوره رعد به صورت کلی بحث را مطرح کرده است.

تفاوت حدیث با جدید

در اینجا یکی از نکاتی که باید توجه داشته باشیم این است که یک اصطلاح حدیث داریم و یک اصطلاح جدید که تفاوت‌‎هایی دارند. تجدید از جدید است و همان چیز قبل است اما به نحوی دیگر؛ مثلاً تصور کنید که یک دوره‌‎ای را گذاشته‌‎اند و می‌‎گویند این دوره تجدید می‌‎شود، نه اینکه احداث شود. حدیث در مورد چیزی به کار می‌‎رود که هیچ عقبه‌‎ای نداشته باشد اما جدید سابقه قبلی دارد ولو که تغییرات جدی هم کرده باشد و باید به این معنا در کلمه جدید توجه شود. قرآن می‌‎گوید اینها می‌‎گویند آیا در یک خلق جدید هستیم؟ مشکل ما خلق کردن یک نفر توسط خداوند نیست و به این خلقت نمی‌‎گوییم جدید، بلکه در خلق جدید یعنی باید یک سابقه‌‎ای وجود داشته باشد.

مسئله این است که ببینیم مشکل اینها چیست که می‌‎گویند آیا ما خلق جدید پیدا می‌‎کنیم؟ یعنی پارادوکسشان این بود که هم باشند و هم جدید باشند. اگر بگویید که خداوند بشری را خلق می‌‎کند تعجبی نداشت؛ چون یک چیزی خلق می‌‎شد اما بحث روی همان جدید بودن است. یعنی ما هستیم و نیستیم و هم اینکه ما همان موجود قبلی هستیم؛ اما همان موجودی که تبدیل به خاک شده و خاکش هم پودر شده است. در همین تهران، محله‌‎های شوش و سرچشمه، در گذشته قبرستان بوده‌‎اند اما حالا این محله‌‎ها مسکونی و تجاری شده‌‎اند و خبری از آن اجساد نیست. این پارادوکس برای برخی‌‎ها سخت بود که آن مطلب را مطرح کردند. سپس خدا می‌‎گوید: همین که این کار را سخت می‌‎دانید عجیب است. این یعنی گویی چنین تعجبی برای خیلی‌‎ها مطرح می‌‎شود و بحث تناسخ و شبهه آکل و ماکول و .. را مطرح می‌‎کنند که ریشه‌‎های تاریخی و ... نیز دارد.

دلیل تعجب کافران از خلق جدید چیست؟

بنابراین آیه می‌‎گوید این حرف شما تعجب دارد؛ چراکه برای خدا چنین خلق جدیدی، کاری ندارد. اما نکته این است که در جای دیگری می‌‎گوید: «وَ قَالُوا أَ إِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ كَافِرُونَ». اینجا نیز مجددا این استفهام را دارند که آیا ما در خلق جدید قرار می‌‎گیریم؟ اما آیه در ادامه می‌‎گوید: اینها به لقای پروردگارشان غافل هستند. اینها چون انتهای مطلب برایشان سخت است، از بن ریشه مسئله را می‌‎زنند. اگر طرف بگوید خدا را قبول ندارم که هیچ، اما اگر کسی خدا را قبول دارد که این خلق جدید برای خدا کاری ندارد، اما قرآن می‌‎گوید: دلیل چنین تعجبی، کفرشان نسبت به ملاقات با خداست و یک مانع درونی برای این قضیه وجود دارد.

همه کسانی که فلسفه خوانده‌‎اند و ... ریزه‌‎خوار این آیه هستند. آنطور که ما حساب می‌‎کنیم، خدا در اینجا باید بگوید که اینها به قدرت خدا کافر هستند یا مثلاً به خلقت کافر هستند اما می‌‎گوید؛ مشکل اینها این است که به لقای خداوند کافر هستند؛ یعنی نمی‌‎خواهند این لقاء را قبول کنند. حذف قیامت از اعتقادات، همه چیز را به هم می‌‎ریزد ولو که از خدا هم صحبت شود. امروزه بسیاری از معنویت‌‎ها بدون قیامت هستند و یکی از شگردهای فوق‌‎العاده زیبای شیطان است که مسئله را چنین جلوه می‌‎دهد. از طرفی به همین دلیل است که در قرآن، ایمان به روز قیامت در کنار ایمان به خدا آمده است و حتی اگر طرف صابئی هم باشد اما این دو ایمان را داشته باشد به بهشت می‌‎رود.

بنابراین می‌‎توان به این درک رسید که کسانی که معاد را انکار می‌‎کنند زندگی ناامیدی دارند. البته ممکن است شما بگویید که اینها زندگی خوبی دارند اما ظاهرش اینچنین است. در سوره عنکبوت نیز فرمود: «وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولَئِكَ يَئِسُوا مِنْ رَحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ». بنابراین این ملاقات مهم است و اگر ما این ملاقات با خدا را می‌‎فهمیدیم، می‌‎گفتیم پس کی این زمان می‌‎رسد نه اینکه بترسیم.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha