تاريخ كارش هميشه لوث (کردن واقعیت) است. افرادى جنايتى را مرتكب مىشوند و بعد خودشان در قيافه يك دلسوز ظاهر مىشوند براى اينكه تاريخ را لوث كنند، -همان - كارى كه مأمون كرد: امام رضا(ع) را شهيد مىكند، بعد خودش بيش از همه مشت به سرش مىزند و فرياد مىكند و مرثيهسرايى مىنمايد و لذا تاريخ را در ابهام باقى گذاشته كه عدهاى نمىتوانند باور كنند كه مأمون بوده است كه امام رضا(ع) را شهيد كرده است. اين لوث تاريخ است.
زهرا(س) براى اينكه تاريخ لوث نشود، - به علی علیه السلام - فرمود مرا شب دفن كن. لااقل اين علامت استفهام در تاريخ بماند: پيغمبر يك دختر كه بيشتر نداشت؛ چرا بايد اين يك دختر شبانه دفن بشود و چرا بايد قبرش مجهول بماند؟!
اين بزرگترين سياستى است كه زهراى مرضيه اعمال كرد كه اين در را به روى تاريخ باز بگذارد كه بعد از هزار سال هم كه شده بيايند و بگويند: وَ لِاىِّ الْامورِ تُدْفَنُ لَيْلًا / بِضْعَةُ الْمُصْطَفى وَ يُعْفى ثَراها.
تاريخ بگويد: سبحاناللَّه! چرا دختر پيغمبر را در شب دفن كنند؟! مگر تشييع جنازه يك امر مستحبى نيست، آن هم مستحب مؤكَّد، و آن هم تشييع جنازه دختر پيغمبر؟! چرا بايد افرادى معدود به او نماز بخوانند؟! و چرا اصلًا محل قبرش مجهول بماند و كسى نداند زهرا را در كجا دفن كردهاند؟!
منبع: مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى(سیری در سیره نبوی)؛ جلد 16؛ صفحه 188؛ با ویرایش جزئی.
انتهای پیام