کد خبر: 4029174
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۴۰۰ - ۱۰:۴۸
آیت‌الله سیفی مازندرانی پاسخ داد:

آیا خداوند زمین را آفرید تا «تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری»؟

آیت‌الله علی‌اکبر سیفی مازندرانی ضمن تفسیر آیات سوره بقره تصریح کرد: اولین معنایی که از عبارت «خلق لکم» به ذهن می‌آید این است که «ابر و ماه و مه و خورشید و فلک در کارند/ تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری»، ولی روایت می‌گوید اینطور نیست، بلکه معنای «خلق لکم» این است که این نعمات را برای هدفی که شما را برایش خلق کرده، آفریده است.

آیت الله سیفی مازندرانی

به گزارش ایکنا، جلسه تفسیر قرآن کریم، توسط آیت‌الله علی‌اکبر سیفی مازندرانی، از اساتید درس خارج حوزه علمیه قم، روز گذشته با محوریت سوره بقره برگزار شد.

در ادامه گزیده متن این جلسه را می‌خوانید؛

«كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»

در مورد این آیه مفسرین اقوال مختلفی دارند، آنچه ما اختیار کردیم این است که معنای «وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا» این است؛ در صلب، اموات بودید و حیات انسانی نداشتید. بنابراین اولین احیا در ارحام امهات است. سپس در این دنیا انسان می‌میرد. مقصود از «ثُمَّ يُحْيِيكُمْ» روز قیامت به نفخ صور است که خداوند همه مردگان را احیا می‌کند. در روایات هم فراوان درباره نفخ صور آمده است. در مورد «ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» یکی از اقوال مفسرین که در قیاس سایر اقوال بهتر است این است که وقتی انسان در قیامت احیا شد، به خدا رجوع می‌کند یعنی در سلطه الهی قرار می‌گیرد تا حساب و کتاب انجام شود. همه اینها به معنای رجوع نهایی الی الله است که پس از احیا بر اثر نفخ صور اتفاق می‌افتد.

عبارت علی بن ابراهیم در تفسیر آیه چنین است: «قوله‌ كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ‌ أي نطفة ميتة و علقة و أجرى فيكم الروح فأحياكم‌ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ‌ بعد ثُمَّ يُحْيِيكُمْ‌ في القيامة ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ‌». این کلام مجمل است و همه مراتب را توضیح نداده است.
ایشان سپس توضیح می‌دهد که حیات در کتاب الهی چند وجه دارد و به چند معنا آمده است: «الحياة في كتاب الله على وجوه كثيرة، فمن الحياة ابتداء خلق الإنسان- في قوله «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي‌» فهي الروح المخلوق خلقه الله و أجرى في الإنسان «فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ‌»» یک معنای حیات، ابتدای خلق حضرت آدم است که روح در کالبد گلین حضرت آدم دمیده شد.

وجه دوم معنای حیات، حیات نباتی است؛ «و الوجه الثاني من الحياة يعني به إنبات الأرض- و هو قوله‌ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها و الأرض الميتة التي لا نبات لها فإحياؤها بنباتها». معنای سوم حیات، دخول در بهشت است که در آن نوعی حیات متفاوت وجود دارد؛ «و وجه آخر من الحياة و هو دخول الجنة و هو قوله «اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ‌»» يعني الخلود في الجنة و الدليل على ذلك قوله «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ‌»» فرمایش ایشان درست نیست و مقصود از «لِما يُحْيِيكُمْ‌» این است که غرض رسول خدا این بود دفائن عقول را بیرون بیاورد و حیات معنوی به انسان ببخشد.

یکی از روایاتی که در ذیل آیه وارد شده این است: «قال رسول الله لِکُفَّارِ قُرَیْشٍ وَ الْیَهُودِ: کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ الَّذِی دَلَّکُمْ عَلَی طُرُقِ الْهُدَی وَ جَنَّبَکُمْ إِنْ أَطَعْتُمُوهُ سُبُلَ الرَّدَی؛ رسول‌ خدا به کفرپیشگان قریش و یهود فرمود: چگونه به خدایی کافر می‌شوید که شما را به ‌سوی هدایت راهنمایی نموده و اگر از او پیروی کنید شما را از راه‌های هلاکت دور می‌دارد؟»

اشاره رسول خدا(ص) به حیات برزخی

در روایت دیگری از رسول خدا(ص) در تفسیر آیه می‌خوانیم؛ «ثُمَّ یُمِیتُکُمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا وَ یُقْبِرُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ فِی الْقُبُورِ». این روایت به حیات برزخی اشاره دارد یعنی خداوند در عالم برزخ هم شما را احیا می‌کند. در ادامه روایت آمده است؛ «یُنْعِمُ فِیهَا الْمُؤْمِنِینَ بِنُبُوَّهْ مُحَمَّدٍ(ص) وَ وَلَایَهْ عَلِیٍّ(ع) وَ یُعَذِّبُ فِیهَا الْکَافِرِینَ بِهِمَا ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ فِی الْآخِرَهْ بِأَنْ تَمُوتُوا فِی الْقُبُورِ بَعْدُ ثُمَّ تُحْیَوْا لِلْبَعْثِ یَوْمَ الْقِیَامَهْ تُرْجَعُونَ إِلَی مَا وَعَدَکُمْ مِنَ الثَّوَابِ عَلَی الطَّاعَاتِ إِنْ کُنْتُمْ فَاعِلِیهَا وَ مِنَ الْعِقَابِ عَلَی الْمَعَاصِی إِنْ کُنْتُمْ مُقَارِفِیهَا». بعد از اینکه حیات برزخی پیدا کردید شما را به آخرت برمی‌گرداند و با نفخ صور از قبر احیا می‌شوید. وقتی نفخ صور دمیده شد افراد دوان‌دوان از قبر بلند می‌شوند و به سوی داعی که آنها را دعوت کرده است می‌روند.

در آیه بعد می‌فرماید؛ «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ». اولین معنایی که از این «خلق لکم» به ذهن می‌آید این است که «ابر و ماه و مه و خورشید و فلک در کارند/ تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری»، یعنی خدا همه نعمات روی زمین را برای بشر خلق کرده تا حیات داشته باشد ولی روایت می‌گوید اینطور نیست بلکه معنای «خلق لکم» این است که این نعمات را برای هدفی که شما را برایش خلق کرده، آفریده است و خلق زمین برای این است که این زندگی وسیله امتحان باشد. این تفسیر، تفسیر بسیار زیبایی است که به آن می‌رسیم. درباره کلمه «استوی» هم سه معنا ذکر شده است. یکی به معنای بالا رفتن است، یعنی امر و تدبیر خدا پس از خلقت زمین به سوی آسمان رفت. معنای دیگر «اقبل» و معنای دیگر «عمد» است که هر دو به یک معنا است. بنابراین معنای آیه روشن است.

در اولین روایت ذیل آیه از امیرالمومنین(ع) آمده است: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً لِتَعْتَبِرُوا بِهِ وَ تَتَوَصَّلُوا بِهِ إِلَی رِضْوَانِهِ وَ تَتَوَقَّوْا بِهِ مِنْ عَذَابِ نِیرَانِهِ». یعنی خداوند مافی الارض را برای شما خلق کرده است تا تامل و تفکر کنید خدا برای چه شما را ایجاد کرده است و دیده عبرت‌بین داشته باشید.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha