کد خبر: 4031501
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۳:۲۲
عباسی خراسانی بیان کرد:

عباسی خراسانی ضمن تفسیر آیاتی از سوره بقره تصریح کرد: کلمه «هو» در آیه شریفه ضمیر نیست، بلکه یک اسمی از اسما است یعنی مقام الوهیت غیر از مقام هویت است و مقام هویت غیر از مقام اسما و صفات و واحدیت است و همه اینها غیر از مقام احدیت است.

حجت الاسلام عباسی خراسانی

به گزارش ایکنا، جلسه تفسیر قرآن حجت‌الاسلام والمسلمین هادی عباسی خراسانی، صبح امروز، ششم بهمن‌ماه در حوزه علمیه قم برگزار شد.

عباسی خراسانی در این جلسه به شرح و تفسیر آیات 163 و 164 سوره بقره پرداخت. خداوند در این آیات می‌فرماید: «وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛ و معبود شما معبود يگانه‏ اى است كه جز او هيچ معبودى نيست [و اوست] بخشايشگر مهربان راستى كه در آفرينش آسمان‌ها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز و كشتي‌هايى كه در دريا روانند با آنچه به مردم سود مى ‏رساند و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن زمين را پس از مردنش زنده گردانيده و در آن هر گونه جنبنده‏‌اى پراكنده كرده و [نيز در] گردانيدن بادها و ابرى كه ميان آسمان و زمين آرميده است براى گروهى كه مى‏‌انديشند واقعا نشانه‏‌هايى [گويا] وجود دارد».

متن جلسه از نظر می‌گذرد؛

ارتباط این آیه با آیات قبل از چند جهت است، یکی اینکه در آیات قبل از قبله و ایمان و کفر صحبت شد حالا نوبت آن است که بحث توحید نهادینه شود. جهت ارتباط دیگر این است که آیات گذشته موضوعات مختلفی را بیان کردند، در این آیه هم بحث وحدت معبود و اینکه معبود یکی بیشتر نیست مطرح می‌شود. شما که در مسیر عبودیت هستید باید عبادتتان برای خدا باشد و خدا هم معبود واحد است. «اله» به معنای معبودی است که شایستگی عبادت را دارد. «واحد» هم غیر از «احد» است. واحد آن کسی است که اسمای مختلف دارد ولی این اسمای مختلف به یک چیز بازگشت دارند. این آیه بیانگر وحدت معبود است که وحدت معبود از وحدت خالق است و وحدت خالق از وحدت ذاتی نشات گرفته است. برخی گمان می‌کنند جمله «لا اله الا الله» نفی و ایجاب است در حالی که یک جمله بیشتر نیست. این جمله که در آیه آمده است هم همین‌طور است و فقط یک جمله است به این معنا که خدا و معبودی غیر خدا وجود ندارد. پس در مقام اثبات واجب‌الوجود نیست بلکه در مقام اثبات معبود واحد است.

اله برخی هوای نفسشان است. این آدم نمی‌تواند خداپرست باشد. برخی گمان می‌کنند موحد هستند ولی در مقام توحید فعلی موحد نیستند. مشرکین زمان پیامبر(ص) هم معبود واحد نداشتند نه اینکه معتقد باشند بت‌ها واجب‌الوجود هستند، یعنی آنها به این معتقد بودند که در نظام وجود خالقی هست، این خالق پروردگار موجودات است و واجب‌الوجود است ولی در مقام عبودیت برای خودشان بت‌هایی ساخته بودند و اسامی برای آنها گذاشته بودند. به همین جهت این آیه در مقام نفی تعدد خدایان است و در مقام اثبات معبود واحد است.

دعای امیرالمومنین(ع) در مقام هو هویت

جالب اینجا است کلمه «هو» در آیه شریفه ضمیر نیست، بلکه یک اسمی از اسما است یعنی مقام الوهیت غیر از مقام هویت است و مقام هویت غیر از مقام اسما و صفات و واحدیت است و همه اینها غیر از مقام احدیت است. حضرت امیر(ع) فرمودند «هو» اسم است، ضمیر نیست چون یکی از نشانه‌های اسم این است که منادا واقع می‌شود. به همین خاطر در دعایی از امیرالمومنین(ع) وارد شده است: «یا هُوَ یا مَن لا هُوَ إلاّ هُوَ» یعنی هیچ موجودی جز او نیست منتهی این سخن شایسته امیرالمومنین(ع) است که خودش مجمع اوصاف باری تعالی است لذا در مقام هو هویت حرف می‌زند. پس این آیه «وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ» قضیه واحده است نه اینکه دو قضیه باشد.

در پایان آیه دو صفت شریف «الرحمن» و «الرحیم» آمده است. رحمن بیانگر عمومیت رحمت است، رحیم بیانگر خصوصیت رحمت است همان تعبیری که در روایات داشتیم که رحمن صفت عام است ولی اسم خاص است ولی رحیم اسم عام است ولی صفت خاص است. رحیم استعداد لازم دارد و بعد از اینکه انسان فطرتش را پروراند مورد رحمت قرار می‌گیرد و لی رحمن رحمت عامه است.

حضرت حق در آیه بعدی چند عنوان و موضوع که انسان باید در آنها تفکر بکند را مطرح می‌فرماید. حضرت حق که احسن‌الخالقین است، احسن‌المخلوقین را دارد و احسن‌المخلوقین باید در مخلوقات تفکر کند. حضرت حق می‌فرمایند در آفرینش آسمان‌ها و زمین نشانه‌هایی است. کلمه «سماء» به صورت جمع آمده است چون عرب به هر بلندی سماء می‌گوید ولی زمین مفرد آمده است ولی مفردی است که می‌تواند دارای مصادیق مختلف باشد. مثلا کلمه «قوم» مفرد است ولی دارای مصادیق متعدد است.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: