کد خبر: 4031782
تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۳:۰۹

خطاهای شناختی؛ موریانه‌هایی که زندگی زوجین را متلاشی می‌کنند

نویسنده کتاب «موریانه‌ها آرام‌اند» معتقد است افراد با یک‌سری داشته‌ها و میراث‌ها از نسل قبل از خود وارد رابطه زناشویی می‌شوند و همین باورهای رسوب‌کرده در ذهن آنها که عمدتاً ناشی از خطاهای شناختی است، روابطشان را به چالش می‌کشد.

خطاهای شناختی

به گزارش ایکنا از اصفهان، مرکز مشاوره رها شب گذشته، ششم بهمن‌ماه برنامه‌ پخش زنده با موضوع کتاب «موریانه‌ها آرام‌اند؛ مهارت‌های مدیریت باورهای غلط و تحریف‌های شناختی همسران» نوشته سیدحمید آتش‌پور و نسرین محمدی‌نسب، چاپ انتشارات مهرستان با حضور یکی از نویسندگان کتاب در شبکه اینستاگرام برگزار کرد.

نسرین محمدی‌نسب، دکترای تخصصی روانشناسی و از نویسندگان کتاب «موریانه‌ها آرام‌اند» در معرفی آن، اظهار کرد: این کتاب درباره خطاهای شناختی زوجین است و درمانگران وقتی وارد اتاق درمان می‌شوند، چیزی که توجه آنها را جلب می‌کند، خطاهای شناختی است. وقتی با همکارم، آقای آتش‌پور صحبت می‌کردیم، متوجه شدیم یک‌سری از خطاهای شناختی در هیچ کتابی نیامده است، ولی زوجین دچار آن هستند. بنابراین، حدود یک سال طول کشید تا خطاهای موجود در روابط زوجین را استخراج کردیم، خطاهایی مثل اینکه «من باید برنده رابطه باشم»، «اگر همسرم مرا دوست دارد، باید همه جا از من حمایت کند»، «نباید همه واقعیت‌ها را بیان کرد»، یا «همه واقعیت را باید گفت، ولی به صورتی که خودمان می‌خواهیم» و... .

وی افزود: در واقع، متوجه شدیم یک‌سری از خطاهای شناختی یا از کهن‌الگوها ناشی می‌شود، یا از نسل‌های قبل منتقل شده، ولی در کتاب‌ها نیامده است. بنابراین، این خطاهای شناختی را پیدا کردیم و سپس به آسیب‌های این خطاها و راه‌های مقابله با آنها پرداختیم و برای اینکه خطاها برای مخاطب ملموس باشد، دیالوگ‌ها و داستان‌های واقعی مرتبط با آنها را نیز به کتاب افزودیم، البته این داستان‌ها با نام مستعار مراجعان نقل شده است و از طرف دیگر، در آنها تغییراتی داده شده تا داستان یک شخص به‌طور مشخص نباشد.

این روانشناس تصریح کرد: ما با داشته‌ها و میراثی از پدر و مادر خود ازدواج می‌کنیم، یعنی گاهی نقش مادر خود را در رابطه زناشویی داریم، گاهی نقش پدرمان و گاهی هم دقیقاً نقش مخالف آنها را. در واقع، میراث‌دار وضعیتی هستیم که آن را با خودمان به رابطه می‌آوریم. برای همین است که در ازدواج، مشکل از جایی شروع می‌شود که این باورها در ذهن زوجین ساخته شده و نشست کرده است و با همین رسوبات وارد رابطه شده‌اند.

وی به خطای شناختی زوجین در خصوص نحوه توجه کردن به یکدیگر اشاره کرد و گفت: در بسیاری از مواقع، زوجین با بیانی شگفت‌انگیز از طرف همسرشان در خصوص توجه نسبت به یکدیگر مواجه می‌شوند، در حالی که انتظار آنها در این خصوص چیز دیگری بوده است و هر کدام فکر می‌کنند نسبت به دیگری توجه و محبت خود را نشان داده‌اند. ما در اتاق درمان، از زوجین می‌خواهیم که تعریف خود از توجه را بیان کنند و بگویند اگر همسرشان چه کاری انجام دهد، متوجه می‌شوند که به آنها توجه کرده است. درمانگران خواستار این هستند که زوجین در جلسات درمانی درباره مواردی صحبت کنند که وقتی در خلوت خود هستند، در خصوص آنها به مشاجره می‌رسند. در کتاب «موریانه‌ها آرام‌اند»، این نوع اختلافات و باورها بیان و یک‌سری شیوه‌ها و تکنیک‌ها برای مقابله با آنها توصیه شده است.

محمدی‌نسب مهم‌ترین مسئله در ازدواج را تعهد خواند و ادامه داد: تعهد، نظامی ساختارمند و مثل زنجیره‌ای به هم پیوسته است، یعنی رفتارها، احساسات و حتی بعضاً افکار ما نشان می‌دهد که چقدر نسبت به طرف مقابل تعهد داریم.

وی اضافه کرد: تعهد مسلماً با تحمل تفاوت دارد، چون تحمل برگرفته از هیجان‌های سرکوب‌شده و تعهد نیازمند یک رفتار سازنده و سازمان‌یافته است. تحمل به این برمی‌گردد که ما سال‌ها و ماه‌ها، نیاز خود را بیان نمی‌کنیم و نمی‌گوییم طرف مقابل چگونه به ما توجه نشان دهد. تحمل به‌خصوص در میان زنان برگرفته از نوعی کهن‌الگو نیز هست، یعنی مادران به دختران‌شان تحمل کردن را یاد می‌دهند. البته بخشی از مردان نیز بر این باورند که زندگی زناشویی خود را تحمل می‌کنند، ولی موضوع این است که تحمل افراد جایی سرکوب می‌شود و تعهدها کنار می‌رود. در کتاب، راجع به توجه یا تحسین یا مقبولیت از نظر زوجین، به این موضوع پرداخته شده است که زوج‌ها باید انتظارات خود را بیان کنند و توقع نداشته باشند طرف مقابل خودش این نیازها و انتظارات را کشف کند.

نویسنده کتاب «موریانه‌ها آرام‌اند» بیان کرد: در رابطه میان زوجین، یک‌سری خطرات آشکار و پنهان وجود دارد که خطرات پنهان زمینه‌ساز خطرات آشکار هستند و از همین ذهن‌خوانی‌ها و صفر و صد دیدن‌ها شروع می‌شوند، اینکه احساسات خود را بیان نکنیم و انتظار داشته باشیم طرف مقابل آن را کشف کند، اعتمادمان به همسرمان را از دست بدهیم و فکر کنیم فرد بی‌ارزشی هستیم و احساسات‌مان ارزشی ندارد، نباید احساسات‌مان را خودافشایی کنیم و باید خودمان را طور دیگری نشان دهیم. این خطرات پنهان، فونداسیون خطرات آشکار را ایجاد می‌کند و در خصوص خطرات آشکار، می‌توان به ایجاد فاصله فیزیکی، داشتن برنامه‌های جداگانه و فقدان هدف مشترک، ساختن مثلث‌های مخرب، جبهه‌گیری و جنگ قدرت اشاره کرد.

وی افزود: وقتی در یک رابطه نقصی وجود دارد، درمان‌جو بعضاً به دنبال گرفتن این تأیید از درمانگر است که در رابطه، مظلوم واقع شده و تقصیرها متوجه طرف مقابل است. در اینجا، درمانگر باید حرفه‌ای عمل کند و به مراجع بگوید حتی اگر این همسرت بود که فاصله‌اش را با تو زیاد کرد، سهم تو که ثابت ایستاده‌ای، چیست؟ این باعث می‌شود مراجع قبول کند که همه تقصیرها متوجه طرف مقابل نیست و خودش نیز در مواردی مقصر بوده است. بنابراین، در آسیب‌شناسی این مسئله،  باید مرزها را مشخص و سهم‌بندی کنیم.

انتهای پیام
captcha