امروز مصادف با 25 رجب، سالروز شهادت هفتمین امام شیعیان، امام موسی کاظم(ع) است. ایرانیان به خصوص به این امام همام ارادت ویژهای دارند چرا که حرمهای بسیاری از فرزندان و نوادگان ایشان در ایران اسلامی مدفون است و ملجأ و پناهگاه عاشقان و دلدادگان مکتب عشق و بندگی هستند.
امام موسی کاظم(ع) سالهای پایانی عمر پربرکتشان را در زندانهای هارونالرشید سپری کردند و در نهایت هم در همین زندانها به شهادت رسیدند. ایشان مانند سایر ائمه معصومین دارای ویژگیها و مناقب زیادی بودند که از جمله آنها میتوان به کظم غیظ، عبادت، علم، بردباری، سخاوت، بخشندگی و غیره بوده است و اصولاً به دلیل فضل و کرامت زیادی که داشتند به بابالحوائج معروف شدند.
شهید آیتالله مطهری در کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» جلد 22 صفحه 866 با ذکر روایتی از امام موسی کاظم(ع) درسی را از مکتب این امام همام بیان کرد که در این مجال مرور میکنیم:
«امام موسی کاظم(ع) در حدیثی - خطاب به هشام - مىفرماید: قرآن كثرت را مذمت كرده است آنجا كه مىفرماید: «وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یضِلُّوكَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یخْرُصُونَ» (انعام/ 116) اگر اكثر مردم را پیروى كنى تو را گمراه مىكنند؛ چون اكثر مردم تابع عقل نیستند، تابع گمان و تخمین هستند، همین كه چیزى در خیالشان پیدا مىشود دنبالش مىروند، چون اكثر اینجور هستند، پس به اكثر اعتماد نكن. این هم خودش نوعى دیگر استقلال بخشیدن به عقل است و دعوت به اینكه عقل باید معیار باشد.
امام موسی کاظم(ع) در - ادامه خطاب به هشام - مىفرماید كه: هشام! به حرف مردم اعتنا نكن، به تشخیص مردم اعتنا نكن؛ تشخیص، تشخیص خودت باشد.
اى هشام! اگر در دست تو یک گردو باشد و هركس به تو برسد بگوید: به به! چه گوهر عالی! در هیچ خزانهاى پیدا نمىشود، تو كه مىبینى گوهر نیست نباید گول آنها را بخورى. نقطه مقابلش: اگر در دست تو گوهرى باشد و هركس به تو برسد بگوید: این گردو را از كجا آوردهاى؟ تو نباید اعتنا كنى. اگر همه مردم به این گوهر گفتند گردو، تو تابع تشخیص و عقل و فكر خودت باش و عقل را راهنماى خود قرار بده».
همچنین شیخ مفید در کتاب«الارشاد» درباره شخصیت امام موسی كاظم(ع) گفته است: «و كان ابوالحسن موسی علیهالسلام، أعبد أهل زمانه، و أفقههم، و أسخاهم كفّاً و اكرمهم نفسا یعنی ابوالحسن امام موسی كاظم علیهالسلام، از همه مردم عصرش پارساتر، داناتر، سخاوتمندتر و گرامیتر بود.
و قد روی الناس عن أبی الحسن موسی علیه السلام فأكثروا، و كان أفقه أهل زمانه حسب ما قدمناه و احفظهم لكتاب الله، و احسنهم صوتا بالقرآن، و كان اذا قرأ یحزن، و یبكی السامعون لتلاوته و كان الناس بالمدینه یسمونه زین المتهجدین، و سمی بالكاظم لما كظمه من الغیظ و صبر علیه من فعل الظالمین به، حتی مضی علیه السلام قتیلا فی حبسهم و وثاقهم. یعنی: مردم (منظور علمای اهل سنت) روایات فراوانی از ابی الحسن امام موسی كاظم علیهالسلام روایت كردند. آن حضرت را از همه معاصرانش داناتر و آگاهتر به كتاب الهی میدانستند و گفتهاند كه آن جناب، كتاب خدا) قرآن مجید (را از همه بهتر و با صدای دلنوازتر تلاوت میكرد و در هنگام قرائت قرآن مجید، میگریست و آنهایی كه در آن جا حاضر بودند، نیز میگریستند و مردم مدینه آن حضرت را زینت عبادت پیشگان و شب زندهداران مینامیدند و چون همواره خشم خود را فرو مینشانید و در برابر ستمگریهای ستمگران بردباری میکرد، وی را «كاظم» نامیدند و سرانجام در بند و زندان آنان به شهادت رسید».
انتهای پیام