فاطمه نوری، یک معلم قرآن در روستاهای همدان و حافظ کل قرآن در گفتوگو با ایکنا از همدان، با اشاره به اینکه در حال حاضر ۳۹ ساله هستم و صاحب دو فرزند، اظهار کرد: از ۲۱ سالگی شروع به حفظ قرآن کردم و پس از گذشت پنج سال تحت آموزش مربیان مؤسسات قرآنی توانستم حافظ کل قرآن شوم، البته این عنوان برایم سنگین است چراکه حافظ قرآن ابتدا باید عامل به آموزههای قرآن باشد.
وی در ادامه با بیان اینکه تقریباً 12 سال است که در زمینه آموزش قرآن فعالیت دارد، افزود: همه این 12 سال را در روستاها مشغول نبودم بلکه همیشه دیدگاهم این بوده هر جا که رزق و روزی دارد خداوند مرا در آن مسیر قرار داده و توانستهام یک مربی قرآنی باشم.
این حافظ کل قرآن گفت: قریب به چهار سال است که بهصورت افتخاری در روستاها مشغول به کار شدهام و از موجبات آرامش قلبم این است که بتوانم قرآن را بهصورت جهادی آموزش دهم چراکه نمیتوان برای یک کار قرآنی قیمت گذاشت گرچه شرایط جامعه بهگونهای است که همه انسانها به پولی که در اثر انجام فعالیتی دریافت میکنند نیاز دارند، اما من تصور میکنم برکات قرآن از راههای بسیار دیگری به زندگیام برمیگردد.
وی ادامه داد: تاکنون تقریباً ۱۵۰ متربی قرآنی تربیت کردهام و از جمله روستاهایی که برایم خاطرهآمیز شد و برای آموزش قرآن رفتوآمد میکردم، روستای وینسار از روستاهای قروه استان همدان بود که در آنجا بانوان از روستاهای اطراف هم برای یادگیری میآمدند مانند روستای گنداب، آب باریکه و...، در مدرسه غیرانتفاعی هم تدریس داشتهام که برکت همه این فعالیتها را در زندگی شخصیام دیدهام و با تمام وجود آن را لمس کردهام.
نوری با اشاره به اینکه از افتخارات من آموزش در روستاهاست، افزود: در شهر مؤسسات قرآنی زیادی وجود دارد و محافل قرآنی زیادی برگزار میشود، در چنین شرایطی اگر خانوادهها کمکاری کنند مقصر خودشان هستند. اما در روستاها وضعیت کاملاً متفاوت است. گاهی با شرایطی مواجه میشدم یا حتی میشنیدم که در فلان روستا افراد حتی احکام را هم بهدرستی نمیدانند و یا در یک جمعیت ۳۰۰ نفری در یک روستا فقط هفت یا هشت نفر نمازخوان پیدا میشد. شاید هر کسی هم به جای من بود، این شرایط را میدید بیتفاوت نمیشد. از این جهت تصور میکنم آموزش در روستاها از اجر بسیاری بالایی برخوردار است. الآن هم بنده و دوستان در حال پیگیری کار آموزش در روستاها هستیم و امیدواریم این کار با توفیق الهی دائمی باشد.
وی ادامه داد: خاطرم هست در یکی از روستاها ۵۰ نفر در مدت دو روز برای کلاسهای آموزش قرآن ثبتنام کردند و با ارادت خاصی سر کلاس حاضر میشدند و مدام مرا دعا میکردند که «الهی عاقبت بخیر شوی، الهی حاجتروا شوی» و من هم وقتی رضایت آنها را میدیدم بیشتر به کارم علاقهمند میشدم و انگیزه میگرفتم.
نوری با اشاره به اینکه تردد من برای رفتن به روستاها برای انجام تدریس در عین سختی همراه با عشق است، گفت: به هر حال هر سختی که ما در چنین مسیرهایی متحمل میشویم سختتر از راهی که شهدا رفتند نیست، شاید این مرارتهای ما پر کاهی باشد در مقابل کوهی از سختیهای این عزیزان. اما در همین راه هم اگر حمایت همسرم نبود هیچگاه نمیتوانستم قدم از قدم بردارم. او برای اینکه من در روستا مشغول آموزش قرآن باشم دو بار رفتوآمد میکرد. یک بار صبح زود مرا تا روستاها میرساند و برمیگشت و ظهر دوباره میآمد و مرا به همدان میرساند اگر اجری در این راه برایم باشد بیشتر از این اجر متعلق به همسرم است.
نوری در پایان اظهار کرد: با توجه به اینکه همیشه برکات آموزش قرآن را در زندگیام دیدهام دلم میخواهد تا وقتی که خداوند به من عمری میدهد بهصورت افتخاری مشغول به این کار باشم و به توفیق الله مایه خشنودی قلب آقا امام زمان(عج) شوم و بتوانم کوچکترین قدم در راه اسلام برداشته باشم.
انتهای پیام