به گزارش ایکنا از فارس، به نقل از روابط عمومی مرکز حافظ شناسی، سیصد و چهل و هفتمین نشست حافظانه مرکز حافظ شناسی عصر سهشنبه، سی و یکم خردادماه در شیراز برگزار شد. عنوان این نشست «جام می و خون دل» بود که با سخنرانی سیدمهدی زرقانی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد.
وی در این نشست، به تقابل گفتمانی حافظ و غزالی پرداخت و گفت: اشارتی صریح در متن غزلیات حافظ دال بر تقابل گفتمانی با غزالی وجود ندارد؛ اما نشانههایی هست که میتوان از آنها برای تبیین این تقابل سود جست. ویژگی سبکی حافظ چنین است که هر اشارت یا بخش زیادی از نشانههایی که نشاندهنده متنهای پیشین و مؤثر بر غزل اوست حذف میکند و با وجودی که شاعران بسیاری هستند که حافظ از آنها تأثیر گرفته، اما کدهای زبانشناسی مانند نام شخص که مؤید این تأثیر باشد، دیده نمیشود.
زرقانی برای نشان دادن تقابل دو گفتمان حافظ و غزالی صرفنظر از اینکه اینها چقدر از هم یا برهم تأثیر داشتند، از دو کلیدواژه لذت و زیبایی بهره گرفت و سپس با اشاره به اینکه تمرکزش در این بررسی بر «کیمیای سعادت» است، گفت: غزالی لذت را به لذتهای معنوی معطوف میکند و لذتهای مادی و بدنی برای او حالت فرعی و آمادهسازی دارد؛ او نمیتواند لذتهای مادی را انکار کند چون او به نظام احسن معتقد است بنابراین به این لذتها جنبه فرعی و در خدمت چیز دیگر میدهد.
وی با بیان اینکه معنادهی به جمال در نگاه غزالی ارتباطی با فعالیتهای بدنمندانه ما ندارد و در نگاه او اصالت با زیبایی و لذت معنوی است، افزود: لذت و زیبایی مادی اگر نقش معین داشته باشد و در چارچوب شریعت باشد، مطلوب است. گفتمان غزالی مبتنی بر زهد است اما زهد به معنای ریاضت بدن، پرهیز از دنیا، اصالت روح و اصالت آخرت. او چنین تصویری از جمال ارائه میدهد و استعاره خون دلی که من برای معرفی گفتمان غزالی در بحث زیبایی و لذت انتخاب کردم، نشان میدهد که اگر با دستگاهی که او پیشنهاد میدهد پیش بروید، همیشه در حال زجرکشیدن و رنج کشیدن بدنی هستید اما زهد غزالی به تعبیر حافظ زهد عبوس و ملال آور می شود؛ چون زیبایی بدنمندانه را کاملا به حاشیه میبرد یا موضع تندی در برابرش میگیرد.
استاد دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر اینکه در روزگار حافظ گفتمان تصوف، به اوج و عمل رسیده است، گفت: حافظ نقطه ضعف این گفتمان را نشان میدهد بنابراین تفسیری تازه از زندگی ارائه میکند که نقطه مقابل گفتمان کیمیای سعادت است. در زهد حافظانه بهرهگیری تام و تمام از آنچه داریم و چشم و دل سیرشدن معنا پیدا میکند. او تعریف و تفسیر دیگری از زهد ارائه کرده که اتفاقا خیلی بدنمندانه است. زهدی که اگر برای شما محدودیتی قائل میشود برای رسیدن به حتی لذت دنیایی بیشتر است نه لذت اخروی. حافظ با غزالی که میگوید لذت دنیا را کنار بگذار تا لذت آن دنیا نصیبت شود، موافق نیست. برعکس میگوید: ز میوههای بهشتی چه ذوق دریابد/ کسی که سیب زنخدان شاهدی نگزید. حافظ در راستای بازگرداندن زیبایی و لذت بدنمندانه به زندگی انسان ایرانی چند کار انجام داده است: اول اینکه بر لذت مادی و محسوس در سرتاسر دیوان فراوان تمرکز کرده است و دوم لذت و زیبایی که در نگاه غزالی غیبتش حس میشود در دیوان حافظ بدنمندانه هم میشود.
زرقانی اظهار کرد: اتقافی که در دیوان افتاده چرخش نگاه از بدن (به مثابه امر شر و مرکز نفسانیات شیطانی و درنتیجه سامانه فکری بدن ستیزانه) به بدن به مثابه امر زیبا و قدسیشده و قابل احترام است. در واقع در دیوان حافظ زیبایی و لذت در هیئتی مطرح میشود که خواننده احساس میکند زیبایی و لذت فینفسه گناه نیست و این درست نقطه مقابل نگاه غزالی است که با اصالتدادن بیشاز حد به زیبایی معنوی و تقابل بدن و روح این حس را به خواننده میدهد که زیبایی و لذت به خودی خود و فی حد نفسه گناه است.
یادآور میشود، این نشست که از سلسلهنشستهای ماهانه مرکز حافظشناسی-کرسی پژوهشی حافظ بود با همکاری ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، مرکز پژوهشهای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز و مدیریت فرهنگی این دانشگاه برگزار شد.
انتهای پیام