غدیر تجلی اراده خداوند و نقطه عطفی در تاریخ بشریت است. غدیر یک مکان محدود نیست، بلکه بیمنتها و جاودانه است. زنجیره تداوم ایمان، وجدان پاک هستی و نبض حیات حقیقت است. زهی سعادت که با غدیر آشناییم و به آن مهر میورزیم و در سایهسار نخل ولایت، نفسی تازه میکنیم و در تداوم پیمودن راه حق به افقهای روشن دوردست چشم میدوزیم.
غدیر نه برکهای که دریایی است خروشنده، آسمانی است پر ستاره، تأکیدی است بر حقانیت حقیقت مطلق، مظهری است بر قداست حق، دنیایی است به گستردگی قلبهای حقطلب و فضایی است سرشار از ترنم ایمان. ما با غدیر زندهایم و از دریای بیکرانهای که در غدیر از فراز دست رسول(ص) بر سرزمین بشریت جاری شد، طراوت و روشنایی میگیریم و دست تولّی به دامن خورشید میزنیم.
غدیر خم در بین راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام یعنی مکه و مدینه قرار دارد که در زمان پیامبر گرامی اسلام کاروانهای حج در آنجا از هم جدا میشدند و هر کاروان به سرزمین خود میرفت. در خصوص علت نامگذاری این مکان به غدیر خم احتمالاتی مطرح است که از آن جمله میتوان گفت به دلیل آب و هوای این منطقه به نام غدیر خم معروف بوده است و پیامبر گرامی اسلام در مسیر بازگشت از مکه و در حجج الوداع در غدیر خم حضرت علی(ع) را امام، وصی و جانشین خود به مردم معرفی کرد.
واقعه غدیر صرفا نام یک سرزمین نیست بلکه یک تفکر است و نشانهای از تداوم خط نبوت است. غدیر روز اکمال دین، اطعام نعمت و روز خشنودی خداوند است.
پیامبر گرامی اسلام بعد از پایان حج شهر مکه را به سمت مدینه ترک کرد و به امر خدا در واقعه غدیر خم که مصادف با هجدهم ذیالحجه بود در مکانی به نام غدیر خم مردم را گردهم آورد و خطاب به مردم با صدای بلند فرمودند ستایش از آن خداست، از او یاری میخواهیم و به او ایمان داریم و بر او توکل میکنیم و از شر نفسهای خویش و بدی کردارهایمان به خدایی پناه میبریم که جز او برای گمراهان هادی و راهنما نیست، خدایی که هر کس را هدایت کرد برای او گمراه کنندهای نیست. گواهی میدهیم که خدایی جز او نیست و محمد بنده خدا و فرستاده او است.
حضرت علی(ع) شهامت جهاد اكبر را با شجاعت جهاد اصغر به هم آمیخت و سلحشوری پیكارهای مصاف اسلام و كفر را به خود اختصاص داد و در دوران نوجوانی سران و صنادیدِ عرب را به خاك افكند و شاخ شاخمداران قبایل را در هم شكست چنانكه خودش در این باره فرمود: أنا وَضَعْتُ فى الصِغَر بكَلاكِلِ العَرَب و كَسَرْتُ نَواجِمَ قُرونِ ربیعةَ و مُضَر..
خود علی بن ابیطالب(ع) دین آزادی داشت و سعی میکرد دین جامعه را نیز آزاد کند. آزاد بودن دین علوی در بخش اندیشه از گزند وهم و خیال بود و در بخش انگیزه از آسیب شهوت و غضب. آن حضرت سعی میکرد این دین آزاد را با همین وضع به جامعه معرفی کند لذا در عهدنامهای كه برای مالك هنگام اعزام به مصر مرقوم فرمود چنین نوشتند كه: «فَإِن هذا الدینَ قَدْ كَانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ یعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوی وَ تُطْلَبُ بِهِ الدنْیا» انسان در سایه دین كریم میشود، در سایه دین خلیفه خدا میشود و در سایه دین از عزت بهره دارد و مانند آن؛ این دین پیش از تصدی خلافت توسط وجود مبارك امیرالمؤمنین(ع) به اسارت رفته بود و برخیها نگذاشتند دین در جامعه گسترش پیدا كند؛ برخیها دین را تحریف كرده و در جامعه منتشر كردند درست مثل همین وضعی كه عرب اسبا كنونی مبتلاست و برخیها دین را مصادره كردند یعنی با اینکه مسلمانند اهل نماز و روزهاند ولی قرآن و سنت معصومین(ع) را آن طوری كه مایل اند تفسیر میكنند و آن طوری كه حق است تفسیر نمیكنند.
گروه دیگری هم اصلاً نمیگذارند دین در جامعه رواج پیدا كند و دین را فسون و فسانه میدانند لذا از دین به عنوان افیون یاد میكنند و مانند آن که این دو خطر هر كدام به نوبه خود دین را به اسارت گرفته است لذا استكبار و صهیونیسم مانع ظهور دین هستند و شیوخ منطقه و مانند آن مانع برداشت صحیح از دین تفسیر صحیح دین و عمل صحیح به دین هستند.
حجتالاسلام علیرضا حدادیان، دبیر مجمع نخبگان حوزوی و دانشگاهی فارس
انتهای پیام