کد خبر: 4073901
تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۷:۳۲

خوشبختی در خاورمیانه؛ ممکن یا غیرممکن؟

منطقه خاورمیانه مدت‌هاست که به محل مناقشات و جنگ‌های زیادی تبدیل شده است و همین مسئله می‌تواند اهالی و ساکنان آن را به این فکر وادارد که آیا با وجود این همه تنش، خوشبختی و رضایت داشتن از زندگی ممکن است، یا اینکه باید قید آن را بزنند.

نشست گفت‌وگو درباره کتاب «راهنمای رستگاری در جابلقا»

به گزارش ایکنا از اصفهان، «راهنمای رستگاری در جابلقا؛ کتاب خودیاری، خوشدلی و رضایت برای خاورمیانه‌ای‌ها» عنوان کتابی نوشته علی مرسلی است که روز گذشته، چهارم مردادماه جمعی از دوستداران کتاب را در کتابفروشی جهاددانشگاهی اصفهان گرد هم آورد تا درباره آن به گفت‌وگو بپردازند.

احسان کاظمی، پژوهشگر و روانشناس، کتاب را به جعبه ابزاری تشبیه کرد که درباره همه چیز صحبت کرده است، به جز آنچه قرار بوده درباره آن صحبت کند. وی اظهار کرد: متأسفانه در سال‌های اخیر، بارها شاهد کتاب‌سازی بوده‌ایم و این کتاب هم یکی از نمونه‌های آن است. البته هدف ما، نقد، معرفی و تبلیغ کتاب نیست، بلکه می‌خواهیم موضوع آن را دستمایه گفت‌وگو و بسط موضوعی و مفهومی قرار دهیم و از دل آن، اندیشه‌های نو خلق و مبادله کنیم.

کاظمی فصل‌های هفت‌گانه کتاب را مانند قطعات پازلی دانست که به اشتباه کنار هم قرار گرفته‌اند و هر طور بخواهیم آنها را کنار هم قرار دهیم، تصویری که نویسنده ادعا می‌کند، به‌دست نمی‌آید و او حتی با زیرکی از پاسخگویی به پرسش‌هایی که خودش مطرح کرده است، فرار می‌کند.

وی به عنوان کتاب اشاره کرد و گفت: جابلقا، مکانی فرضی و اسطوره‌ای در مقابل جابلسا است که یکی از این دو در شرق و دیگری در غرب قرار دارد. رستگاری هم واژه‌ای آن‌جهانی است و به معدل پایان سال می‌ماند، ولی نویسنده با اینکه می‌گوید این کتاب از آن کتاب‌های خودیاری نیست که مخاطب فکر می‌کند، دقیقاً توضیح نمی‌دهد که پس از کدام نوع این کتاب‌ها به‌حساب می‌آید. به هر حال، یک کتاب خودیاری باید راهکار مشخص ارائه دهد. واژه خوشدلی نیز تقریباً در مکالمات ما نادر است و در ادبیات روانشناختی هم استفاده نمی‌شود. از طرف دیگر، آیا رضایت نسخه‌ای دارد که نویسنده مدعی شده است در کتاب خودیاری‌اش می‌تواند آن را به ما آموزش دهد؟

این روانشناس بیان کرد: فصل سوم با عنوان «خوشبختی در خاورمیانه»، مفصل‌ترین فصل کتاب است و به بیان مؤلفه‌هایی می‌پردازد که مستقیم یا غیرمستقیم بر خوشبختی سایه می‌افکنند. البته نویسنده درباره اینکه آیا در خاورمیانه می‌توان رستگار شد یا نه، آب پاکی را روی دست‌مان ریخته و گفته است اگر قرار باشد به خوشدلی و رضایت برسیم، چند نسل بعد این اتفاق می‌افتد. من هم آب پاکی را روی دست شما می‌ریزم و می‌گویم قرار نیست با خواندن این کتاب به رستگاری و رضایت برسید.

وی ادامه داد: به‌عنوان یک مشاور، این جمله را زیاد از مراجعان می‌شنوم که جای خوبی به دنیا نیامده‌ایم، یا ای کاش در خانواده دیگری به دنیا آمده بودیم و یا حتی در شهر دیگری می‌توانستیم زندگی کنیم. بنابراین، این سؤال مطرح می‌شود که چقدر دغدغه انسان دیروز و امروز و فردا باید خوشبختی، رضایت و خوشدلی باشد و چقدر باید به این موضوع توجه کنیم؟ زندگی فی‌نفسه همه چیز دارد، آیا می‌توان مانند سبزی خوردن، بخش‌هایی از آن را پاک و احساس خوشبختی کرد؟ چرا همواره باید دنبال رضایت بگردیم و مگر رضایت قرار است همیشه وجود داشته باشد؟ آیا خوشبختی، مفهومی شخصی است یا معطوف به محیطی که در آن زندگی می‌کنیم؟ فکر می‌کنید رضایتمندی از زندگی باید به‌صورت ایده‌آل باشد یا نسبی؟

یکی از حضار در پاسخ به این سؤالات، گفت: خوشبختی، امری درونی است و هر کس می‌تواند تعریف متفاوتی از آن داشته باشد. بنابراین، در خاورمیانه هم با این همه مشکلات و سختی‌ها، می‌توان خوشبخت زندگی کرد و این بستگی به خود افراد دارد.

شرکت‌کننده دیگر معتقد بود: شعارهایی مانند اینکه هر کس باید خوشبختی را در درون خودش احساس کند و قانع و رضایتمند باشد، درست نیست و خوشبختی باید از طریق شرایط و قوانین مدنی برای افراد تضمین شود. نمی‌توان گفت خوشبختی فقط به خودمان بستگی دارد، بلکه شرایط اطراف نیز در آن دخیل است. هر کس بنا به دیدگاه خود، مفاهیم را تعریف می‌کند. مثلاً، خوشبختی برای من ممکن است داشتن یک زندگی ایده‌آل و غرق شدن در پول باشد که از طریق آن بتوانم خیلی چیزها را تغییر دهم.

کاظمی این بحث را مطرح کرد که ما ایرانی‌ها زیاد خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم، ولی این مقایسه چقدر می‌تواند مقدمه تقلید باشد؟ یعنی آن‌قدر خودمان را با مردمان کشورهای دیگر مقایسه می‌کنیم که آرام آرام دوست داریم فرهنگ و سبک زندگی آنها را درونی کنیم و از فشار روانی ناشی از مقایسه و احساس عقب‌ماندگی بکاهیم. ما ممکن است چند روزی به کشوری دیگر برویم و جاذبه‌های گردشگری‌اش را ببینیم و وقتی برمی‌گردیم، از خوبی‌های آن کشور و مردمانش بگوییم، ولی در آن کشور زندگی نکرده‌ایم تا متوجه شویم چه مسائل و مشکلاتی دارد. بنابراین، این سؤال مطرح می‌شود که ذهن مقایسه‌گر ما چقدر عامل کاهنده حس خوشبختی است؟

یکی از حاضران در جلسه، اظهار کرد: رنج‌ها عمیق‌ترند و بیشتر به چشم می‌آیند، اگر حساب کنم که در طول روز چند بار خوشحال یا ناراحت شدم، حتی اگر تعداد دفعات خوشحالی بیشتر باشد، اتفاقات ناراحت‌کننده بیشتر به چشم می‌آید. به همین دلیل، با وجود اینکه اوضاع روبراه است، مدام دنبال این هستم که رضایت را به اندازه رنج عمیق کنم و بیشتر آن را داشته باشم. شاید به همین دلیل است که دنبال رضایت می‌گردیم، یعنی رضایت وجود دارد، ولی به اندازه رنج، ثابت و عمیق نیست.

کاظمی در ادامه گفت: نویسنده وقتی از بی‌ثباتی صحبت می‌کند، آن را یکی از عوامل عقب‌ماندگی می‌شمرد. آیا تغییر که لازمه پیشرفت است، بی‌ثباتی را به همراه ندارد و آیا ثبات گاهی عامل رخوت و رکود در زندگی نیست؟ آیا بعضاً این واژه‌ها را اشتباه برداشت نمی‌کنیم؟ از طرف دیگر، ما چقدر باعث نارضایتی برای یکدیگر می‌شویم؟

یکی از شرکت‌کنندگان پاسخ داد: روانشناسی زرد کافی بودن ما را رد می‌کند و می‌گوید باید فراتر از آنچه هستیم، باشیم، مدام تلاش کنیم و اگر به موفقیت و رضایت نرسیدیم، تقصیر خودمان است. این خودش باعث نارضایتی و احساس کمبود می‌شود. البته نباید چشم‌مان را به روی کاستی‌ها و عیوب ببندیم، ولی اینکه به ما گفته شود کافی نیستیم، خیلی باید تلاش کنیم و با قدرت ذهن‌مان به هر چه می‌خواهیم، می‌توانیم برسیم، درست نیست و بیشتر باعث ایجاد خلأ در درون ما می‌شود.

انتهای پیام
captcha